ادبستان معرفت
استاد محمد مهدی معماریان ساوجی

۱۴۰۰-۸-۱۰ فص فاطمیه جلسه ۶۴

بسم الله الرحمن الرحیم

 دوشنبه ۱۴۰۰/۰۸/۱۰ /درس فصوص

موضوع: فی مدیحه الزهراء علیها السلام

ترا سرمایه احیا بود در زندگی مردن …

(اشاره دارد به حدیث ” موتوا قبلان تموتوا”

موت ارادی مرتبه‌ای که انسان آن اموری که برایش مهم است، مثل انسانی که مرده است و آن اموری که متعلق به دنیاست آنهم توهم دنیا

اینهارا کنار بزندموت ارادی به این معناست، یکی مربوط به لباس….. این جوری باشد که علی السویه باشد مثل انسان مرده

انسان مرده فرق می‌کند که کفنش چه جوری باشد؟

یا آزار خلق، موت اسود، موت اخضر موت ابیض.‌..

آیه قرآن در مورد نبی اکرم ص فرمود: اگر تورا تکذیب می‌کنند از تکذیب دیگران ناراحت نشوید انبیای قبل از تو را هم تکذیب می‌کردند حرف دیگران برای شما مهم نباشد

رضای الهی برای شما مهم باشد.

دم عشق مبارک دم کزو شد بارور مریم…..

دم یعنی نفس، نغس او مبارک است و حضرت مریم با آن بارور شد اشاره به مقام روح دارد.

بسی صحرا……. اشاره دارد به عصای حضرت موسی و شکافتن دریا …. و اتصال به روح القدس است.

جناب قدس وحدت را اگر می آروز داری….

اگر می‌خواهی به مقام وحدت راه پیدا کنید، مقام وحدت منظور شهود وحدت است.

آقاسید علی قاضی فرماید: به ما گفتند وحدت وجود جزو اسرار ما اهل بیت است، این نیست که هرکس بفهمد، رسیدنش خیلی کار می‌خواهد اگر می‌خواهید به آن برسید تو مثل یک حباب می‌مانی دراین دریای وجود تا این حباب هست یک تعین هست وقتی حباب بترکدفقط دریا می‌ماند

اگر می‌خواهید به آن وحدت برسید خودت را نباید ببینید، رمز معرفت نفس همین است، من عرف نفسه فقد عرف ربه

در کتاب معرفت نفس آقا جان اول کلمه‌ای که نوشتند ” هو” است و این کلید معرفت نفس است

وقتی انسان، ذاکر به این ذکر می‌شود با توجه و تا آن ذکر در جان بنشیند و خودش را نشان بدهد

سؤال: من کیستم؟

یاهو یامن لا هو الا هو

فقط یک حقیقت می‌تواند بگوید من منم

” إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ ”

طه

إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلَاهَ لِذِکرِی

همانا! من خدایم که جز من معبودی نیست، پس مرا بپرست و نماز را برای یاد من برپا دار. (۱۴)

در تورات هم این کلمه به این صورت آمده است، Iam, lam

فقط خداست که می‌گوید من منم

پس من کیستم؟

وقتی من نیستم بعد می‌بیند من او (هو) هستم

این را می‌بیند نه اینکه بخواهد ادا در بیاورد

فکر کند در موردش می‌بیند من نیستم اوست

توجه به آن دریای وحدت باید این حباب بشکند وقتی بشکند می‌بیند فقط خداست

لااله الا الله خدایی نیست جز الله

فقط یک خدا است لااله الاالله وجلوات بی پایان الهی

” هر لحظه به شکلی بت عیار برآمد ”

به شکلهای مختلف، آسمان، زمین، فلک، ملک، انسان حیوان به انواع و اقسام مختلف جلوات حق است

نکته اخلاقی: هرچیزی که برای انسان منم بیاورد انسان را دور کرده از خدا – عبادت باشد، ذکر باشد، بگویی من، من بهترم دور شده‌اید! فقط اوست

موحد باش و عاشق شو که روی شاهد غیبی….

موحد باش یکتا پرست حقیقی نه یکتا پرستی که خدای ذهنی خودش را بپرستد،

موحد باش و عاشق شو بالاتر از طالب عاشق باید باشید

عاشق جز معشوق چیزی نمی‌خواهد و نمی‌بیند…

اقاجان: این‌ها دنیا نیست دست هر بی سر و پایی باشد،

فقط وقتی نقاب را کنار میزند که پیش عاشق شیدا باشد

انقطاع الی الله، عشق انقطاع می‌آورد

دعای رسول اکرم: اللّهمّ إنّى أسألک حُبَّکَ وَحُبَّ مَنْ یُحِبُّکَ وَحُبَّ کُلِّ عَمَلٍ یُوصِلُنى‏ اِلى‏ قُرْبِکَ، وَاَنْ تَجْعَلَکَ اَحَبَّ اِلَىَّ مِمَّا سِواکَ

غبار تن پرستی را حجاب چهر جانان دان……

با این شهوت و غضب عقل ضعیف می‌شود وباید مهار کرد.. این پرده را بیا پاره کن عاشق وار شهوت و غضب را بینداز پشت سرت تا آن چهره زیبا خودش را نشان

بدهد.

سالک الی الله خیلی باید مراقب خودش باشد.

اگر نه بت پرستی رو ازین اثبات نفی کن….

لااله الاالله، لا اله نفی است نیست خدایی، ماسوا را نفی می‌کند، بعد می گویید الا الله اثبات می‌کند

روایت: اصدق الاقوال قول لااله الاالله است، صادق‌ترین قول است

در لاحول و لا قوه الا باالله حول  وقوه را نفی میکند اما در لا اله الا الله ذوات اشیاء را نفی می‌کند ذاتی نیست الا الله، نفی کن تا مشهودت شود، آن شاهد” الا” خودش را نشان بدهد

در عظمت ذکری به لا اله الا الله نمی‌رسد

هر ذکری خاصیتی دارد عظمت در لا اله الا الله است.

خیلی چیزهایی در لااله الاالله است

وقتی شما می گویید لا اله الا الله روح یک چرخی یک دوری تو عالم میزند و ممکن است این وسط یک شکاری کند

رسول اکرم ص فرمودند: قولوا لا اله الا الله تفلحوا

بگویید لا اله الا الله تا به رستگاری برسید یعنی لااله الاالله انسان را به رستگاری می‌رساند.

تعالی شأنه حسنش بچشم عقل در ناید….

اشاره به حدیث رسول الله ص خداوند از عقول محتجب است همانگونه که از دیدگان محتجب است.

در ملاء اعلی هم دنبال خدا می‌گردند!

همانجوری که شما این جا دنبال خدا می‌گردید!

زیبائیش به چشم عقل در نمی‌آید

در یک جلوه رویش ظهورات بیشمار دراین عالم دارد ظهور می‌کند

از علم الهی دارند اشیاء ظهور می‌کنند

حضرت الهی آن به آن از ازل تا ابد درحال ظهور و بروز است

با عقل نمی‌شود خدا را شناخت همین مقدار می‌شود شناخت که خدایی هست

لذا برای شناخت خدا ما به انبیاء احتیاج داریم به قرآن احتیاج داریم که اگر قرآن نبود باب معرفت الله مسدود بود بروی انسان.

تو عین الخضر روحانی نمی‌یابی بآسانی….

عین الخضر – چشمه آب حیات

چشمه خضر روحانی کجاست؟ قرآن: مجمع البحرین، محل تلاقی دو دریا

الکهف

وَإِذْ قَالَ مُوسَیٰ لِفَتَاهُ لَا أَبْرَحُ حَتَّیٰ أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَینِ أَوْ أَمْضِی حُقُبًا

یعنی به این سادگی نمی‌شود دست پیدا کرد

مگر خضر رهی جویی …

یعنی استاد، داشته باشی، استادی که خودش به چشمه حیات رسیده باشد

گلستان گرددت. از عشق آتشدان نمرودی….

اگر می‌خواهید آتش نمرود برایتان سرد وسلامت بشود گلستان بشود خلیل آسا این چهار تا پرنده را بگیرو بکش

این پرندگان خشم و شهوتند

بنور عشق ربانی گذر ز اطوار پنهانی….

مراتب پنهانی را باید طی کنید منتهی نور ربانی می‌خواهید نور باعث دیدن است هر مرتبه‌ای نور خاص خودش را می‌خواهد اینجا نور لامپ احتیاج داریم،. در فکر کردن شما نور علم می‌خواهید برای کشف وشهود یک نور دیگه ای می‌خواهید

دعای امیرالمومنین ع که فرمودند

«اللَهُمَّ نَوِّرْ ظَاهِرِی بِطَاعَتِکَ، وَ بَاطِنِی بِمَحَبَّتِکَ، وَ قَلْبِی بِمَعْرِفَتِکَ، وَ رُوحِی بِمُشَاهَدَتَکِ، وَ سِرِّی بِاسْتِقْلَالِ اتِّصَالِ حَضْرَتِکَ؛ یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الإکْرَامِ

پس هر کدام یک نور می‌خواهند که نور هر کدام جدای از دیگری است …. یک جا نور عقل، نور علم، نور تقوا، نور اعمال …نماز یک نوری دارد که غیر از نور روزه است..

۵ – نماز، زکات، روزه حج، جهاد، بعد ولایت که ولایت کامل کننده همه اینهاست،

روایت: این نورها در قبر عرضه می‌شوند به انسان

آیه: نور آنها در پیش روی آنها و سمت راست آنها حرکت می‌کند نور پیش رو نور ولایت است نور امام است

نور سمت راست نور اعمال است

اصحاب یمین با دست راست می‌گیرند به ایمانهم

برابر طور دل بشنو نواهای ربوبیت….‌

از آن اطوار پنهانی می‌خواهید رد بشوید نور عشق ربانی می‌خواهد

بیا تا عرش رحمانی بیا بیرون از آن صحرا

از بیابان بیا بیرون که محیط بشوید به این ظلمتکده

چقدر در قران به کوه اشاره شده است

حضرت موسی ع به کوه طور رفت برای مناجات و پیامبر ما به غار حرا

حضرت داوود – یا جبال، ای کوه‌ها گریه کنید با داوود..‌

این کوه در وجود ما در عالم صغیر انسانی می‌شود قلب، دل

به طور دل بالا برو بشنو نواهای ربوبیت …موسی ع

و نادیناه من جانب الطور الایمن… خداوند درگوشی باموسی حرف میزند

از کوه دل باید بالا بروید ” فَاسْتَمِعْ لِمَا یوحَیٰ”

طه

وَأَنَا اخْتَرْتُک فَاسْتَمِعْ لِمَا یوحَیٰ

انسان باید چه مقامی پیدا کند لایق این بشود

که خداوند با او تکلم کند …

مثل حضرت موسی ع برو یک شب را

ثلاثین لیله سی شب …. ممکن اشاره به این مطلب هم داشته باشد برای حضرت موسی ع شب و روز برایش یکی شد …

شب مردان خدا روز جهان افروز است

که شب برایش روز شود

این چه سری است چه حقیقتی است که شب برای انسان روز بشود

الحمدلله علی الولایه

دانلود فایل صوتی

۵/۵ - (۱ امتیاز)
مطالب مرتبط
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.