ادبستان معرفت
استاد محمد مهدی معماریان ساوجی
مرور برچسب

توکل

داستان فلسفی قسمت ۱۳

بسم الله الرحمن الرحیم داستان فلسفی قسمت ۱۳ باری من در این وضعیت بودم که مردی ازبیرون شهر با سرعت خود را بمن رسانیده و گفت بت پرستان باهم همداستان شده اند که تورا بکشند پس هرچه سریعتر از شهر خارج شو ومراقب باش که دیده نشوی وگرنه هلاکتت حتمی است پس من با ترس و لرز منتظر فرصت ماندم تا شب فرا رسید ودر حالیکه کاملا حواسم به همه اطرافم بود بصورت…
ادامه مطلب ...