ادبستان معرفت
استاد محمد مهدی معماریان ساوجی

۹۹-۷-۷ فص فاطمیه جلسه ۳۴

بسم الله الرحمن الرحیم

دوشنبه ۹۹/۷/۷ درس شرح فص حکمه عصمتیه فی کلمه فاطمیه ع
موضوع درس:

حرکت وجودی و حرکت ایجادی

تعریف حرکت در اصطلاح فلسفه: خروج از قوه به سوی فعل و از نداری به دارایی است و این نوع حرکت در حریم قدس اله راه ندارد.
در عرفان حرکت حبی است اینجا عبارت الاخری تجلی و ظهور وجود از باطن به ظاهر است

حرکت ایجادی در قوس نزول است و فیضی که باعث ایجاد عالم شده حالا که ایجاد صورت گرفت یک حرکتی در خود وجود است یعنی این عالم بوجود آمد و موجودات باز هر کدام حرکتی دارند که حرکت وجودی است.
از علم به عین رسیدن حرکت ایجادی است.
اما حرکت وجودی، حرکت در خود وجود است
هر کدام از این دو حرکت، غایتی برایش تعریف شده است که غایت هر دو انسان کامل است.

کمال برای انسان در سیر و سلوک الی الله با علم و عمل حاصل می‌شود.
برای خدا هدف نمی‌شود قائل شد چون خداوند لیس کمثله شیء است.
چرا برای خدا هدف نمی‌شود قائل شد؟ چون هر هدفی برای خدا قائل بشویم نقص برای او قائل شده‌ایم. چون می‌خواهد به هدفی برسد یک چیزی ندارد و می‌خواهد به او برسد پس نداری و فقر است حالا هر چه باشد
و اگر خود حق تعالی نداشته باشد آن کمال کجاست که به او برسد چون خودش عین وجود است.
خلقت هدفمند است اما خود خدا هدفمند نیست.
هر نوع از انواع موجودات در حال تکامل هستند هر موجودی کمالی دارد مختص خودش است. حتی شیطان هم کمالی دارد منتها کمال شیطان با آدم متفاوت است همانطور که خاصیت آب با آتش فرق دارد.
درمورد کمال شیطان خداوند فرمود: { وإن علیک لعنتی إلی یوم الدین.
در مورد عباد کامل و اولیاء می‌فرماید: فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی، در جنت من داخل شوید و در مورد شیطان، لعنتی است این کمال خاص شیطان است و با انسان ضدیت دارد.
ما باید برویم طرف کمالی که اقتضای خودمان است و آن درست نقطه مقابل شیطان است.
انسان علاوه بر کمال گیاهی و حیوانی …یک سری کمالات مختص خودش را دارد باید به آن برسد.
چه کسی به غایت انسانی رسیده! کسی که به فعلیت رسید انسان کامل است و حضرت ختمی مرتبت و در مرتبه پایین‌تر، انبیا و اولیاء هستند که به فعلیت رسیده‌اند.
طرف تا به کمال خودش نرسد از کمالات خودش خبر ندارد.
ظهور از علم به عین، حرکت ایجادی است.
ایجاد عالم غایتش چیست؟ غایت اینست که، حق تعالی در یک مظهری تجلی کند که آن مظهر تام باشد اطلاق و شمول داشته باشد یعنی تمام کمالاتی که در جزء به جزء موجودات این عالم است در یک جا جمع باشد.

رحمت رحمانی و رحمت رحیمی
رحمت رحمانی عام است. رحمتی وسعت کل شیء چون کل شیء انکر نکرات است. پس همه را در بر دارد
رحیم مخصوص مؤمنین است بالمومنین رئوف رحیم است
رحمان سعه دارد و رحیم شدت دارد. یعنی تمام فیض منبسط رحمان در رحیم جمع شده در یک جامتمرکز شده است وان ذات مؤمن است.
غایت حرکت ایجادی ظهور حق در مظهر تام مطلق شامل جمیع جزئیات مظاهر است.
آیه قران: وکل شیء احصیناه فی امام مبین

سوره یس سوره رحیمه قلب قران است که تنزیل عزیز رحیم است

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ یس (۱) وَالْقُرْآنِ الْحَکیمِ (۲) إِنَّک لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ (۳) عَلَی صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ (۴) تَنزِیلَ الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ (۵)
لذا تمام رحمت رحمان در وجود امام متمرکز شده که شامل تمام جزیئات مظاهر است.
سوره یس جلوه رحیمیه است و سوره طه جلوه رحمانی است.

طه
مَا أَنزَلْنَا عَلَیک الْقُرْآنَ لِتَشْقَیٰ
إِلَّا تَذْکرَهً لِّمَن یخْشَیٰ
تَنزِیلًا مِّمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَالسَّمَاوَاتِ الْعُلَی
الرَّحْمَٰنُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوَی
پس طه جنبه رحمانی دارد

و این اطلاق سعه وجودی است که حاوی همه شئون است

یک اطلاق داریم که در مقابل تقیید است ولی یک اطلاقی داریم که مطلق از قید اطلاقست هم مطلق است و هم مقید است هم منزه از هر دو است که شامل همه می‌شود نه اینکه در مقابل مقید باشد.
وجود شامل کلی و جزئی، ظاهر و باطن …. همه را در بر دارد اطلاق حقیقی است.
مظهر تام حق انسان کامل است همه موجودات کمال دارند اما کمال این عالم بوجود انسان کامل است.
انسان غیر کامل دو جور است.

امام علی – علیه السلام – فرمود: مردم بر سه دسته‌اند: ۱. عالم ربّانی، ۲. طالب علمی که در راه نجات قرار گرفته، ۳. انسان بی سر و پای پستی که به دنبال هر بانگی روان است، این گروه از نور علم پرتوی بر نگرفته و به ستون استواری پناه نبرده‌اند.
خطاب کلام (وقتی گفتی انسان کامل غایت ایجاد و وجود است عالم از این غایت خالی نمی‌شود و الا کار حق معطل می‌شد.
از امیرالمؤمنین ع: شیعه و سنی هم روایت کرده‌اند زمین خالی از حجت خدا نمی‌شود یا ظاهر است یا پنهان است.
آیه قران: وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیعْبُدُونِ
آیه نشان دهنده این است خلقت جن و انس برای عبودیت است.
حالا زمانی آن عبودیت در هیچ کس نباشد خلقت که برای آن بوده مطلع می‌ماند.

از رسول اکرم ص: تا کسی هست در زمین الله الله بگوید زمین برچیده نمی‌شود
از رسول خدا ص روایت شده که تا وقتی که کسی بر زمین هست که الله الله بگوید قیامت برپا نمی‌شود
یعنی دنیا پابرجاست.
این الله الله گفتن یعنی انسان کاملی که به‌حق تعالی متصل است، آن عبودیت برای او حاصل شده، عبودیت نه اینکه نماز بخواند نماز مراسم عبودیت است. آیه قران:
وَاعْبُدْ رَبَّک حَتَّیٰ یأْتِیک الْیقِینُ
کسی به یقین رسیده و اتصال به‌حق تعالی دارد متحقق به مقام عبودیت است
· وَإِذْ قَالَ رَبُّک لِلْمَلاَئِکهِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَهً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فیها مَن یفْسِدُ … خلیفه باید متصف به صفات مستخلفٌ عنه باشد، خلیفه باید کارهای خدایی کند؛
جناب ابن عربی نکته ظریفی دارد.
خلیفه الله در هر عصر یکی بیشتر نمی‌تواند باشد شیعه هم می‌گوید در هر عصری یک امام می‌تواند باشد با استفاده از آیه قران: لَوْ کَانَ فِیهِمَا آلِهَهٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا ۚ
که چون دو خدا نمی‌شود پس مظهر او هم باید یکی باشد که جانشین خداست. پیامبر از جانب خدا می‌گوید چه کسی خلیفه خداست.

نظام عالم به شجره تعبیر شده ثمره این شجره انسان کامل است
جناب حافظ می‌فرماید
طفیل هستی عشق‌اند آدمی و پری / ارادتی بنما تا سعادتی ببری.
همه عالم به خاطر پیامبر و آل پیامبر است
یک درخت است نظام ازلی و ابدی
آدم او را ثمره ست و چه گرامی ثمری
در ظاهر شاخه اصل میوه است اما در باطن به خاطر میوه آن شاخه هست
اگر به خاطر میوه نبود باغبان کی درخت می‌کاشت.
اشاره به حدیث نبوی: آدم و من دونه من الانّبیا تحت لوائی یوم القیامه
نَحْنُ الآخِرُونَ السَّابِقُونَ ما آخر هستیم ولی از همه سبقت داریم.
من پدر جد آدم هستم به خاطر من فرشته‌ها بر آدم سجده کردند.
مولانا: مسجـــــود ملائک که شد آدم از علی شد
آدم چو یکی قبلـــــــــــه و مسجود علی بود

جناب حافظ
ملک در سجده آدم زمین بوس تو نیت کرد
که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی
در حقیقت پدر من به خاطر من زائیده شده
اینجا عجب اندر عجب است دقت کنید
نکته
من جد پدر خودم هستم همان‌گونه که دخترم مادر من است
الحمدالله علی الولایه

دانلود فایل صوتی

 

۵/۵ - (۱ امتیاز)
مطالب مرتبط
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.