ادبستان معرفت
استاد محمد مهدی معماریان ساوجی

۱۴۰۱-۴-۳۰ شرح اصول کافی

بسم الله الرحمن الرحیم

پنج شنبه ۱۴۰۱/۴/۳۰) اصول کافی

موضوع: باب شناختن امام و مراجعه باو

روایت (۸)

محمد بن مسلم گوید شنیدم که امام باقر علیه السلام مى‌فرمود: هر که دیندارى خداى عزوجل کند به وسیله عبادتى که خود را در آن بزحمت افکند ولى امام و پیشوائى که خدا معین کرده نداشته باشد، زحمتش ناپذیرفته و خود او گمراه و سرگردانست و خدا اعمال او را مبغوض و دشمن دارد، حکایت او حکایت گوسفندى است که از چوپان و گله خود گم شده و تمام روز سرگردان می‌رود و برمیگردد، چون شب فرا رسد گله‌اى باشبان بچشمش آید، بسوى آن گراید و به آن فریفته شود و شب را در خوابگاه آن گله بسر برد، چون چوپان گله را حرکت دهد، گوسفند گمشده گله و چوپان را ناشناس بیند، باز متحیر و سرگردان در جستجوى شبان و گله خود باشد که گوسفندانى را با چوپانش به بیند، بسوى آن رود و به آن فریفته گردد، شبان او را صدا زند که بیا و بچوپان و گله خود پیوند که تو سر گردانى و از چوپان و گله خود گمگشته‌اى، پس ترسان و سرگردان و گمراه حرکت کند و چوپانیکه او را بچراگاه رهبرى کند و یا بجایش برگرداند نباشد، در همین میان گرگ گمشدن او را غنیمت شمارد و او را بخورد، بخدا اى محمد کسى که از این امت باشد و امامى هویدا و عادل از طرف خداى عزوجل نداشته باشد چنین است، گم گشته و گمراهست و اگر با این حال بمیرد با کفر و نفاق مرده است، بدان اى محمد که پیشوایان جور و پیروان ایشان از دین خدا بر کنارند، خود گمراهند و مردم را گمراه کنند، اعمالى را که انجام می‌دهند چون خاکسترى است که تند بادى در روز طولانى به آن تازد، از کردارشان چیزى دست گیرشان نشود. اینست گمراهى دور

شرح(امام واسطه خداوند است و ریسمانی است از طرف خدا آویخته است

وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا

و همگی به رشته الهی درآویزید و پراکنده نشوید،)

بعضی گفته‌اند یعنی چنگ به قران بزنید ولی هرکسی از قران تفسیری دارد و این خود باعث پراکندگی می‌شود مگر اینکه تفسیر کننده واقعی که امام است. را همان ریسمان الهی بدانیم

وقتی کسی امام ندارد مثل گوسفندی که چوپان ندارد هروقت سراغ یک گله می‌رود. سراغ یک گروه ودسته می‌رود ولی از آنها هم جدا می‌شود

اقا امیرالمؤمنین ع: در حدیثی فرمودمردم سه دسته هستند

: ۱- عالم ربانی

۲- شاگرد و مریدی که در مسیر عالم ربانی است

۳-و بقیه مردم خرمگسانند، با هر صدا و یا بادی این طرف و انطرف می‌روند. (این‌ها حیران و سرگردان هستند و امامی برای انها نیست که انها را هدایت کند.

البته خیلی‌ها بدون معرفت یا اندک معرفت نجات پیدا می‌کنند، اما از طرفی فرقه‌های گمراه کننده حتی علماهای گمراه کننده زیاد هستند،

در آخر زمان روایت است به علما نمی شود اعتماد کرد باید به دین خدا چنگ زد نه به علما.

آن امامی که از جانب خداست و طرف امامش را شناخت اعمال او پذیرفته و بقیه گمراه هستند.

حالا کسی که طالب حق است و امام را نمی‌شناسد تکلیف او چیست؟ اقاجان فرمودند، زمین خالی از حجت خدا نیست، طرف طالب حقیقت باشد و راه بیفتد خود امام می اید سراغ طرف.

” شیر مردانند در عالم مدد

آن زمان کافغان مظلومان رسد

بانگ مظلومان ز هر جا بشنوند

آن طرف چون رحمت حق می‌دوند.

هر کجای عالم کسی طالب حق باشد امام می‌رود سراغ او و یا کسی را می‌فرستد و یا دست او را وصل می کتد به هادی حقیقی.

((روایت ۸))

امام صادق علیه السلام مى‌فرمود: ابن کوا نزد امیرالمؤمنین آمد و گفت: اى امیر مؤمنان (آیه ۴۶ سوره ۷) (((بر اعراف مردانى باشند که همه کس را از رخسارشان شناسند))) یعنى چه؟ فرمود: مائیم بر اعراف که یاران خود را برخسارشان می‌شناسیم و مائیم اعراف که خداى عزوجل جز از طریق معرفت ما شناخته نشود و مائیم اعراف که خدا ما را در روز قیامت بر روى صراط معرفت قرار دهد، پس داخل بهشت نشود مگر کسى که ما او را شناسیم و او ما را شناسد و بدوزخ نرود جز آنکه ما او را ناشناس دانیم و او ما را، خداى تبارک و تعالى اگر می‌خواست خودش را بیواسطه به بندگانش مى‌شناسانید ولى ما را در جاده و راه و طریق معرفت خود قرار داد، کسانى که از ولایت ما رو گردانیده و دیگران را بر ما ترجیح دهند از صراط مستقیم منحرفند (در قیامت از صراط بسر در آیند) برابر نیست کسانیکه مردم به آنها پناه گیرند (که ما اهل بیت پیغمبر باشیم) با کسانى که خود محتاج پناهندگى بدیگران باشند (که پیشوایان عامه باشند) زیرا آن مردم (پیروان پیشوایان عامه) بسوى چشمه‌هاى آب تیره اندک که از چشمه‌اى بچشمه دیگر ریزد رفتند و کسانیکه سوى ما آمدند بسوى چشمه‌هاى صافى آمدند که آبش بامر پروردگار جاریست و تمام شدن و خشک شدن ندارد.

شناخت خدا راه دارد و آن امام معصوم است که از جانب خداست.

 

روایت:

کسی می‌آمد پیش امیرالمؤمنین ع که آقا من از محبان شما هستم می‌فرمود: پس چرا چهره تو برای من ناشناس است

🔆خداوند اگر می‌خواست خودش بی واسطه خودش را به بندگانش معرفی می‌کرد و می‌شناساند لاکن خداوند ما را صراط (وجه الله) خود قرار داد

کجاست آن وجه خدایی که اولیاء بواسطه او به خدا توجه می‌کنند

اسلام و ایمان و صراط و در خدا

این‌ها مفاهیم ذهنی است

صراط مسقیم امام ع است

راه بسوی خدا امام ع است

امامی که از جانب خدا است نه امامی که

مردم از خودشان تعیین کنند.

سؤال: چرا کسی یا از ولایت شما برگردد یا برتری بدهدکسی را به شمامنحرف است؟

می‌فرماید: برابر نیستند کسانی که مردم به آنان چنگ می‌زنند برابر نیستند چنان که بسوی چشمه‌های تیره‌ای می‌روند که یکی به دیگری می‌ریزد

آنی را که امام ع می‌فرماید آنهایی که غیر ما هستند چشمه‌های ظلمانی است که از روی یکی می‌ریزد روی یکی دیگر اما چشمه‌ای که ازماست از جانب خداوند است و تمام شدنی نیست فیضی که ما می‌گیریم از ملکوت عالم است و تمام شدنی نیست

اما امام ع کسی است که دین را از ملکوت عالم می‌گیرد از باطن عالم دریافت می‌کند.

چشمه‌ای که خشک شدنی نیست یعنی کتاب نخوانده امام که از دیگری بخواهد یاد بگیرد

نمونه‌اش امام جواد ع که در شش یا هفت سالگی به امامت رسید ویک عده گفتند امامت را دست بگیریم تا بزرگ بشود یک عده از شیعیان گفتند چی دارید می گویید امام کوچک بزرگ ندارد سؤال کن ببین چی بلد است و هرچه از فقه ووو سوال کردند جواب دادند وحضرت سوالاتی کردند که آنها بلد نبودند جواب بدهند

طه

قُلْ کُلٌّ مُّتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِیِّ وَمَنِ اهْتَدَىٰ

هشدارشان بده: «ما و شما همه چشم‌به‌راهیم. پس چشم‌به‌راه بمانید! به همین زودی‌ها می‌فهمید که رهروان راه درست و راه‌یافتگان، کیان‌اند؟!» (۱۳۵)

امیرالمؤمنین ع فرمودند:

روزگار آنقدر من را پایین آورد پایین آورد تا اینکه من را درمقایسه با معاویه قرار دادند

((روایت ۱۰))

ابوحمزه گوید: امام باقر به من فرمود: اى اباحمزه: هر یک از شما که خواهد چند فرسخى پیماید براى خود راهنمائى گیرد. تو که بر راههاى آسمان نادانترى تا براههاى زمین، پس براى خود راهنمائى طلب کن (و آن راهنما غیر از اهلبیت پیغمبر نباشد زیرا از آسمان وحى در خانه آنها نازل شده و راه بهشت و جهنم را آنها دانند)

شرح حدیث(راه‌های آسمان برای شما نا آشناتر است تا راه‌های زمینی پس برای خودت راهنما انتخاب کن

چون راه خدا را می‌خواهید بروید به این سادگی نیست انسان استاد می‌خواهد

به قول آقا جان که فرمودند:

انسان می‌خواهد خط بنویسد راهنما می‌خواهد که چه جوری بنویسد آنوقت می‌خواهید آدم بشوید استاد نمی‌خواهید؟

بدون استاد می‌شود آدم شد؟

الحمدلله علی الولایه

دانلود فایل صوتی

۵/۵ - (۱ امتیاز)
مطالب مرتبط
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.