ادبستان معرفت
استاد محمد مهدی معماریان ساوجی

داستان فلسفی قسمت ۵

بسم الله الرحمن الرحیم

داستان فلسفی قسمت ۵

که ناگهان صدای بع بع گوسپندان و دویدن آنان رشته افکارم را پاره کرد
تا بخودم آمدم دیدم چوپان فریاد میزند که عجله کن که گرگ به گله گوسپندان حمله نموده است
من نیز با چوب دستی که داشتم به طرف گرگ حمله ور شدم والبته با کمک سگ چوپان و تلاش فراوان توانستم گرگ را از گله فراری دهم
ساعتی طول کشید تا گله را بگرد هم جمع کردیم وگوسپندان را آرام نمودیم وقتی آرامش نسبی فراهم شد در کنار چوپان بگرد آتش نشسته و دوباره آغاز سخن نمودیم
گفتم جناب چوپان گرگ در صورت شبیه به سگ است وظاهرا از یک تیره و خانواده هستند پس چگونه است که گوسپندان از گرگ فرار میکنند ولی در کنار سگ آرام میچرند؟
منظورم اینست که آنان دشمنی گرگ ودوستی سگ را از کجا میدانند ؟
چوپان گفت این نیز از قوای پنهان است که در حیوان وانسان مشترک است
گفتم برایم بیشتر توضیح بده
گفت میدانی محبت ودشمنی چیست ؟
گفتم بلی میدانم
گفت خب پس بگو که محبت ودشمنی چه شکل وصورتی دارند ؟
هرچه فکر کردم چیزی بخاطرم نرسید ودیدم که اصلا اینها دارای شکل وصورت نیستند پس گفتم محبت ودشمنی شکل ندارند
گفت پس تو آنها را چگونه درک میکنی؟
با کمی من ومن گفتم باز هم نمیدانم
چوپان گفت بله عزیزم اینها معانی ومفاهیم اند که نه شکلی دارند ونه وزن ونه بو و نه رنگ و با چشم وگوش وسایر قوای ظاهری نمیتوان آنها را درک کرد
بلکه برای درک آنها ما قوه باطنی ومجردی داریم بنام واهمه که ادراک میکند معانی ومفاهیم جزئیه را
سخن چوپان که به اینجا رسید من کلامش را قطع کرده وگفتم یعنی حیوانات نیز این قوه را دارند؟
گفت آری این سگ را ببین که محبت من را درک میکند در حالی که محبت دیدنی نیست و همچنین گوسپندان دشمنی گرگ را میفهمند در حالیکه دشمنی را نمیتوان دید
گفتم پس تفاوت ما با سایر حیوانات در چیست؟
گفت جواب این پرسش به این راحتی نیست اما ما قوه ای داریم بنام عقل که ادراک میکند مفاهیم کلی را که آن مفاهیم نه صورتی دارد ونه ماده ای
گفتم مفاهیم کلی مثل چی؟
گفت مثل معنای حیات ومفهوم هستی و انسانیت و ازاین قبیل امور
گفتم آیا حیوانات این مفاهیم را نمی فهمند
گفت به یقین نمیتوان چنین چیزی گفت اما ظاهرا آنها از ادراک چنین اموری ناتوان اند واشرفیت انسان نسبت به حیوان به همین است وگرنه در مابقی امور که حیوان با انسان اشتراک دارد
بلکه در پاره ای از امور حیوانات از انسان تواناتر هستند
گفتم مثلا در چه اموری حیوان تواناتر از انسان است ؟
گفت مثلا همین گرگ درنده تر از تو و در سرعت سریعتر از توست آیا ندیدی که ما چگونه با کمک سگ گله به سختی از پس یک گرگ بر آمدیم و نزدیک بود که گوسپندان ما را از دست ما برباید؟
ادامه دارد…..

سایت ادبستان معرفت-استاد محمد مهدی معماریان ساوجی.

۴/۵ - (۲ امتیاز)
مطالب مرتبط
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.