ادبستان معرفت
استاد محمد مهدی معماریان ساوجی

جواب شبهه وهابیون

جواب شبهه وهابیون
استاد : محمد مهدی معماریان
جواب شبهه وهابیون در مورد زیارت قبور و توسل به ائمه اطهار با آیات قرآن
این مقاله در رد عقیدۀ وهابیون است که شاخ و برگ شجرۀ خبیثه بنی امیه علیهم العذاب و الهاویه می باشند در مورد زیارت قبور نیکان و صالحان و استمداد جستن از ارواح طیبه ایشان که آن را شرک دانسته و کاری عبث و بی فایده می خوانند . پس می گوئیم ما از ذکر اخبار و روایات فراوان که ازطریق شیعه وسنی روایت شده است صرف نظر می کنیم و فقط با استشهاد به آیات قرآنی این شبهه راجواب می گوئیم.
اینان که چنین عقیده ای را ابراز می کنند بعلت آن است که هویت آدمی را به جسم عنصری او دانسته که با مردن و خاصه متلاشی شدن اعضا، این هویت نیز معدوم می گردد و انسان نیست و نابود می شود تا زمانی که دوباره خداوند سبحان در قیامت این اجزا و اعضاء متلاشی و متفرق شده را جمع نموده و حیات دوباره در آن به جریان می افتد لذا از نظر آنان هنگامی که شخصی می میرد نیست و نابود شده و در اصل معدوم می گردد سپس هیچ اثری بر او مترتب نمی گردد . زیرا از چیزی کمک می خواهید که اصلا وجودی ندارد.
در جواب اینان گوئیم که اولاً در اثبات تجرد نفس ناطقه انسانی و بقای آن بعد از مفارقت از بدن، در کتب فلسفی و حکمی قریب به صد دلیل اقامه شده است که نفس انسان بعد از مفارقت از بدن باقی و برقرار بوده و در عالم آخرت یا برزخ به حیات خود ادامه می دهد و به وفق عقاید و اخلاق و اعمال دنیوی خویش در بهشت یا دوزخ قرارمی گیرد تا درقیامت کبری به بهشت یا دوزخ قیامتی واصل گردد؛ و گذشته از احادیث فراوانی که در این زمینه هست آیات کریمه قرآن دال بر آن است که بهشت و دوزخ الان موجود بوده و افراد پس از مردن منتقل بدان می شوند. مثلاً در مورد آتش جهنم که همین الان هست و افراد بدان داخل می شوند می فرماید :
أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نَارا « نوح – ۲۵ » غرق در آب گشته پس داخل در آتش شدند .
این آیه در عذاب قوم نوح (ع) است و حاصل مضمون چنین است که آنان به خاطر خطا هایشان چون در آب غرق شدند به آتش جهنم وارد شدند؛ پس آتش جهنم باید موجود باشد که آنان بعد ازغرق شدن و مردن داخل در آن شوند.
در مورد بهشت می فرماید :
قِیلَ ادْخُلِ الْجَنَّهَ قَالَ یَا لَیْتَ قَوْمِی یَعْلَمُونَ * بِمَا غَفَرَ لِی رَبِّی وَجَعَلَنِی مِنَ الْمُکْرَمِینَ . « یس – ۲۷ ، ۲۶ »
ترجمه : گفته شد که داخل شو در بهشت گفت ای کاش قوم من آگاهی می یافتند به اینکه آمرزید مرا پروردگارم و گردانید مرا از گرامی داشتگان .
پس جنت باید همین الان موجود باشد تا امر به دخول به آن درست آید و اکرام الهی را درآن مشاهده نمود. این دو آیت مذکور دال بر این است که بهشت و جهنم همین حالا موجود است و نفس آدمی نیز بعد از مفارقت از بدن باقی است و از نعمات بهشت یا نقمات دوزخ بهره مند است.
حق متعال در « سوره یس » در جواب به همین کسانی که منکر عالم آخرت بوده و نفسِ مجرد از ماده برای آدمی قائل نیستند و با فنای بدن عنصری برای انسان قائل به فنا و نابودی هستند آیاتی ذکر نموده که به شرح و تبیین آن خواهیم پرداخت لکن قبل از آن نکته ای خاطر نشان کنیم که اعتقاد به عالم آخرت غیر از اعتقاد به معاد است بدین معنا که قیامت، اعظمِ ایام آخرت است زیرا عالم آخرت ایامی دارد که قبر، اول یوم ازایام آنست و هر موطنی از آن را « یوم » گویند و ذکر ایام و مواطن آخرت در قرآن بسیار است مثل :
یوم الحساب ، یوم الدین ، یوم التغابن ، یوم الحسره ، یوم القیامه و همچنین ایام کثیری که در قرآن مذکور است و هر کدام با دیگری تفاوت دارد و این ایام در طول یکدیگر هستند و همانگونه که گذشت مرگ و قبر از اول ایام آخرت است .
که رسول خدا (ص) فرمودند : « مَن ماتَ فقد قامَت قیامَتُُه » پس با مردن ایام آخرت شروع می شود اما کسانی که قائل به بقای نفس ناطقه و روح انسانی بعد از فنای بدن نیستند منکر عالم آخرت اند اگرچه به معاد و قیامت قائل باشند. یعنی آنان فقط به ماده و عالم عنصری عقیده داشته حتی فرشتگان که موجوداتی مجرده و از جنس عالم آخرت می باشند را مادی تلقی کرده و نام های زنان بر آنان می گمارند که حق متعال می فرماید :
«‏ إِنَّ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَهِ لَیُسَمُّونَ الْمَلَائِکَهَ تَسْمِیَهَ الْأُنثَى » . ( نجم – ۲۷ )
ترجمه : کسانی که ایمان به آخرت ندارند نام زنان و دختران بر فرشتگان می نهند .
یعنی چون به عالم مجرد قائل نیستند فرشتگان را به مانند موجودات مادی دانسته و نام زنان را بر آنان می نهند و این نامگذاری به علت اعتقاد آنان است؛ و معاد را نیز مادی دانسته و به عالمی غیر از عالم عنصری اعتقاد ندارند لذا با وجود اعتقاد به معاد، منکرعالم آخرتند.
حق متعال در سوره « یس – ۸۰ » در بیان نفس مجرده و به تبع آن اثبات عالم آخرت در مقابل کسانی که انسان را فقط همین بدن مادی دانسته و با فنای آن انسان را فانی تصور کرده اند چنین می فرماید:
وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِیَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ یُحْیِی الْعِظَامَ وَهِیَ رَمِیمٌ * قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّهٍ وَهُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ * الَّذِی جَعَلَ لَکُم مِّنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَارًا فَإِذَا أَنتُم مِّنْهُ تُوقِدُونَ .
ترجمه : مثلی برای ما زد و فراموش کرد آفرینشش را گفت که زنده می گرداند استخوانها را و آنهاست پوسیده ؟ بگو زنده می کندش آن که آفرید آنها را نخستین بار و اوست بهر خلقی دانا * آن که گردانید برای شما از درخت سبز آتش را پس آنگاه شما از آن بر می افروزید.
حق متعال در مقابل منکران عالم آخرت و حیات پس از مرگ اولاً ارجاع به آفرینش نخستین می دهد یعنی منکران معاد در اصل، مبدأ را منکر هستند که معاد را انکار می کنند و در جای جای قرآن کریم حق متعال در اثبات معاد مسئله مبدأ را مطرح می کنند ، به مانند همین آیات مذکور. ثانیاً در این آیات حق متعال در پی اثبات عالم آخرت خود را چنین وصف می نماید که :
« الَّذِی جَعَلَ لَکُم مِّنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَارًا »
ترجمه : همان کسی که قرار داد برای شما از درخت سبز آتشی .
حق تعالی در سوره « واقعه – ۷۳ » آتش را تذکر و یادآوری و معرفی می فرماید که :
« أَفَرَأَیْتُمُ النَّارَ الَّتِی تُورُونَ… نَحْنُ جَعَلْنَاهَا تَذْکِرَهً وَمَتَاعًا لِّلْمُقْوِینَ »
ترجمه : …ما آن آتش را تذکره و متاع قراردادیم …
حال سوال اینجاست که آتش تذکره و یاد آوری بر چه امریست ؟
که اینجا نیز آن را یاد آور می شود، در اثبات حیات پس از مرگ ؟
گوئیم آتش اگرچه امری مادی است ولی حظی از تجرد دارد ، یعنی نسبت به چوب درخت که شئ مادی عنصریست، آتش از بعضی احکام آن مجرد است و حق متعال این را مثالی قرارداده برای نفس مجرد که از بدن مادی عنصری انشاء می شود؛ زیرا نفس جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء است ، یعنی در حدوث و پیدایش وابسته به جسم است و از جسم ناشی می شود بدین معنی که جسم با تکاملات و ترقیاتی که می یابد به مرتبه مجردات واصل می گردد .
بمانند درختی که تبدیل به آتش می شود و از حد ماده عنصری فراتر می رود، چوب تبدیل به آتش فراوان می گردد و بدن نیز مبدل به روح گشته و مجرد می شود. یعنی مراتب چوب، آتش و نور، می شود جسم، نفس و روح و این بهترین تذکره و مثال است برای حدوث و پیدایش نفس از بدن. لکن نفس بعد از حدوث از جسم در بقای خود احتیاجی به آن ندارد و این چنین است اثبات عالم آخرت .
« وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَهَ الْأُولَى فَلَوْلَا تَذکَّرُونَ » ( واقعه – ۶۲ ) به تحقیق نشئه اولی را دانستید پس چرا متذکر نمی شوید؟

مطلب دیگر در اثرات صاحبان قبور
حق متعال در سوره « توبه – ۸۴ » خطاب به رسول گرامی اسلام می فرماید :
« وَلاَ تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِّنْهُم مَّاتَ أَبَدًا وَلاَ تَقُمْ عَلَىَ قَبْرِهِ إِنَّهُمْ کَفَرُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُواْ وَهُمْ فَاسِقُونَ »
ترجمه : و هرگز برهیچ یک از آنها که بمیرد نماز نخوان و بر سر گورش نایست چرا که آنان به خدا و پیامبر او کافر شدند و در حال فسق مردند .
خداوند سبحان در این آیات پیامبر خود را نهی می کند از اینکه بر مردگان از کفار صلوات فرستد و نماز بخواند ویا اینکه بر سرقبرش بایستد .
گوئیم اگر چنان که شما می گوئید که شخص میت معدوم بوده و صاحب هیچ اثری نیست پس چرا خداوند سبحان پیامبر خود را از ایستادن بر قبر آنان نهی می کند به علت آنکه کافرند؟
پس صلوات رسول خدا و ایستادن ایشان بر سر قبر کسی به روح آن میت اثر می گذارد! این آیت در اثر پذیری روح میت است از اعمالی که از این سو برای او انجام می پذیرد . اما آیت دیگری نیز هست که بیانگر اثرات و برکاتی است که از جانب روح میت به عالم دنیا واصل می گردد .
حق سبحان در کتاب لاریبی خویش سوره « ممتحنه – ۱۳ » می فرماید :
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ قَدْ یَئِسُوا مِنَ الآخِرَهِ کَمَا یَئِسَ الْکُفَّارُ مِنْ أَصْحَابِ الْقُبُورِ .
ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید مردمی راکه خدا بر آنان خشم گرفته به دوستی مگیرید همانا آنان از آخرت ناامیدند همانگونه که کافران از اهل قبور ناامیدند .
حق سبحان ناامیدان ازاهل قبور را کافر معرفی می نماید یا یکی از صفات برجسته کافران را نامیدی از اصحاب قبور معرفی می نماید و یأس و ناامیدی از آخرت را ناامیدی از اصحاب قبور می داند زیرا اصحاب قبور در عالم آخرتند و همانگونه که کافران بر اصحاب قبور اثری را مترتب نمی دانند مغضوبان خداوند، عالم آخرت را بی اثر پنداشته و برای آن اثری قائل نیستند یعنی امیدی ندارند که از جانب اصحاب قبور اثر و فیضی بدانان واصل گردد .
پس نتیجه این می شود که اصحاب قبور که اصحاب آخرتند صاحب اثر و برکت هستند و نباید از آثار و برکات آنان ناامید بود که ناامیدی از آنان کفر است. طبق همین آیه وهابیون و پیروان آنان که نسبت به قبور اولیای الهی مأیوس و بی اعتنا هستند، کافرند . ما در این وجیزه فقط از آیات قرانی برای اثبات مطلب مان استفاده کردیم اما در آخر در سِرّ زیارت و چگونگی وصول فیض از قبور اولیاء و ائمه اطهار مطلبی را از شیخ الرئیس ابن سینا نقل می کنیم که بسیار لطیف است. ایشان در جواب سؤال شیخ ابو سعید ابوالخیر در استجابت دعا و کیفیت زیارت و تأثیر آن در ابدان و نفوس می فرماید (ما کلمات شیخ الرئیس را به اختصار و اقتباس نقل می کنیم ) :
که فیض از مبدأ نخستین، مراتب طولی را از عقول و نفوس سماوی طی کرده تا به عالم ماده و جسم واصل می گردد و نفوس شریفه که علم و کمال و شرف را یا بر حسب فطرت اولیه یا بر طریق اکتساب دارا هستند اعم از این که نبی باشند یا غیر نبی بعد از مفارقت از بدن باقی هستند در آن عالم با آن عقول، أبدالآبدین و مؤثرند در این عالم از قبیل تأثیر نفوس سماوی نسبت به مادون خود .
حال غرض از دعا و زیارت آن است که این نفوس زائرین که هنوز متصلند به ابدان خود، استمداد می جویند از آن نفوس مفارقه یا برای جلب خیرات یا برای دفع مضرات و مسلم است که آن نفوس مزوره را به واسطه تشابه و تناسبشان با عقول مفارقه و مجاورت و مخالطتشان با آنها تأثیرات یا جسمانی است یا روحانی. اما جسمانی مثل تأثیر کردن آنها نسبت به ابدان زائرین خاصه اگر اضافه شود به او قوت نفس ناطقه زائر یعنی یک درجه تشابه و تناسبی میان زائر و مزور برقرار باشد و به علاوه زمان ومکان هم در استجابت دعا و استمداد از آن نفوس مفارقه مدخلیت تامه دارد و اما تأثیر روحانی آن اعراض کردن از متاع دنیوی و دوری جستن از لذات و شواغل و علایق به آن و انصراف قوه فکریه به سوی عالم جبروت و صقع لاهوت و منور نمودن باطن به نور خدای تعالی برای انکشاف نفس ناطقه از هموم و غمومِ متصل به او و خلاصی آن از نوائب و کدورات این عالم فانی و زائل می باشد .
پایان کلام شیخ الرئیس ابن سینا. این عبارت که اقتباس از رساله شیخ الرئیس بوده را بنده از مجموعه رسائل ایشان با ترجمه ضیاء الدین دری نقل نمودم . رضوان خداوند بر روان شیخ الرئیس باد. « والسلام »

۱/۵ - (۱ امتیاز)
مطالب مرتبط
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.