ادبستان معرفت
استاد محمد مهدی معماریان ساوجی

۱۴۰۴-۱-۳ تفسیر سوره یوسف آیات ۶۴ الی ۷۶ جلسه ۱۴

((بسم الله الرحمن الرحیم))

🌛تفسیر قرآن در ماه مبارک رمضان 🌜

🤲🏻خدایا توفیقی ده ما را که در مورد قرآن تو کوتاهی نکنیم و سهم و بهره‌ی ما را از قرآنت بیش از این قرار ده.

((وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَهٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ))

یکشنبه ۱۴۰۴/۱/۴ جلسه (۱۴)

🧿موضوع: تفسیر سوره یوسف آیات (۶۴ الی ۷۶)

🕋یوسف

قَالَ هَلْ آمَنُکُمْ عَلَیْهِ إِلَّا کَمَا أَمِنتُکُمْ عَلَىٰ أَخِیهِ مِن قَبْلُ فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

ﮔﻔﺖ: ﺁﻳﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺍﻣﻴﻦ ﭘﻨﺪﺍﺷﺘﻢ، ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺍﻭ ﻫﻢ ﺍﻣﻴﻦ ﭘﻨﺪﺍﺭم؟ ﭘﺲ ﺧﺪﺍ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻭ مهربان‌ترین ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﺎﻥ ﺍﺳﺖ. (۶۴)

🗨نکته: علامه طباطبایی در مورد «فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین»

🗨 می‌فرماید بهترین امانت دار کسی است که ازهمه مهربان‌تر است لذا می‌فرماید خیرحافظا و هو ارحم الراحمین.

🕋یوسف

وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مَا نَبْغِی هَٰذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَیْنَا وَنَمِیرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ کَیْلَ بَعِیرٍ ذَٰلِکَ کَیْلٌ یَسِیرٌ

ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﻛﺎﻟﺎﻳﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺸﻮﺩﻧﺪ، ﺩﻳﺪﻧﺪ ﺍﻣﻮﺍﻟﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ بازگردانده‌اند، ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺍﻱ ﭘﺪﺭ! [ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ] ﭼﻪ می‌خواهیم؟ ﺍﻳﻦ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﻣﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻩ ﻭ ﻣﺎ [ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺎ ﻫﻤﻴﻦ ﺍﻣﻮﺍﻝ] ﺑﺮﺍﻱ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺧﻮﺩ ﺁﺫﻭﻗﻪ می‌آوریم ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ می‌کنیم، ﻭ ﺑﺎﺭ ﺷﺘﺮﻱ ﺍﺿﺎﻓﻪ می‌کنیم ﻭ ﺁﻥ [ﺑﺎﺭ ﺷﺘﺮ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻋﺰﻳﺰ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻱ ﻛﺮﻳﻢ ﺍﺳﺖ] ﺑﺎﺭﻱ ﻧﺎﭼﻴﺰ ﺍﺳﺖ. (۶۵)

🗨 زمانی که دیدند سرمایه آنها در خورجین است تشویق شدند که دوباره برگردند، بار اول حضرت یعقوب نپذیرفت و دوباره رفتند گفتند این پیمانه اندک است، یعنی این مقدار که گرفته‌ایم کم است پس اگر دفعه بعد برادر خود را ببریم بیشتر می‌گیریم، و معنای دوم، اینست که می‌توانیم به راحتی کیل بدست بیاوریم.

🗨کلمه امیر از نمیر می‌آید یعنی خرج دهنده و امیرالمؤمنین مختص علی ابن ابیطالب است و اوست که فیض دهنده‌ی مومنان است.

🕋یوسف

قَالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَکُمْ حَتَّىٰ تُؤْتُونِ مَوْثِقًا مِّنَ اللَّهِ لَتَأْتُنَّنِی بِهِ إِلَّا أَن یُحَاطَ بِکُمْ فَلَمَّا آتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قَالَ اللَّهُ عَلَىٰ مَا نَقُولُ وَکِیلٌ

ﮔﻔﺖ: ﺑﺮﺍﺩﺭﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺷﻤﺎ [ﺑﻪ ﻣﺼﺮ] نمی‌فرستم ﺗﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﭘﻴﻤﺎﻥ ﻣﺤﻜﻤﻰ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺴﭙﺎﺭﻳﺪ ﻛﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺣﺘﻤﺎً ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﺍﻧﻴﺪ، ﻣﮕﺮ ﺍﻳﻨﻜﻪ [ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﻫﻤﻪ راه‌ها ﺑﻪ ﺭﻭﻱ ﺷﻤﺎ] ﻧﺘﻮﺍﻧﻴﺪ. ﭘﺲ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﭘﻴﻤﺎﻥ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺪﺭ ﺳﭙﺮﺩﻧﺪ، ﮔﻔﺖ: ﺧﺪﺍ ﺑﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻴﻢ، ﻭﻛﻴﻞ ﺍﺳﺖ. (۶۶)

🗨 لن، نفی ابد می‌کند یعنی هرگز او را با شما نمی‌فرستم تا آنکه وثیقه الهی بیاورید، که حتماً بنیامین را به من برمی‌گردانید. مگر محاط واقع شوید، احاطه به معنی در برگرفتنی است که مانع رسیدن غیر شود.

مگر محاط شوید یعنی مگر اینکه قدرت نداشته باشید و از دست شما خارج باشد.

🗨 وثیقه خدایی یعنی چه؟!! یعنی ایمان خود را بگذارید وسط که اگر بنیامین را نیاوردیم ایمان از ما جدا بشود، خدا بر آنچه ما گفتیم وکیل است.

🕋یوسف

وَقَالَ یَا بَنِیَّ لَا تَدْخُلُوا مِن بَابٍ وَاحِدٍ وَادْخُلُوا مِنْ أَبْوَابٍ مُّتَفَرِّقَهٍ وَمَا أُغْنِی عَنکُم مِّنَ اللَّهِ مِن شَیْءٍ إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَعَلَیْهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ

ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺍﻱ ﭘﺴﺮﺍﻧﻢ! [ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺳﻔﺮ] ﺍﺯ ﻳﻚ ﺩﺭ ﻭﺍﺭﺩ ﻧﺸﻮﻳﺪ ﺑﻠﻜﻪ ﺍﺯ ﺩﺭﻫﺎﻱ ﻣﺘﻌﺪﺩ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﻮﻳﺪ، ﻭ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻣﻦ [ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺗﺪﺑﻴﺮ] نمی‌توانم ﻫﻴﭻ حادثه‌ای ﺭﺍ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﺧﺪﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻤﺎ ﺭﻗﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﻛﻨﻢ، ﺣﻜﻢ ﻓﻘﻂ ﻭﻳﮋﻩ ﺧﺪﺍﺳﺖ، [ﺗﻨﻬﺎ] ﺑﺮ ﺍﻭ ﺗﻮﻛﻞ کرده‌ام، ﻭ [ﻫﻤﻪ] ﺗﻮﻛﻞ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺗﻮﻛﻞ ﻛﻨﻨﺪ. (۶۷)

🗨 در این دستورالعمل باید بحث شود که از یک در وارد نشوید چه اتفاقی می‌افتد؟!!

🗨 علامه طباطبایی یک نظری دارد که خیلی نکته آن دقیق است: می‌فرماید به نظر می‌رسد حضرت یعقوب اینجا نگران است اولاً از یک در وارد نشوید از درهای مختلف وارد شوید و البته بدانید با اینکار جلوی کار خدا را نمی‌توان گرفت زیرا حکم از آن خداست.

🗨 ایشان می‌فرماید یعقوب نبی به فراست دریافته اتفاقی می‌خواهد بیفتد و اجتماع پسران را می‌بیند می‌داند یک بلا به جمع این‌ها می‌خورد پس این‌ها را زودتر متفرق می‌کند و از تعداد آنها کم می‌شود.

🗨ما اغنی عنکم… در اینجا سه تا «از» آمده، ازشما-ازخدا-از چیزی- این لحن اضطراب را نشان می‌دهد.

 

حالا که اضطراب دارد چرا می‌گذارد که پسرانش بروند؟ زیرا اگر نروند در قحطی همه از بین می‌روند، از طرفی هم حضرت یوسف گفته اگر برادر خود را نیاورید به اینجا نیایید.

دستورالعمل می‌دهد که از یک در وارد نشوید، بعضیا گفتن یعنی اینکه چشم نخورد در آیه بعد می‌فرماید وقتی وارد شدن جلوی اتفاقی گرفته نشد پس این برای چشم خوردن نبوده است حضرت یعقوب می‌خواست جلوی یک اتفاقی را بگیرد، حضرت یعقوب اجتماع فرزندان خود را دید و می‌خواست که این اجتماع از هم نپاشد لذا خودش اجتماع را از هم پاشید تا آن بلا که می‌خواهد به آنها بخورد، نخورد.

🖊 در بعضی از روایات متوکلون را زارعان و کشاورزان معنا کرده است، چه ربطی دارد؟ دیم کاران وقتی که بذر را می‌کارند توکل بر خدا می‌کنند که باران بیاید.

🕋یوسف

وَلَمَّا دَخَلُوا مِنْ حَیْثُ أَمَرَهُمْ أَبُوهُم مَّا کَانَ یُغْنِی عَنْهُم مِّنَ اللَّهِ مِن شَیْءٍ إِلَّا حَاجَهً فِی نَفْسِ یَعْقُوبَ قَضَاهَا وَإِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِّمَا عَلَّمْنَاهُ وَلَٰکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ

ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﻳﻌﻘﻮﺏ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﭘﺪﺭﺷﺎﻥ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ، ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪﻧﺪ، ﺗﺪﺑﻴﺮ ﻳﻌﻘﻮﺏ نمی‌توانست ﻫﻴﭻ حادثه‌ای ﺭﺍ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﺧﺪﺍ ﺭﻗﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ، ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﻛﻨﺪ ﺟﺰ خواسته‌ای ﻛﻪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻳﻌﻘﻮﺏ ﺑﻮﺩ [ﻛﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺶ ﺑﻪ ﺳﻠﺎﻣﺖ ﻭ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﺯﺧﻢ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﻮﻧﺪ] ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎم ﺭﺳﺎﻧﺪ، ﻳﻌﻘﻮﺏ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺁﻧﻜﻪ ﺗﻌﻠﻴﻤﺶ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻳﻢ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺸﻲ [ﻭﻳﮋﻩ] ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﻭﻟﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﺮﺩم [ﻛﻪ ﻓﻘﻂ ﭼﺸﻤﻰ ﻇﺎﻫﺮﺑﻴﻦ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﺍﻳﻦ ﺣﻘﺎﻳﻖ ﺭﺍ] نمی‌دانند. (۶۸)

🗨 پدر آنها امر کرده بود از درهای متفرق وارد بشوید اما فقط با اینکار این یک حاجت در نفس یعقوب برآورده شد.

❗نکته: می‌خواهد بگوید یعقوب نبی دارای علم الهی بوده و اکثر مردم آن را نمی‌دانند.

مطلبی که او گفت علمی بود که تعلیم او کرده بودیم و علمی که دست هر کسی نیست و فقط خواص آن را می‌دانند.

❗نکته (وقتی قضا و قدر الهی بخواهد پیاده شود حتی کسی که علم الهی هم دارد نمی‌تواند جلوی آن را بگیرد)

🗨 یعنی حضرت یعقوب علمی دارد از جانب خدا و با این علم می‌داند که اتفاقی می‌افتد و دستورالعمل هم می‌دهد ولی باز نمی‌تواند جلوی اتفاق را بگیرد.

❗نکته: امام حسین ع می‌داند که برود کربلا کشته می‌شود؟! بله

حالا اگر نرود نمی‌شود؟ کسی که صاحب علم غیب است خودش می‌داند که باید چه کار کند.

🕋یوسف

وَلَمَّا دَخَلُوا عَلَىٰ یُوسُفَ آوَىٰ إِلَیْهِ أَخَاهُ قَالَ إِنِّی أَنَا أَخُوکَ فَلَا تَبْتَئِسْ بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ

ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺑﺮ ﻳﻮﺳﻒ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪﻧﺪ، ﺑﺮﺍﺩﺭ [ﻣﺎﺩﺭﻱ] ﺵ ﺭﺍ ﻛﻨﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺟﺎﻱ ﺩﺍﺩ، ﮔﻔﺖ: ﺑﻲ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ، ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺑﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺍﻧﺠﺎم می‌دادند [ﻭ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻮ ﻓﺎﺵ ﻛﺮﺩم] ﺍﻧﺪﻭﻫﮕﻴﻦ ﻣﺒﺎﺵ. (۶۹)

🗨 همین آیه نشان دهنده این است که آنها با بنیامین هم بدرفتاری می‌کردند، حضرت یوسف می‌گوید ناراحت نباش بخاطر کارهایی که این‌ها می‌کنند، من برادر تو هستم.

🗨 آیه می‌فرماید یوسف در غیبت است چون برادرانش او را نمی‌شناسند اما او بنیامین را کنار می‌کشد و خود را معرفی می‌کند.

پس آیا در دوران غیبت کسی می‌تواند با امام زمان ملاقات کند؟! بله مانند بنیامین.

🗨بنیامین چه حالی دارد وقتی برادر گمشده خود را در حالی که عزیز مصر شده ملاقات می‌کند!!! دیگر از چیزی ناراحت نمی‌شود زیرا می‌داند امامش پادشاه عالم است.

🍎دستورالعمل قرآنی:

این کلام حضرت یوسف:

«”” إِنِّی أَنَا أَخُوکَ فَلَا تَبْتَئِسْ بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ””»

اگر کسی در گرفتاری قرار گیرد و این عبارت را ۱۴ بار بخواند گرفتاری او برطرف می‌شود و این دستور بسیار مجرب است.

«این آیه یکی از آرامش بخش‌ترین آیات قرآن است»

🕋یوسف

فَلَمَّا جَهَّزَهُم بِجَهَازِهِمْ جَعَلَ السِّقَایَهَ فِی رَحْلِ أَخِیهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَیَّتُهَا الْعِیرُ إِنَّکُمْ لَسَارِقُونَ

ﭘﺲ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺑﺎﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻛﺮﺩ، ﺁﺑﺨﻮﺭﻱ [ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ] ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺎﺭ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﮔﺬﺍﺷﺖ. ﺳﭙﺲ ﻧﺪﺍ دهنده‌ای ﺑﺎﻧﮓ ﺯﺩ: ﺍﻱ ﻛﺎﺭﻭﺍﻥ! ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺷﻤﺎ ﺩﺯﺩ ﻫﺴﺘﻴﺪ!(۷۰)

🗨 در آیه ۶۲ فرمود به غلامانش که بضاعت را در بارشان بگذارند اما اینجا خود حضرت یوسف جام را در بار بنیامین گذاشت.

🗨 خوشا به حال کسی که امام زمان محبتش را در قلب او بگذارد.

🗨 در اینجا مگر برادران حضرت یوسف دزدی کرده بودند؟ روایت دارد: نه آنها دزدی کرده بودند و نه حضرت یوسف دروغ گفت، در بعضی از روایات دارد یوسف منظور دیگری داشت و تقیه کرد و اینکه فرمود شما دزد هستید یعنی شما یوسف را از پدرش دزدیدید.

 

🕋یوسف

قَالُوا وَأَقْبَلُوا عَلَیْهِم مَّاذَا تَفْقِدُونَ

ﻛﺎﺭﻭﺍﻧﻴﺎﻥ ﺭﻭﻱ ﺑﻪ ﮔﻤﺎﺷﺘﮕﺎﻥ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﭼﻪ ﭼﻴﺰﻱ ﮔﻢ کرده‌اید؟(۷۱)

🗨 گفتن ما دزدی نکرده‌ایم شما چه چیز گم کرده‌اید؟

❗نکته: قالوا… یعنی گفتند و برگشتند در حالی که باید اینگونه می‌فرمود: برگشتند و گفتند.

چرا اول گفت قالو؟

در اینجا نکته‌ای است: چند آیه پشت سرهم با قالو شروع می‌شود و یک آیه قالو ندارد و در سکوت است بعد دوباره آیه‌ها با قالو شروع می‌شود.

🗨 در اینجا دارد تصویرسازی می‌کند که قیل و قال برپا شده بود و بحث و سر و صدا بود یعنی با چینش کلمات خداوند می‌فرماید آن صحنه هیجانی بوده است.

🕋یوسف

قَالُوا نَفْقِدُ صُوَاعَ الْمَلِکِ وَلِمَن جَاءَ بِهِ حِمْلُ بَعِیرٍ وَأَنَا بِهِ زَعِیمٌ

ﮔﻔﺘﻨﺪ: جام ﺷﺎﻩ ﺭﺍ ﮔﻢ کرده‌ایم ﻭ ﻫﺮ ﻛﺲ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻴﺎﻭﺭﺩ، ﻳﻚ ﺑﺎﺭ ﺷﺘﺮ ﻣﮋﺩﮔﺎﻧﻲ ﺍﻭﺳﺖ ﻭ ﻣﻦ ﺿﺎﻣﻦ ﺁﻥ ﻫﺴﺘﻢ. (۷۲)

🗨در بارشان سقایه را گذاشت اما فریاد زدند که جام شاهی گم شده است. این‌ها باهم متفاوت است و اصلاً ضمیر سقایه مؤنث و ضمیر صواع مذکر است.

🖊حِمل با حَمل تفاوتی دارد؟ حِمل بار شتر است و حَمل آنی است که مادر در شکم خود حامل است و حملش می‌کند.

🕋یوسف

قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ عَلِمْتُم مَّا جِئْنَا لِنُفْسِدَ فِی الْأَرْضِ وَمَا کُنَّا سَارِقِینَ

ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ ﺩﺍﻧﺴﺘﻴﺪ ﻛﻪ ﻣﺎ ﻧﻴﺎﻣﺪﻩ ﺍﻳﻢ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ ﻓﺴﺎﺩ ﻛﻨﻴﻢ، ﻭ ﻫﻴﭻ ﮔﺎﻩ ﺩﺯﺩ نبوده‌ایم. (۷۳)

🗨 ما از نوادگان حضرت ابراهیم هستیم و دزدی نمی‌کنیم، پس چرا برادر خود را در چاه انداختند اگر پیغمبر زاده هستند!!

🗨با امیرالمؤمنین در صدر اسلام چه کردند؟ اصحاب رسول الله بودند اما بعد از او با آل او چه کردند!!

🗨 شیعه خیلی احترام دارد آیا شما احترام شیعیان امیرالمؤمنین را نگه می‌دارید!!

❗نکته: گفتیم اگر این سوره اسمش یوسف نبود سوره کید بود، اینجا حضرت یوسف کید کرد حضرت یعقوب هم کید کرد ولی کید این‌ها سوء و مکر نیست.

این همه نقشه در این سوره آمده اما آخرش هم نقشه‌ای که خدا می‌خواست پیاده شد.

🕋یوسف

قَالُوا فَمَا جَزَاؤُهُ إِن کُنتُمْ کَاذِبِینَ

ﮔﻤﺎﺷﺘﮕﺎﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﺩﺭﻭﻏﮕﻮ ﺑﺎﺷﻴﺪ [ﻭ ﺳﺎﺭﻕ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﻳﺎﻓﺖ ﺷﻮﺩ] ﻛﻴﻔﺮﺵ ﭼﻴﺴﺖ؟(۷۴)

🕋یوسف

قَالُوا جَزَاؤُهُ مَن وُجِدَ فِی رَحْلِهِ فَهُوَ جَزَاؤُهُ کَذَٰلِکَ نَجْزِی الظَّالِمِینَ

ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺁﺑﺨﻮﺭﻱ ﺩﺭ ﺑﺎﺭ ﻭ بنه‌اش ﭘﻴﺪﺍ ﺷﻮﺩ، ﻛﻴﻔﺮﺵ ﺧﻮﺩ ﺍﻭﺳﺖ [ﻛﻪ ﺑﻪ ﻏﻠﺎﻣﻰ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﻮﺩ]. ﻣﺎ ﺳﺘﻤﻜﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ [ﺩﺭ ﻛﻨﻌﺎﻥ] ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﻛﻴﻔﺮ می‌دهیم. (۷۵)

🗨دزد را بگیریم به بردگی قبول می‌کنیم و در نزد خود نگه می‌داریم.

🕋یوسف

فَبَدَأَ بِأَوْعِیَتِهِمْ قَبْلَ وِعَاءِ أَخِیهِ ثُمَّ اسْتَخْرَجَهَا مِن وِعَاءِ أَخِیهِ کَذَٰلِکَ کِدْنَا لِیُوسُفَ مَا کَانَ لِیَأْخُذَ أَخَاهُ فِی دِینِ الْمَلِکِ إِلَّا أَن یَشَاءَ اللَّهُ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاءُ وَفَوْقَ کُلِّ ذِی عِلْمٍ عَلِیمٌ

ﭘﺲ [ﻳﻮﺳﻒ] ﭘﻴﺶ ﺍﺯ [ﺑﺮﺭﺳﻲ] ﺑﺎﺭِ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ، ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ [ﺑﺮﺭﺳﻲ] ﺑﺎﺭﻫﺎﻱ [ﺩﻳﮕﺮ] ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻛﺮﺩ، ﺁﻥ ﮔﺎﻩ ﺁﺑﺨﻮﺭﻱ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﺭ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ. ﻣﺎ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻳﻮﺳﻒ ﭼﺎﺭﻩ ﺍﻧﺪﻳﺸﻲ ﻧﻤﻮﺩﻳﻢ; ﺯﻳﺮﺍ ﺍﻭ نمی‌توانست ﺑﺮ ﭘﺎﻳﻪ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ [ﻣﺼﺮ] ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﻛﻨﺪ ﻣﮕﺮ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ [ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺍﺯ ﺭﺍﻫﻲ ﺩﻳﮕﺮ ﻋﻤﻠﻲ ﺷﻮﺩ]. ﻫﺮ ﻛﻪ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫﻴﻢ [ﺑﻪ] ﺩﺭﺟﺎﺗﻲ ﺑﺎﻟﺎ می‌بریم ﻭ ﺑﺮﺗﺮ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺻﺎﺣﺐ ﺩﺍﻧﺸﻲ، ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﻱ ﺍﺳﺖ. (۷۶)

🗨 حالا چرا در این اول آیه قالو ندارد؟!! در بین قیل و قال اینجا همه ساکت می‌شوند و جست‌وجو شروع می‌شود.

🗨 اول رفتند سراغ بار برادران که کسی شک نکند.

🗨خداوند می‌فرماید ما نقشه ریختیم که یوسف اینگونه بگوید و الا اینگونه نبود که قانون مصر دزد را اسیر بگیرد، این قانون مخصوص بنی اسرائیل بود.

🗨 بالای هر صاحب علمی یک عالم‌تری هست یا هر صاحب علمی را در نظر بگیرید مافوق آن حضرت علیم هست که فوق همه‌ی علوم است و مافوق همه نقشه‌ها نقشه خداست‌.

«وَمَکَروا وَمَکَرَ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَیرُ الماکِرینَ»

🗨 امام زمان اگر بخواهد یکی را انتخاب کند چه کار می‌کند؟!! اول متاع محبت را درون او می‌گذارد بعد جلوی همه رسوایش می‌کند.

🗨ولایت بلا دارد، سختی دارد، رسوایی دارد و…

الحمدلله علی الولایه

دانلود فایل صوتی

مطالب مرتبط
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.