ادبستان معرفت
استاد محمد مهدی معماریان ساوجی

۱۴۰۴-۱-۱۲ تفسیر سوره یوسف آیات ۹۷ – ۱۰۱ جلسه ۱۸

((بسم الله الرحمن الرحیم))

تفسیر قرآن در ماه مبارک رمضان

خدایا توفیقی ده ما را که در مورد قرآن تو کوتاهی نکنیم و سهم و بهره‌ی ما را از قرآنت بیش از این قرار ده.

((وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَهٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ))

سه شنبه ۱۴۰۴/۱/۱۲ جلسه ۱۸

موضوع: تفسیر سوره یوسف آیات (۹۷ الی ۱۰۱)

یادآوری: داستان به آنجا رسید که فرزندان حضرت یعقوب علیه السلام گفتند: قَالُوا یَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کُنَّا خَاطِئِینَ

ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺍﻱ ﭘﺪﺭ! ﺁﻣﺮﺯﺵ ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻩ، ﺑﻲ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﻣﺎ ﺧﻄﺎﻛﺎﺭ بوده‌ایم.

استغفارِ درست آن است که انسان اقرار به گناه کند که من خطاکارم مرا ببخش، ولی فرزندان او تا اینجا اعتراف به گناه خود نکرده بودند.

در اول تفسیر گفته شد که برادران با خود گفتند حضرت یوسف را می‌بریم او را می‌کشیم یا در چاه می‌اندازیم و بعد صالح می‌شویم و توبه می‌کنیم!! ولی آنها نتوانستند توبه کنند چون زمانی که انسان توبه می‌کند باید جبران کند و این‌ها حتی نتوانسته بودند پیش پدر خود اقرار به گناه کنند.

وهابیت توسل به ائمه را شرک می‌دانند و می‌گویند چرا توسل به ائمه پیدا می‌کنید در حالی که در اینجا فرزندان حضرت یعقوب به او توسل پیدا کردند.

و حضرت یعقوب در جواب آنها گفت

یوسف

قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ

ﮔﻔﺖ: ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭم ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺁﻣﺮﺯﺵ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﻛﺮﺩ; ﺯﻳﺮﺍ ﺍﻭ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺁﻣﺮﺯﻧﺪﻩ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺍﺳﺖ. (۹۸)

کلمه سوف برای زمان آینده است یعنی بزودی.

در آینده استغفار می‌کنم ولی زمانی که آنها از حضرت یوسف استغفار خواستند او بلافاصله برای آنها استغفار کرد ولی حضرت یعقوب به راحتی از آن‌ها نگذشت، در روایت آمده است که حضرت یعقوب به تأخیر انداخت تا شب جمعه.

*در دو حالت استغفار پذیرفته است: یکی در سحر و یکی هم در بعد از نمازعصر*

جناب آقای کشمیری از قول سیدعلی آقا قاضی نقل می‌کردند بعد از نماز عصر ۷۰ مرتبه استغفار کنید که خیلی برکاتی دارد.

امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: «هر کس بعد از نماز عصر، هفتاد مرتبه استغفار کند و از خدا آمرزش طلبد، خدا در آن روز هفتصد گناه او را می‌آمرزد، و اگر خودش گناهى نداشته باشد، گناه پدرش را می‌آمرزد، و اگر پدرش هم گناهى نکرده باشد، گناه مادرش را می‌آمرزد و چنانچه مادرش هم بى گناه باشد، گناه برادرش را می‌بخشد؛ و اگر برادرش نداشت گناه همسایگان او بخشیده می‌شود و…

ذکر استغفار گره گشاست، وقتی که حضرت یعقوب برای آنها استغفار کرد آنها توانستند به مصر بروند.

زمانی که پیراهن حضرت یوسف به دست حضرت یعقوب رسید او فرمود همین الان می‌خواهم حضرت یوسف را ببینم و حضرت یوسف هم افرادی را برای کمک فرستاده بود و در روایت آمده است که این‌ها در نصف زمان به مصر رسیدند از بس حضرت یعقوب اشتیاق داشت برای دیدار یوسف.

یوسف

فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَىٰ یُوسُفَ آوَىٰ إِلَیْهِ أَبَوَیْهِ وَقَالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِن شَاءَ اللَّهُ آمِنِینَ

ﭘﺲ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﺮ ﻳﻮﺳﻒ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪﻧﺪ، ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺭﺍ ﻛﻨﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺟﺎﻱ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﻫﻤﮕﻲ ﺑﺎ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺧﺪﺍ [ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺧﺎﻃﺮ ﻭ] ﺩﺭ ﻛﻤﺎﻝ ﺍﻣﻨﻴﺖ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﺼﺮ ﺷﻮﻳﺪ. (۹۹)

چند نکته در این آیه وجود دارد، یکی ابویه، و یکی ادخلوا، و یکیان شالله.

در اخبار آمده است که مادر یوسف ازدنیا رفته بوده درحالی‌که این آیه می‌فرماید پدر و مادرش را به آغوش کشید.

نکته مهم(بعضی از داستان‌هایی که در قرآن می‌آید مشترک با تورات و کتب یهودیان است مثل داستان حضرت ابراهیم وحضرت سلیمان و حضرت یوسف، ولی در آن کتب یک سری داستان‌ آمده است که در قرآن نیست و یک سری از داستان‌ها در قرآن است ولی در آن کتب وجود ندارد، ما به این‌ها کاری نداریم ما به داستان‌هایی که مشترک هستند کار داریم که در قرآن آمده و صحیح است، و در زمان خلیفه دوم که منع حدیث کرد و احادیث یهودی را وارد احادیث اسلام کرد، مخصوصاً آنجا که داستان‌های انبیاست صراحتاً برضد آن‌ها گفته شده مانند دزدی کردن حضرت یوسف در کودکی. در اینجا هم یهودیان درست کردند که مادر یوسف مرده بود و او خاله‌اش را بغل کرد، آیا فرقی بین خاله و مادر است؟ بله پشت این داستان خیلی حرف خوابیده است، قرآن می‌فرماید ابویه، پس مادر را در آغوش گرفت. یهودیان می‌گویند مادر حضرت یوسف مرده بود، زیرا می‌خواهند بگویند اگر حضرت یعقوب او را ناز و لوس می‌کرد برای این بود که او مادر نداشت یعنی می‌خواهند محبت الهی و آسمانی حضرت یعقوب به یوسف را تنزل بدهند به مرتبه خاکی.

 

نکته: حدیث جعلی دیگر اینکه آنها می‌گویند جبرئیل نازل شد و به حضرت یوسف گفت دست خود را باز کن و از دست حضرت یوسف نوری خارج شد و آنها گفتند این نور نبوت بود دیگر از صلب تو پیامبری بدنیا نمی‌آید زیرا عزت شاهی تو را گرفته و برای همین از اسب پیاده نشدی.

حضرت یوسف پیامبر مرسل است و معصوم است، این حرفا چیست که در مورد او زده می‌شود.

مگر قرار است هر کس پدرش پیامبر باشد پسرش هم پیامبر بشود!!!

و قال ادخلوا مصر…

علامه طباطبایی می‌فرماید باتوجه به آیه این‌ها خارج از مصر همدیگر را ملاقات کردند و حضرت یوسف آمده بود به استقبال آنها بعد چگونه می‌شود که از اسب پیاده نشود!!!

نکته‌ی انشالله هم در این است که حضرت یوسف می‌فرماید درست است که من عزیز مصر هستم اما اگر خدا بخواهد در امنیت هستید.

آن‌ها در امنیت بودند تا زمانی که سلسله فراعنه آمدند سر کار و حضرت یوسف از دنیا رفت آن زمان دیگر بنی اسرائیل زیردست قرار گرفتند.

یوسف

وَرَفَعَ أَبَوَیْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّوا لَهُ سُجَّدًا وَقَالَ یَا أَبَتِ هَٰذَا تَأْوِیلُ رُؤْیَایَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّی حَقًّا وَقَدْ أَحْسَنَ بِی إِذْ أَخْرَجَنِی مِنَ السِّجْنِ وَجَاءَ بِکُم مِّنَ الْبَدْوِ مِن بَعْدِ أَن نَّزَغَ الشَّیْطَانُ بَیْنِی وَبَیْنَ إِخْوَتِی إِنَّ رَبِّی لَطِیفٌ لِّمَا یَشَاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ

ﻭ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺗﺨﺖ ﺑﺎﻟﺎ ﺑﺮﺩ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺳﺠﺪﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺍﻱ ﭘﺪﺭ! ﺍﻳﻦ ﺗﻌﺒﻴﺮ ﺧﻮﺍﺏ ﭘﻴﺸﻴﻦ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭم ﺁﻥ ﺭﺍ ﺗﺤﻘﻖ ﺩﺍﺩ، ﻭ ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﺣﺴﺎﻥ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺭﻫﺎﻳﻴﻢ ﺑﺨﺸﻴﺪ، ﻭ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻧﻜﻪ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﻦ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻧﻢ ﻓﺘﻨﻪ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ، ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻴﺎﺑﺎﻥ ﻧﺰﺩ ﻣﻦ ﺁﻭﺭﺩ، ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭم ﺑﺮﺍﻱ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﺎ ﻟﻄﻒ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ می‌کند; ﺯﻳﺮﺍ ﺍﻭ ﺩﺍﻧﺎ ﻭ ﺣﻜﻴﻢ ﺍﺳﺖ. (۱۰۰)

پدر و مادر خودش را بر عرش و تخت پادشاهی خودش بالا برد.

تأویل: وقتی امام زمان می‌آید پدر و مادرش را بر عرش خود بالا می‌برد.

از پیامبر نقل شده است:

أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّه

من و علی دو پدر این امت هستیم.

وقتی امام عصر عج می اید پدر و مادر خود را به عرش می‌رساند، آنی که زیر پا افتاده و تنها چیزی که اهمیت داده نمی‌شود، ولایت و نبوت است، امام عصر تشریف می‌آورند و اینها را بالا می‌برند.

همه برای یوسف به سجده افتادند.

زمانی می‌آید که انشاالله به زودی همه در برابر یوسف زهرا به سجده می افتند.

بعضی از مفسرین گفتند برای خدا به سجده افتادند و سجده شکر کردند چون سجده فقط مخصوص خداست، درست نیست، چرا؟!! چون ضمیر به یوسف بر می‌گردد!!! چون اول داستان فرمود ۱۱ ستاره و ماه و خورشید بر من سجده کردند، اینجا بحث سجده بر خدا نیست، بر یوسف سجده کردند، مگر در زمان حضرت آدم فرشتگان بر او سجده نکرده‌اند!

آیه قرآن‌ (وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ…)

اگر سجده به امر خداوند باشد و برای خلیفه خدا باشد درست است و واجب است مانند حضرت آدم که فرشتگان بر او سجده کردند در اینجا حضرت یوسف خلیفه خداست زمانی می‌آید که همه به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سجده می‌کنند.

منتها این سجده برای عبادت و پرستش نیست، سجده‌ی عبودیت فقط برای خداست.

تأویل رؤیای من….

این تعبیر رویای من است که خدا حق قرار داده یعنی چه؟!! یعنی این رؤیا در خارج پیاده شد اگر در خارج پیاده نمی‌شد حق نبود.

اینجا حضرت یوسف قسمتی از سرگذشتش را بیان می‌کند که محبت‌های خدا به خودش را نشان می‌دهد اما یک قسمت داستان را حذف کرد چون نخواست برادرانش خجالت بکشند، چقدر ادب دارد، قرآن ادب آموز است.

ذکر الجفا عند وقت الصفا جفا، ذکر جفا کردن در وقت صفا جفا است.

چون به رخ کشیدن سرخوردگی می‌آورد لذا حضرت یوسف خیلی چیزها را به روی برادران خود نیاورد.

یوسف با یک خواب پادشاه از زندان آزاد شد.

/یوسفی دارم که در زندان توست

ای عزیز مصر دل خوابی ببین /

حضرت یوسف در اینجا چقدر ادب را رعایت می‌کند در مورد برادرانش و از ستم‌هایی که به او کردند چیزی را بازگو نمی‌کند و می‌فرماید بعد از آنکه شیطان جدایی انداخت بین من و برادرانم، بدی‌ها را گردن شیطان می‌اندازد.

روایت است زمانی که شیعیان می‌آیند خدمت امام عصر می‌گویند ما خطاکار هستیم امام عصر می‌فرماید شما بخشیده شده‌اید و خطاهایشان را به روی آنها نمی‌آورد.

ان ربی لطیف…. لطیف یکی از اسماء خداوند است، کسی که خیلی لطف دارد و خیلی لطافت دارد.

موقعیت حضرت یوسف در ظاهر موقعیت غرور است زیرا پادشاهی است که بر تخت خود نشسته است و همه بر او به سجده افتاده‌اند لذا در این جایگاه شروع می‌کند به دعا کردن و اعلام عبودیت می‌کند و خود را در برابر خداوند سبحان کوچک می‌کند.

 

یوسف

رَبِّ قَدْ آتَیْتَنِی مِنَ الْمُلْکِ وَعَلَّمْتَنِی مِن تَأْوِیلِ الْأَحَادِیثِ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنتَ وَلِیِّی فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ تَوَفَّنِی مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ

ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ! ﺗﻮ ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﻳﻲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻋﻄﺎ ﻛﺮﺩﻱ ﻭ ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﺗﻌﺒﻴﺮ خواب‌ها ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺁﻣﻮﺧﺘﻲ. ﺍﻱ ﭘﺪﻳﺪ ﺁﻭﺭﻧﺪﻩ آسمان‌ها ﻭ ﺯﻣﻴﻦ! ﺗﻮ ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎ ﻭ ﺁﺧﺮﺕ ﺳﺮﭘﺮﺳﺖ ﻭ ﻳﺎﺭ ﻣﻨﻲ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺗﺴﻠﻴﻢ [فرمان‌های ﺗﻮ] ﺑﺎﺷﻢ ﺟﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺑﮕﻴﺮ، ﻭ ﺑﻪ ﺷﺎﻳﺴﺘﮕﺎﻥ ﻣُﻠﺤﻘﻢ ﻛﻦ. (۱۰۱)

دعا مغز عبادت است.

چرا اولیاء الهی را غرور نمی‌گیرد؟

نکته:

ما دو تا منظر داریم یکی نگاه کردن به زیر دست

و یکی نگاه کردن به مافوق – چه موقع انسان

را غرور می‌گیرد؟ وقتی که به زیر دست نگاه کند

اما نگاه اولیا به بالاست و در مقام دعا غرور آنها را نمی‌گیرد، حضرت یوسف بروی تخت سلطنت نشسته و دعا می‌کند و اظهار بندگی می‌کند.

آقا امیرالمؤمنین ع فرمود:

حکومت من بر شما به اندازه این لنگه کفش ارزش

ندارد چون نگاه ایشان به خداست.

«فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنتَ وَلِیِّی فِی الدُّنْیَا

وَالْآخِرَهِ تَوَفَّنِی مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ»

این آخرین حرف حضرت یوسف ع است و اینجا داستان تمام می‌شود.

حضرت آقا (علامه حسن‌زاده آملی) در دیوانشان شعری دارند:

/چو ابراهیم و یوسف باش ذاکر

جناب حق تعالی را به فاطر /

حضرت ابراهیم ع در سوره ابراهیم فرمود:

إبراهیم

قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِی اللَّهِ شَکٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ یَدْعُوکُمْ لِیَغْفِرَ لَکُم مِّن ذُنُوبِکُمْ وَیُؤَخِّرَکُمْ إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى قَالُوا إِنْ أَنتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا تُرِیدُونَ أَن تَصُدُّونَا عَمَّا کَانَ یَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُّبِینٍ

ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻧﺸﺎﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺁﻳﺎ ﺩﺭ ﺧﺪﺍ ﻛﻪ ﺁﻓﺮﻳﻨﻨﺪﻩ آسمان‌ها ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﺍﺳﺖ، ﺷﻜﻲ ﻫﺴﺖ؟ ﺍﻭ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺩﻋﻮﺕ [ﺑﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ] می‌کند ﺗﺎ ﻫﻤﻪ ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻴﺎﻣﺮﺯﺩ، ﻭ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﻌﻴﻦِ [ﻋﻤﺮﺗﺎﻥ] ﻣﻬﻠﺖ می‌دهد. ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩﻧﺪ: ﺷﻤﺎ ﺑﺸﺮﻫﺎﻳﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻴﺪ ﻛﻪ می‌خواهید ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻌﺒﻮﺩﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﭘﺪﺭﺍﻧﻤﺎﻥ می‌پرستیدند ﺑﺎﺯ ﺩﺍﺭﻳﺪ; ﭘﺲ [ﺷﻤﺎ] ﺩﻟﻴﻞ ﺭﻭﺷﻨﻲ [ﺑﺮ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺭﺳﺎﻟﺖ ﺧﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﭘﺴﻨﺪ ﻣﺎ ﺑﺎﺷﺪ] ﺑﻴﺎﻭﺭﻳﺪ. (۱۰)

این ذکر حضرت ابراهیم و حضرت یوسف است.

اگر می‌خواهید یوسفی بشوید بگویید:

«فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنتَ وَلِیِّی فِی الدُّنْیَا

وَالْآخِرَهِ تَوَفَّنِی مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ»

بحث ولایت است که تو ولی منی در دنیا

و آخرت زیرا خداوند متولی صالحان است.

بنده یک خوابی دیدم:

یک جلسه ایی بود و آقایی درس می‌داد و خیلی افراد کمی آنجا بودند، کلاً سه نفر بودیم دو مرد و یک زن! ایشان نکاتی را گفتند و من نوشتم، فرمود اسم الولی همیشه با امور نیکو می‌آید.

«و هوالولی الحسنات»

«الله ولی الذین آمنوا»

چون ولی من است مرا از چاه در آورد و به اوج

ماه رساند و دشمنان با همه دشمنی‌ها هم نتوانستند کاری کنند! در آخرت هم تو ولی منی‌.

/زهاد تکیه بر عمل خویش کرده‌اند

ما اعتماد بر کرم یار کرده‌ایم /

نکته:

اسم الولی از اسمایی است که در دنیا و آخرت

جلوه می‌کند وحکومت دارد و بعضی از اسما

هستند مثل الممیت که فقط برای دنیاست

اما ولی در دنیا و آخرت هست لذا ولایت قطع نمی‌شود و همیشگی است، نبوت خاتمه یافته است.

خدایا ما را مسلمان بمیران.

الهی آمین

مرگ آگاهی:

آنچه انسان را مغرور می‌کند فراموشی مرگ است،

شیطان اول کاری که می‌کند یاد مرگ را از جلوی

چشم انسان می‌برد، وقتی یاد مرگ رفت!

انسان احساس خلود می‌کند و احساس می‌کند همیشه هست و می‌تواند هر کاری انجام بدهد و الا اگر دکتر به او بگوید بیشتر از یک ما زنده نیست جرات نمی‌کند گناه کند.

حضرت یوسف ع بروی تخت سلطنت نشسته

و یاد مرگ است و فرمود:

” تَوَفَّنِی مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ”

خدایا من را مسلمان بمیران یعنی تسلیم باشم و من را به صالحان ملحق کن.

خدا متولی صالحان است و ما هم از خداوند

می‌خواهیم، ما را به صالحان ملحق کند انشاء الله که محمد وآل محمد در رأس آنها هستند *

الحمدلله علی الولایه

دانلود فایل صوتی

مطالب مرتبط
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.