ادبستان معرفت
استاد محمد مهدی معماریان ساوجی

۱۴۰۳-۱۲-۲۱ تفسیر سوره یوسف جلسه ۶

(بسم الله الرحمن الرحیم))

🌛تفسیر قرآن در ماه مبارک رمضان 🌜

🤲🏻خدایا توفیقی ده ما را که در مورد قرآن تو کوتاهی نکنیم و سهم و بهرهٔ ما را از قرآنت بیش از این قرار ده.

((وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَهٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ))

سه شنبه ۱۴۰۳/۱۲/۲۱، جلسه (۶)

🧿موضوع: تفسیر سوره یوسف (آیات ۲۰ الی ۲۴)

⬅️نکاتی در مورد چند آیه قبل:

برادران حضرت یوسف به پدر خود بی حرمتی کردند، یکی در پشت سر او گفتند پدر ما در گمراهی آشکار به سر می‌برد، یکی هم در روبرویش گفتند تو به ما ایمان نمی‌آوری اگرچه ما راستگو باشیم یعنی ما راست هم بگوییم تو باور نمی‌کنی یعنی اشکال از توست.

🖋 قرآن در مورد پیامبر اکرم فرموده:

پیامبر اکرم به مؤمنین ایمان دارد زیرا مؤمن دروغ نمی‌گوید و مورد اعتماد است.

اشکال از خود آنهاست که دروغ می‌گویند و انسان‌های دروغگو همیشه دیگران را متهم می‌کنند.

❗نکته در آیه ۲۰_شروه به معنی خریدن است اما اکثر تفاسیر این را فروختن تعبیری کردن.

🖋 خریدند او را به بهای اندک. چه کسانی؟!!

برادران یوسف او را در چاه گذاشتند و دیگر رفتند و این معنایی ندارد که بیایند و بگویند این برادر ماست.

حالا این آیه چه می‌گوید؟

این کاروانی که یوسف را پیدا کرد کاروان تجاری بود زیرا وقتی یوسف را پیدا کردند او را مخفی کردند به عنوان کالا و وقتی به مصر بردند او را به بهای اندک به برده فروشان فروختند و این کاروان بی رغبت بودند نسبت به حضرت یوسف.

پس اینکه آیه می‌فرماید او را به بهای اندک خریدند یعنی برده فروش‌ها یوسف را از کاروانیان خریدند.

🕋یوسف

وَقَالَ الَّذِی اشْتَرَاهُ مِن مِّصْرَ لِامْرَأَتِهِ أَکرِمِی مَثْوَاهُ عَسَیٰ أَن ینفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَکذَٰلِک مَکنَّا لِیوسُفَ فِی الْأَرْضِ وَلِنُعَلِّمَهُ مِن تَأْوِیلِ الْأَحَادِیثِ وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَیٰ أَمْرِهِ وَلَٰکنَّ أَکثَرَ النَّاسِ لَا یعْلَمُونَ

آن مرد مصری که یوسف را خرید، به همسرش گفت: جایگاهش را گرامی دار، امید است به ما سودی دهد، یا او را به فرزندی انتخاب کنیم. این گونه یوسف را در سرزمین مصر مکانت بخشیدیم و به او از تعبیر خواب‌ها بیاموزیم; و خدا بر کار خود چیره و غالب است، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند. (۲۱)

⤴️ از درون چاه آمد و داخل کاخ مصر شد، این گونه مکانت به او دادیم.

🖊تأویل الاحادیث، همان علمی که حضرت یعقوب گفته بود اینجا داده می‌شود.

در این مدت به مرحله‌ای می‌رسد که این علم را دریافت می‌کند.

🖊 اینکه خدا غالب است بر امر خویش یعنی بدانی در این عالم چیزی دست کسی نیست، عزت و ذلت، با خداوند است که به هر کسی که بخواهد عزت و ذلت می‌دهد. یعنی اینکه برادران یوسف می‌خواستند او را بکشند اما نتوانستند و حتی از دست برده فروش‌ها به کاخ مصر رسید.

🖋اکثر الناس لا یعلمون، اکثر مردم نمی‌دانند که امر در دست خداست.

/دلا ز رنجِ حسودان مرنج و واثق باش

که بد به خاطرِ امیدوارِ ما نرسد/

🖋 آنچه خدا بخواهد اتفاق می‌افتد، منتها گاهی وقت انسان باید صبر کند حضرت یوسف چه سختی‌هایی را تحمل کرد تحت ولایت الله، و خدا او را پرورش داد.

🖋 خداوند غالب است بر امر خویش، این را اگر کسی بفهمد امید به کسی نمی‌بندد، خطا هم نمی‌کند، از کسی هم چیزی نمی‌پرسد.

🖋 در اینجا می‌خواهد به انسان بگوید حواس خود را جمع کن که هیچ کسی جز خدا کاره‌ای نیست.

🕋یوسف

وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَینَاهُ حُکمًا وَعِلْمًا وَکذَٰلِک نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ

و هنگامی که یوسف به سن کمال رسید، حکمت و دانش به او عطا کردیم، و ما نیکوکاران را این گونه پاداش می‌دهیم. (۲۲)

⤴️ شبیه این آیه در مورد حضرت موسی آمده است در سوره قصص آیه ۱۴

القصص

وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَیٰ آتَینَاهُ حُکمًا وَعِلْمًا وَکذَٰلِک نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ

چون به توانایی [جسمی و عقلی] خود رسید و رشد و کمال یافت، به او حکم و دانش دادیم; و این گونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم. (۱۴)

⬅️ گفته شد بین حضرت موسی و یوسف علیهما السلام شباهت‌هایی هست.

🖋 ما به او حکم و علم دادیم، پس گاهی وقت بلوغ جسمی در دریافت علم مؤثر است.

🖋 حضرت موسی در اواسط جوانی حکم و علم دریافت کرد زیرا فرمود ((استوی)) اما حضرت یوسف در همان اوایل جوانی دریافت کرد.

🖋 حالا حکم و علم چیست؟

المائده

أَفَحُکمَ الْجَاهِلِیهِ یبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُکمًا لِّقَوْمٍ یوقِنُونَ

پس آیا حکم جاهلیت را می‌طلبند؟! و برای قومی که یقین دارند، چه کسی در حکم بهتر از خدا است؟(۵۰)

 

🖊یک معنای حکم برنامه است یعنی دین.

انسان مؤمن برنامه دارد، عبادت، نماز، ذکر، قرآن، ووو… مؤمن رها و آزاد نیست.

🖋این علم همان تأویل الاحادیث است.

🖋 محسن کسی است که فعل زیبا انجام می‌دهد، می‌خواهد بگوید یوسف جزو محسنین بود و کار نیک انجام می‌داد.

⬅️ ((بنده یک وقتی در خواب می‌دیدم حضرت یوسف کودک بود و همش می‌دوید به دنبال کار نیک و من هم به دنبال ایشان می‌دویدم))

انسان باید به دنبال کار نیک بدود.

🖋 یعنی هر کس محسن باشد جزا می‌دهیمش واختصاص به حضرت یوسف ندارد.

🖋 یا در جای دیگر می‌فرماید ما اجر نیکوکاران را ضایع نمی‌کنیم.

نگفت حتماً مسلمان باشد، پس هرکه نیکی کند جزایش محفوظ است.

🖋 آیت الله بهجت در سفارشی فرموده است بدان هر کسی هر کاری می‌کند برای خود می‌کند.

🕋یوسف

وَرَاوَدَتْهُ الَّتِی هُوَ فِی بَیتِهَا عَن نَّفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَیتَ لَک قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوَای إِنَّهُ لَا یفْلِحُ الظَّالِمُونَ

و آن [زنی] که یوسف در خانه‌اش بود، از یوسف با نرمی و مهربانی خواستار کام جویی شد، و همه درهای کاخ را بست و به او گفت: پیش بیا یوسف گفت: پناه به خدا، او پروردگار من است، جایگاهم را نیکو داشت، به یقین ستمکاران رستگار نمی‌شوند. (۲۳)

⤴️ در اینجا حضرت یوسف به سن بلوغ رسیده، جوان و زیبا شده و زلیخا به او دلبستگی پیدا کرده و می‌خواهد از او کام بگیرد.

🖋 هیچ وقت انسان با زن نامحرم در جای بسته نباید باشد که روایت است سومین شخص خود شیطان است که حاضر می‌شود.

🖋 تصویرسازی در این آیه عجیب است، صحنه هیجانی است و ببینید چقدر ضمیر مؤنث و مذکر آورده است {راودته، مؤنث}{آلتی، مؤنث}(لک، مذکر) ووو

انگار خداوند دوربین را می‌برد روی صورت مرد و بعد روی صورت زن پشت سرهم.

❗نکته: اگر انسان در جایی قرار گرفت که موقعیت گناه بود مثل حضرت یوسف چه کار باید انجام بدهد؟ اول کاری که حضرت یوسف انجام داد فرمود معاذ الله، همانطور که حضرت مریم زمانی که حضرت روح را دید گفت پناه می‌برم به خدای رحمان. وقتی از خدا کمک خواستی و گفتی معاذالله دیگر خودت هم بخواهی گناه کنی، نمی‌توانی.

🖋جناب بابا طاهر

/شب تاریک و سنگستان و مو مست

قدح از دست مو افتاد و نشکست

نگهدارنده‌اش نیکو نگهداشت

وگرنه صد قدح نفتاده بشکست/

🖋 اینجا هم موحد خوبی‌ها را از جانب خدا می‌بیند (انه ربی احسن مثوای)

یعنی حضرت یوسف به زلیخا می‌گوید اگرچه من در خانهٔ تو بزرگ شدم اما هرچه بوده از لطف خدا بوده.

🖋عزیزان دقت کنید حضرت یوسف در چه موقعیتی از گناه گیر افتاده:

مسئله این است که زلیخا زن عزیز مصر است، همسر نخست وزیر مصر، و مهم است که چه کسی پیشنهاد گناه می‌دهد، او یک فرد معمولی نبوده و یوسف هم در جایگاه یک برده قرار داشته و چقدر هم به او لطف کرده بوده و او را به جوانی رسانده بوده، یعنی حضرت یوسف با او رودربایستی هم دارد، حالا کام می‌خواهد از او و او می‌گوید معاذ الله پناه بر خدا.

🖋 هیچ چیز را با خدایم عوض نمی‌کنم.

🍎 تمام سرخ و زرد دنیا به یک لبخند رضایت امام زمان نمی‌ارزد، رضایت امام زمان رضایت الله است.

🖋 ظلم چیست؟ قرار دادنشی در جای غیر خودش.

🖋 ازدواج قانون دارد و اگر در غیر مسیر او انجام شود می‌شود ظلم.

🖋 ظالم رستگار نمی‌شود و روایت است که زنا برکت را از سه چیز می‌برد اول از علم دوم از مال و سوم از عمر.

🖋 کسانی که زنا می‌کنند جوان می‌میرند حالا به هر دلیل که باشد مریضی ووو…

⬅️روایت: در جامعه‌ای که زنا زیاد می‌شود جوان میری زیاد می‌شود.

🖋 اینکه خداوند می‌فرماید کام خواست آن زن از آن مرد که در خانه او بود یعنی زلیخا منت هم می‌گذارد به سر یوسف.

🖋 چقدر ارزش دارد این پاکدامنی حضرت یوسف که بعد از ۴ هزار سال خداوند پاکدامنی او را بیان می‌کند.

🕋یوسف

وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَن رَّأَیٰ بُرْهَانَ رَبِّهِ کذَٰلِک لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ

بانوی کاخ به یوسف حمله کرد و یوسف هم اگر برهان پروردگارش را ندیده بود به او حمله می‌کرد این گونه بدی و عمل خلاف عفت آن بانو را از او بگردانیم; زیرا او از بندگان خالص شده ما بود. (۲۴)

⤴️ باز هم ضمائر را مؤنث و مذکر می‌آورد.

🖋 حضرت علامه حسن‌زاده آملی می‌فرماید این همت گماشتن حضرت یوسف در آیه به این صورت آمده است که کسی نگوید حضرت یوسف قوه جنسی نداشت.

🖋 خداوند می‌فرماید یوسف از عباد مخلص ما بود.

🖋 این برهان پروردگار چه چیز بود که دید؟

 

حضرت علامه حسن‌زاده می‌فرماید آنکه حضرت یوسف دید امری شهودی بود که آن همان حقیقت عصمت است که باز می‌دارد او را از گناه.

🖋عده‌ای به رسول خدا گفتند چطور است که شما طرف گناه نمی‌روید؟ فرمود شما هیچ فکر می‌کنید که مدفوع خود را بخورید؟ من هم به همین دلیل گناه اصلاً به ذهنم نمی‌آید.

رسول الله چون به زشتی گناه معرفت دارد طرف گناه نمی‌رود و عصمت یعنی همین.

🖋 برهان از روشنایی است، برای او باز شد که چقدر ملکوت زنا زشت است که حتی ارواح کافر هم از آن فرار می‌کنند.

🖋 در بعضی روایات دارد که زلیخا با چک زد توی گوش حضرت یوسف و یوسف همت گماشت که زلیخا را بکشد که جبرئیل فرمود این کار را نکن.

🖋 جناب ابن عربی در ملاقاتی که با حضرت یوسف داشت سؤال کرد در مورد این آیه:

حضرت یوسف فرمود: می‌خواستم زلیخا را بکشم جبرئیل گفت نکن.

🖊از سیاق برمی‌آید که کار به زد و خورد کشید.

🖊حضرت علامه طباطبایی به نکته ظریفی اشاره کرده است در این آیه که چرا خدا نگفت یوسف را دور کردیم از سوء و فحشا و فرمود سوء و فحشا را دور کردیم از یوسف.

این چه فرقی با هم دارد؟! فکر کنید تا جلسه بعد.

الحمدلله علی الولایه

دانلود فایل صوتی

مطالب مرتبط
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.