ادبستان معرفت
استاد محمد مهدی معماریان ساوجی

۱۴۰۰-۱-۱۶ فص فاطمیه جلسه ۵۰

بسم الله الرحمن الرحیم
دوشنبه درس فصوص
تاریخ۱۴۰۰/۱/۱۶
موضوع درس :فصل (۶)
در آغاز کتاب گشتی در حرکت (ص ۸) در ضمن ابیاتی از طبیعت یادی نموده ایم.
۱- بیا گشتی در این دشت و چمن کن …..
یعنی سیر و حرکت فکری کن،
مزاج دماغ خشک باشد موجب نافهمی ست و تر دماغ بودن کنایه از فهیم بودن است
۲- مکن این نکته را از من فراموش ‌….
فکر نکنی این طبیعت خاموش است ، جاهلان اینطور می پندارند
۳- طبیعت تار و پودش جنب و جوش است….
تار و پود طبیعت جنبش و جوش دارد و مراتب مختلف دارد انچه مایُری ، قابل دیدن است ، از حرکت افلاک تا روی کره خاکی وووو
ایه قران : کوهها مثل ابر در حرکت هستند.
انسان اگر چشم ملکوتیش باز شود این حرکت و صدای جوشش اب که از ریشه به طرف برگها می روند و لحظه ب لحظه رشد برگها را می بیند.
تمام این عالم حرکت است،
حرکت جوهری بنای این عالم است و جوهره این عالم است،اصلا این عالم حرکت است.
ایه قران: «وَ البَحرِ المَسجُورِ» قسم به دریایی جوشان
این دریای جوشان چه چیزی است؟ یک معنای ان عالم طبیعت است.
تار و پود طبیعت جنب و جوش است که اگر بایستد نابود میشود.
ما زنـده به آنیــم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
انچه تحت زمان است ، آن به آن در حال شدن است.
خود عالم حرکتهای دارد مثل حرکت دوری، حرکت چرخیدن ماه به دور زمین،وزمین بدور خورشید ووووو
قوس نزول و صعود در انسان و حیوان و گیاه نظام طبیعت یک پارچه حرکت است انچه که تحت زمان است متحرکست اگر زمان ایست کند نابود میشود.
ما سمیعیم و بصیریم و هُشیم
با شما نامحرمان ما خامشیم)
از جمادی ، سوی جان جان شوید
غلغل اجزای عالم بشنوید
۴- طبیعت مخزن اسرار هستی است….
اقاجان می فرماید : تمام عالم جمع شوند  نمی داند این سیب چطور درست میشه.
یک علم و یک هوش و یک عقل به اینها حاکم است
حالا انها که این حرکت را نمی بیند کور هستند.
۵- طبیعت همچو تو باهوش و گویاست…
هر کدام در مسیر خود حرکت می کند
هیچ گندم کاری و جو بر دهد *
* دیده‌‌ای اسبی که کره‌‌ی خر دهد – مثنوی مولانا
هر کدام در ایین خود حرکت میکند.
۶- سکوت او بود راز نهانی….
این سکوت رازی دارد.
جناب ابن عربی می فرماید عارفترین خلق خدا جمادات هستند بعد گیاهان و بعد حیوانات و بعد انسان
جمادات از شدت عبودیت هیچ حرکتی نمی کند،وساکن وساکت اند
از سکوتی که در عالم حاکم است پی به چه رازهای می بری.
۷- چه گویم از افول و از فروغش …
خورشید و ماه و تغییر فصلها همه همه بر روی حساب و کتاب و نظم است و این حرکت چه سیستم دقیقی دارد.
۸- طبیعت هست دائم در جهیدن….
طبیعت دائما در حال جهیدن است برای رسیدن به رتبه بالاتر،
و تمام حرکت بسوی کمال است تمام در ختان بسوی بالا رشد میکنند و حرکت بسوی کمال دارند ،
درختان و حیوانات  برای بقای خود ایجاد تخم وبذر میکنند.
۹- طبیعت یکسره عشق و شعور است …
عشق احساس است و شعور ،ادراک است
تک وتک موجودات شعور دارند ، یک شعور کلی
تو نیکی می کن و در دجله انداز
که ایزد در بیابانت دهد باز
یک شعور کلی در عالم حاکم است
اصلا موجودات ظهور شعور هستند فهم مختص انسان نیست حیوانات هم فهم دارند ، دین وایین خاص خود را دارند
طبیعت ظهور نور و علم خداست.
اقاجان : این عالم ،علم انباشته شده روی هم است،
رسول اکرم فرمودند: به عدل اسمان و زمین پابر جاست ،
نظام عالم بر اساس عدل است،
۱۰- برو برخوان اتینا طائعین را..‌…
ایه قران :به اسمان و زمین گفت بیاید با رغبت یا کراهت  گفتند، اتینا طائعین، اطاعت کردند، زمین و آسمان شعور دارند که اطاعت میکنند
روایت کسانیکه محبت علی و فاطمه را ندارند و از نعمتهای زمین استفاده می کنند غاضب هستند چون انها حجت خدا هستند‌
۱۱- بیا اندر طبیعت ای دل آگاه…
کچا دنبال خدا می گردی ….
فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ
روایت : بی انصافترین مردم پزشگان هستند که عجایب بدن انسان را می بیند در بدن ….و منکر خدا هستند.
با خدایم در خدایم و جدا از خدا نیستیم در محضر حق هستیم.
۱۲- در این باغ طبیعت ای دل آگاه…
موسئی نیست  که دعوی انا الحق شنود
ورنه این زمزمه اندر شجری نیست که نیست
۱۳- مرا شهر و ده و کوه در و دشت ….
هر کجای عالم بروید جلوه یار را می بینید
اقاجان کتاب می خوانید دارید شرح اسماء و صفات الهی را مطالعه می کنید.
۱۴- در این باغ دل ارا یک ورق نبست ….
تار و پود طبیعت و عالم از ایات حق است

حدیث اشتقاق اسماء اهلبیت

من حمیدم  و نام محمد را از نام خود مشتق کرده ام …
در ذیل موضوع به مناسبت اشتقاق رحم از رحمن بحث میشود
وجود بشرط شیء (وجود همراه با ماهیت باشد میشود ممکنات ، وجودی که تعین خورده
وجود بشرط لا شیء (به شرطی که چیزی با او نباشد میشود وجود مطلق
وجود لا بشرط شی ولا بشرط لا شیء (مطلق از قید اطلاق حتی قید اطلاق را هم ندارد .مفهوم که قید بر نمی داردو هیچ چیز برایش نمیشود گفت و اصلا ترکیب و کثرت در ان راه ندارد و این مقام لا اسم و لا رسم است ،انجا عنقا است دسترس احدی نیست این وجود لا بشرط …خودش به قسمی و مقسمی تقسیم شده
و تا بعد …..
الحمدلله علی الولایه
۵/۵ - (۱ امتیاز)
مطالب مرتبط
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.