ادبستان معرفت
استاد محمد مهدی معماریان ساوجی

۹۹-۱۲-۲۳ شرح عیون جلسه ۲۶۱

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
شنبه ۹۹/۱۲/۲۳ درس عیون مسائل نفس
موضوع :شرح عین سی و نه
عرفا بر عقل  روح اطلاق می‌کنند.
این‌جا می‌فرماید مقام روح و عقل هر دو را به کار گرفته‌اند.
چون معقولات تفصیل می‌خورد عقل و به‌ جهت کلیات روح نامیده می‌شود.
پس مقامات هفت می‌گردند یک، مقام نفس دو، مقام قلب سه، مقام عقل چهار، مقام روح پنج، مقام سر شش، مقام خفی هفت، مقام اخفی
علت نام‌گذاری آن‌ها به مقامات به‌خاطر این است که این حالت برای سالک ملکه می‌گردد پس اگر برای وی ملکه نگردد به آن مقام نگویند.
یک موقع به طرف یک ادراک قلبی دست می‌دهد ولی صاحب مقام قلب نشده.
یا ادراکات کلیات دست می‌داد ولی صاحب مقامی روح نشده.
هفت شهر عشق را عطار گشت
ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم
مقام قلب کوچه کوچه است و جزئیات دارد
به مرتبه فناء رسید پایان سفر اول .
چون اویس از خویش فانی گشته بود
آن زمینی آسمانی گشته بود
و محو در حق می‌شوند.
و چه بسا از وی شطح صادر می‌شود و عامی نادان منقشف به وی گمان‌هایی می‌برد.
خداوند سبحان فرمود اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ
گمان در اصطلاح قرآن در مقابل علم است.
ظن گمان می‌کند پس علم نیست علم حقیقی ندارند بعضی از این عقاید و گمان‌ها گناه است ،
بحث قرآنی بعضی چیزها که مردم فکر می‌کنند علم است علم نیست  گمان است.
آقاجان می‌فرماید ائمه اطهار با آن حالات عجیب و غریبی که داشته‌اند هیچ‌وقت شطحی از آن‌ها صادر نشد و حرفی مخالف شریعت نزدند این به‌خاطر قوت و قوی بودن عقل آن‌هاست هرچه عقل قوی‌تر باشد تمکین بیشتر است ،
برای عرفا حالاتی پیش میاد که مثلا
نزدیکان اقاجان می گفتند یک موقع اقا جان سه روز زمین افتاده بدون اب و غذا
در مورد امیرالمومنین ع در حالاتش امده گاهی مثل چوب خشک به زمین می افتاد.

سفر دوم: سفر من الحق الی الحق بالحق

از سفر دوم به بعد حق میاید چون حقانی شده
*طلبگار خدا را منزل از ره دورتر باشد
به دریا چون رسد سیل از ره آغاز سفر باشد.
علت بالحق بودن: چون سالک حقانی شده و سالک از موقف ذات به سوی کمالات یکی پس از دیگری شروع می نماید و کمالات را مشاهده میکند و اسماء را می فهمد مگر اسماء مستاثره الهی را .
روایت داریم  و در ادعیه امده ، خدا را قسم می دهد به اسمی که در نزد خودش پنهان است اسم مستاثر.
اقاجان فرموده اند اسماء به حقیقت خود همه مستاثره اند.
در اینجا  ولایتش کامل می گردد و ذات و افعال و صفات وی در ذات و صفات و افعال حق فانی میشود پس به حق می شنود و به حق می بیند و به او می رود و می گیرد
سر فنای ذات سالک و خفا فنای صفات و افعال وی می باشد و اخفاء فنای فنای وی می باشد.
مصباحُ الشریعهِ ـ فیما نسبه إلى الإمام الصادق علیه السلام ـ : العُبودِیَّهُ جَوهَرَهٌ کُنهُها الرُّبوبیّهُ، فَما فُقِدَ فی العُبودیّهِ وُجِدَ فی الرُّبوبیّهِ،
مصباح الشریعه ـ در آنچه به امام صادق علیه السلام نسبت داده است ـ :عبودیّت گوهرى است که باطن آن ربوبیّت است؛ پس، آنچه در عبودیت مفقود است، در ربوبیّت یافت گردد
جناب حافظ
یاد باد آن که خرابات نشین بودم و مست. وآنچه در مسجدم امروز کم است آنجا بود

سفر سوم: سفر من الحق الی الخلق بالحق

در این سفر صحو کامل حاصل می گردد و سالک به بقای خدا باقی می گردد. و در عوالم جبروت و ملکوت و ناسوت مسافرت می نماید.
نبوت انبایی خبر از حقایق میدهد
و این غیر از نبوت تشریع است
رسول الله به علی ع فرمود علی جان تو میشنوی انچه من میشنوم و می بینی انچه من می بینم اما پیامبر نیستی .
همانطور که امیرالمومنین ع با ان همه مشاهده فرمود
أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِیدِ مُحَمَّدٍ ص.

سفر چهارم: سفر من الخلق الی الخلق بالحق

بنابراین خلایق و اثار و لوازم انها را مشاهده می کند پس مضرات و منافع انها را در دنیا و اخرت می فهمد و رجوع انها و چگونگی رجوع انها را به خدا در می یابد. و می فهمد چه چیزهایی انها را به سوی خدا می کشاند و چه چیزهایی بازشان می دارد و چه چیزی مانع انهاست.
بنابراین به نبوت تشریعی پیامبر می گردد و نبی خوانده میشود
و آنچه که خلایق را به سعادت می رساند و یا باعث شقاوت ایشان است خبر میدهد در همه این احوال وی بالحق است.
اینها سفرهای چهار گانه هستند سفر اول و سوم در مقابل همند زیرا مبدا و منتهی باهم متعاکسند و سفر سوم بالحق است و سفر اول اینطور نیست.
سفر دوم  و چهارم به وجهی متقابلند زیرا در مبدا و منتهی متقابلند و در بالحق بودن مشترک
اما فلاسفه شامخ و حکمای راسخ در آفاق و انفس می نگرند و ایات خدای را در انها اشکار و رایات را هویدا می بینند
سفرهای سالک روحانی است ولی اینها از اثار پی به وجود خداوند می برند
که کسی به اینها نظم داده است حکیمی هست که خالق عالم است
سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ
به زودى نشانه‏ هاى خود را در افقهای [گوناگون] و در دلهایشان بدیشان خواهیم نمود تا برایشان روشن گردد که او خود حق است
الحمدلله علی الولایه
به این نوشته امتیاز دهید
مطالب مرتبط
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.