ادبستان معرفت
استاد محمد مهدی معماریان ساوجی

۱۴۰۳-۹-۲۵ شرح عیون مسائل نفسه علامه حسن زاده جلسه ۳۶۵

بسم الله الرحمن الرحیم

یکشنبه ۱۴۰۳/۹/۲۵، درس عیون مسائل نفس

جلد دوم جلسه ۳۶۵، شرح عین ۵۷

موضوع: مزاج روحانی و عنصری.

معلم اول ارسطو و استادش افلاطون….

حرارت غریزی را نار الهی می‌نامند…

حرارت غریزی همان حرارتی است که بدن انسان‌ها و کل حیوانات آن را دارا هستند که همان نار الهی است.

این حرارت از نوع آتش معمولی نیست بلکه آتش الهی و معنوی است و این آتش قائم به مزاج (چه انسانی و چه حیوانی) است، آتش‌های دیگر حیات ندارند اما روح بخاری همانطور که عقل بالاتر از همه قواست، از تمام اعضای بدن بالاتر است و رئیس آنها محسوب می‌شود.

جالینوس می‌گوید این همان حرارت طبیعی است و معنوی نیست و از مزاج عنصری حاصل شده است.

شیخ در تعلیقات فرمود:

غذای روح نسیم است پس وی آن را به جوهرش احاطه می‌کند، و از آن تغذیه می‌نماید….

محل روح بخاری قلب است زیرا اگر اکسیژن به قلب نرسد خاموش می‌شود.

بدن اکسیژن را دم بدم نیاز دارد، و آب را روز به روز نیاز دارد و غذا را هفته به هفته نیاز دارد (منظور شدت احتیاج است)

خداوند ممیت است یعنی می‌میراند اما خدا نابود نمی‌کند بلکه مرگ تفریق است، نفس از بدن جدا می‌شود، مرگ اعدام و نابودی نیست.

بدن مرکب ماست، با این بدن کار انجام می‌دهی، حالا این مرکب هوش و تدبیر خود را دارد و تویی که سوار بر این مرکبی هوش و تدبیر خود را داری، مانند سوارکار و اسب که سوارکار هوش و تدبیر خود را دارد و آن اسب خودش هوشمند است و کار خودش را می‌کند گرچه به دستور سوارکار هم گوش می‌دهد.

این بدن هوشی جدا از ما دارد که چند روز اگر به کاری عادتش بدهید او آن کار را از شما طلب می‌کند، این را از کجا می‌فهمد؟!! هوشی دارد غیر از نفس ما.

شارح قیصری در شرح خود گفت:

همانطور که نفس ناطقه از بین نمی‌رود آن مزاج روحانی هم از بین نمی‌رود همان که تحت تأثیر و تأثر بدن بود و عادت داده شده بود و با نابودی بدن از بین نمی‌رود. اینکه شیخ گفت از جنس نشئه‌ای که به آن منتقل می‌شود تا بر شیخ قول به تناسخ لازم نیاید.

بدن برزخی ما همان مزاج روحانی ماست که از دنیا با ماست.

روایت: جعفر طیار وقتی دو دستش قطع شد خداوند دو بال به او داد تا در بهشت پرواز کند.

امیر المومنین ع فرمود تصور نکنید این مخصوص تمام اهل بهشت است بلکه اختصاصی ایشان است، که مخصوص قمر بنی هاشم هم هست این مقام.

عمل بدن اخرتی را می‌سازد و علم روح آن را.

روایت: رسول اکرم: دندان اهل جهنم به اندازه کوه احد است.

یعنی یک بدن بی تناسب دارند که از آن زجر می‌کشند و گاهی بدن آن‌ها شبیه به حیوان هم می‌شود بلکه پست‌تر.

آیه قرآن

المائده

قُلْ هَلْ أُنَبِّئُکم بِشَرٍّ مِّن ذَٰلِک مَثُوبَهً عِندَ اللَّهِ مَن لَّعَنَهُ اللَّهُ وَغَضِبَ عَلَیهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَهَ وَالْخَنَازِیرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُولَٰئِک شَرٌّ مَّکانًا وَأَضَلُّ عَن سَوَاءِ السَّبِیلِ

بگو: آیا شما را از کسانی که کیفرشان [از مؤمنانی که به خیال خود از آنان عیب می‌گیرید و آنان را سزاوار عذاب می دانید] نزد خدا بدتر است، خبر دهم؟ [آنان] کسانی [از گذشتگان خود شما] هستند که خدا لعنتشان کرده، و بر آنان خشم گرفته، و برخی از آنان را به صورت بوزینه و خوک درآورده، و [نیز آنان که] طاغوت را پرستیدند; اینانند که جایگاه و منزلتشان بدتر و از راه راست گمراه‌ترند. (۶۰).

خوک و بوزنیه پیش آن زیباست.

شارح یاد شده در اول فصل الیاسی فرمود:

از جمع شدن هیئت‌های روحانی یک هیئت یگانه به وجود می‌آید مثلاً سخاوت، عبادت، کرامت، مهربانی و و و….. جمع می‌شوند و یک هیات روحانی درست می‌شود.

برای اهل عذاب سیئات جمع می‌شوند و یک هیئت عجیب و غریب حاصل می‌شود.

آیه قرآن:

فَأُولَٰئِک یبَدِّلُ اللَّهُ سَیئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ

جناب قونوی فرمودند دیدم در عالم کشف چطور حسنات سیئات را از بین می‌برد و چطور سیئات حسنات را می‌خورند (خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا…..)

عمل خوب و بد مخلوط می‌شوند و همدیگر را دفع می‌کنند.

در تفسیر فاتحه صدرالدین قونوی آمده است:

«غذا با اختلاف انحاء و انواعش مظهر صفت بقاء است و آن از سدنه اسم قیوم می‌باشد.

سدنه یعنی خدمتگزار و نگهبان.

اسما سدنه دارند.

انَّ اللَّهَ لا یسْتَحْیی أَنْ یضْرِبَ مَثَلًا ما بَعُوضَهً فَما فوق‌ها….

همانا خداوند از اینکه به پشه‌ای و آنچه بر بالای آن است مثال بزند…

امروزه کشف شد که بروی کمر پشه حیواناتی هستند بسیار ریز که خون پشه را می‌خورند و از آن تغذیه می‌کنند.

 

قال سألت ابا عبدالله جعفر بن محمد الصادق عن ارواح المومنین، فقال فی الجنه علی صور ابدائهم لو رأیته فقلت فلان.

یعنی از امام صادق علیه السلام از ارواح مومنان پرسیدم حضرت فرمود در بهشت بر صور ابدان خویشند که اگر آنان را ببینی گویی فلانی است.

در فردوس اعلی از عالم اجل شیخ محمد حسین کاشف الغطاء آمده است….

این جسم مادی که طبق تجدد امثال هردم خلق می‌شود و اعدام و ایجاد صورت می‌گیرد و طبق علم پزشکی سلول‌های بدن هرچندوقت یکبار بصورت کامل جدید می‌شوند پس چگونه عده‌ای می‌گویند منظور از معاد جسمانی منظور زنده شدن همین بدن مادی است؟؟؟

در مورد مزاج سه مطلب اصلی وجود دارد.

مذهب اول: مزاج به امتزاج عناصر تشکیل می‌شود و عناصر به صورت نوعی محض خود در آن باقی هستند، جز اینکه عناصر بسیار کوچک شده‌اند.

دوم مزاج از امتزاج عناصر تشکیل یافته ولیکن خود آنها در ممتزج به نحو صرف باقی نیستند بلکه صورتشان خلع شده پس یک هیولی و صورت جدیدی حاصل می‌شود.

قول سوم…

در فصل اول از باب چهارم نفس اسفار در انجا فرمود:

بدن جوهر اسطقسی و مرکب از عناصری است که طبیعتاً با همدیگر در نزاعند….

در بدن عناصری ترکیب شده است که باهم در نزاع هستند مثل آب و آتش، خاک و باد که یکدیگر را می‌خورند و می‌خواهند از هم جدا شوند پس یک چیز غیر از عناصر ایشان را دور هم نگه داشته است.

که آن همان نفس است.

پایان عین ۵۷

الحمدلله علی الولایه

دانلود فایل صوتی

مطالب مرتبط
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.