۱۴۰۳-۱۲-۷ شرح عیون جلسه ۳۷۱
((بسم الله الرحمن الرحیم))
سه شنبه ۱۴۰۳/۱۲/۷، عیون مسائل نفس،
جلد دوم، جلسه ۳۷۱
🧿موضوع: شرح عین ۵۹، در این که انسان دارای دو معاد است.
⬅️بحث و تفصیل، شاید در ایراد بر آن چه یاد کردیم که فاعل قریب هر حرکت و هر فعل جسمانی…
🖋دو جور طبیعت در بدن داریم:
۱-طبیعتی به طوع
۲- طبیعتی به کره
🖋بعضی از امور هست که طبیعت بدن از روی طوع و رغبت و تسلیم نفس را خدمت میکند مانند تپیدن قلب و…
بعضی از امور مثل مبادی حرکتهای اختیاری و وضعی نظیر کتابت، راه رفتن، قعود و قیام و… اموریاند که طبیعت بدن به اجبار و قسر بر دوش نفس قرار میدهد.
🖋 بدن ما یک هوش خاص خودش را دارد که وقتی میخوابید این هوش تعطیل نمیشود و طبیعت بدن کارهای خود را انجام میدهد درحالیکه هشیاری شما تعطیل است.
🖋اینجا میفرماید این هوش ظاهری با مرگ از بین میرود اما اون طبیعت ذاتی تو که تسلط بر بدن داشت باقی میماند.
🖊میخواهد بگوید این طبیعتی که مطیع نفس است با وی میماند و این مرتبط است با معاد جسمانی.
🖋 بحث معاد جسمانی خیلی بحث پر رمز و رازی است و اثبات کردن و فهم آن به این سادگی نیست.
🖋 حضرت آقا (علامه حسن زاده آملی) در اول بحث فرمودند: کاملی میخواهد که تورا به این مطلب رهنمون شود.
🖋شخصی از قول حضرت آقا فرمودند:
ما در آمل جلسات داشتیم برای عزیزان، سالیانی به عزیزان درس دادیم خیلی از حقایق و اسرار الهی را حتی مبحث سر القدر را هم به آنها گفتیم ولی جرات نکردیم آن طوری که هست بحث معاد جسمانی را مطرح کنیم!
و درمورد علامه طباطبایی میفرمایند که وقتی اسفار درس میدادند ، رسیدند به بحث معاد جسمانی کلاس را خصوصی کردند و فقط یک تعداد از شاگردان زبده را جدا کردند که بحث معاد جسمانی را مطرح کنند.
🖋نفس ما در عالم آخرت بدن اخروی دارد که با آن بدن اخروی لذاتی و آلام و شوق و… دارد و بعضی از نفوس در آخرت لذات روحانی و عقلی هم دارند مثلاً از قرب الهی لذت میبرند.
⬅️ قسم دیگر معاد به عقل و قیاس برهانی ادراک میشود و نبوت نیز آن را تصدیق کرده است و آن سعادت و شقاوت نفوس است…
🖊اولیا الله در آخرت به لذات بدنی اعتنایی نمیکنند گرچه به آن سعادت بدنی هم رسیدهاند یعنی آن کسی که در آخرت لذت لقاء الله را میبرد زندگی هم دارد، همسر هم دارد، باغ هم دارد ، قصر هم دارد، تمام اینها را دارد بلکه بسیار بیشتر و بهتر از دیگران، همچنین لذات روحانی را هم دارد، مانند همین دنیا که مثلاً یک ولی خدا زندگی دارد و همسر دارد اما متوجه حق هم هست و…
ولی آن کسانی که در قیامت لذات جسمانی را دارند معلوم نیست که لذات روحانی را هم داشته باشند.
🖋نزدیکی به حق تعالی چگونه است؟
لقاء الله را باید انسان بچشد تا بفهمد.
🖋پس لذتی آن جا هست که فوق لذایذ جسمانی است.
🖋روایتی خواندیم که: بهشتی هست که خدا در آن بهشت میخندد، فقط لذتش این است که خدا در آن بهشت میخندد، این در دنیا برای ما قابل تصور نیست که چگونه است!
((خوشا مراتب خوابی که به ز بیداری است))
🖋پس ادراکاتی که در عالم آخرت است خیلی شدیدتر از ادراکات حسی و منامیه است.
⬅️ مگر صورتی که در نفس ارتسام یابد جز این که یکی از آن دو صورت از باطن شروع میشود و به سوی وی پایین میآید و صورت دوم از بیرون شروع شده و به آن ارتقا مییابد.
🖊یکی از باطن میآید به خیال میرسد یکی از بیرون میآید به خیال میرسد.
🖋در حقیقت همین صورت ارتسام یافته در نفس لذت بخش و یا دردآور است نه صورتی که در خارج موجود است.
🖋این صورتی که در نفس حاصل میشود باعث لذت و یا درد میشود و حتی صورت احساسات هم در نفس است، صورت درد، صورت ترس، صورت مزهها و… همه و همه در نفس ماست.
🖋شما اگر لذت میبرید از آن صورت خارجی نیست بلکه اصل ادراک از صورتی است که در نفس شماست.
🖋تمام لذات و احساسات در درون نفس ماست، اینکه از چیزی میترسیم یا از دیدن چیزی لذت میبریم، همه در نفس ماست.
گاهی درون خود نفس صورتی شکل میگیرد و حس میشود که معلوم بالذات ماست و گاهی از خارجِ نفس ادراک میشود که معلوم بالعرض ماست.
⬅️پس این شقاوت و سعادت دون پایه…
🖋 این سعادت و شقاوت مخصوص نفوس پست است که دنبال لذات بدنیاند و اما نفوس مقدس به واسطه کمالات خود از مثل این احوال دور و در لذت حقیقی فرو رفتهاند، و به دنبال لقاءالله و رضوان خدا هستند.
🖊روایت: بهشت مشتاقتر است به سلمان تا سلمان به بهشت.
🖋اولیاء الهی مقامات بالایی دارند که در آخرت متوجه مراتبی هستند که خیلی فراتر از بهشت نیکان است، البته اولیاءالله هم مراتب دارند و باهم متفاوتاند.
⬅️و اگر اثری اعتقادی یا اخلاقی…
🖋میگوید: گاهی وقت در نفوس اولیاء خلقیات و عقایدی هست که تضاد دارد با مرتبهٔ علیین پس آنها را اذیت میکند و باید آنها زائل بشوند تا خالص شوند.
🖋اینکه اولیا در دنیا بسیار بلا میبینند به خاطر اینست که نفس آنها اصلاً توجهی نکند به لذات دنیوی و خداوند میخواهد که تمام توجه آنها به اعلی علیین باشد.
الحمدلله علی الولایه