ادبستان معرفت
استاد محمد مهدی معماریان ساوجی

۱۴۰۰-۳-۱۹ شرح عیون عین ۴۰ جلسه ۲۶۶

بسم الله الرحمن الرحیم
چهارشنبه ۱۴۰۰/۳/۱۹
درس عیون
موضوع” شرح عین ۴۰”بحث مناسبتها…
نکته مهم” این ۶۶ عین کلید هستند برای شناخت حق تعالی و نظام عالم ”
این عالم در تحت تدبیر عالم ملکوت است ،
تکثری که در عالم ماده دیده میشود روی هماهنگی خاص است و هر چیز در سرجای خودش قرار دارد.
به هر موجودی فیض خاص خودش باید برسد و این بحث تناسب و نسبتهاست.
پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله
إِنَّ مُوسَى عَلَیْهِ السَّلَامُ لَمَّا نَاجَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ: یَا رَبِّ، أَ بَعِیدٌ أَنْتَ مِنِّی فَأُنَادِیَکَ أَمْ قَرِیبٌ فَأُنَاجِیَکَ؟ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ: أَنَا جَلِیسُ مَنْ ذَکَرَنِی، فَقَالَ مُوسَى: یَا رَبِّ، إِنِّی أَکُونُ فِی حَالٍ أُجِلُّکَ أَنْ أَذْکُرَکَ فِیهَا، فَقَالَ: یَا مُوسَى، اذْکُرْنِی عَلَى کُلِّ حَالٍ.
موسى در مناجات خود به خداوند گفت: خداوندا، آیا از من دورى تا تو را با آواز بلند صدا کنم و یا این که نزدیک هستى که با صداى آهسته با تو مناجات نمایم؟ خداوند به وى فرمود: من همنشین کسى هستم که مرا یاد کند. موسى عرض کرد: خداوندا، من باید در حال مخصوص تو را یاد کنم؟ خداوند فرمود: اى موسى، در همه حال مى ‏توانى مرا یاد کنى.
انسان شانی دارد که باخداوند همنشین میشود
نفس باید با همه عوالم تناسب پیدا کند.
این عالم صورت ملکوت است یعنی فیض الهی میاید میشود این عالم ، به لسان فلسفی، عقل ظهور میکند میشود این عالم
((اذا کان العقل کان الاشیاء )).
عقل تعین و تقدیر میخورد و نزدیک میشود به عالم ماده و ان مرتبه حقیقت لیله القدر است.
چون فیض در انطرف بی اندازه و لایتناهی است.
بعد از تقدیر ، ابرام و امضاء وبعد جاری میشود در عالم ماده ، در انجا قضا جاری میشود و از قدر به قضا می رسد.
معانی در اینجا صورت مناسب خودشان را میگیرند.
در قران حروف مقطعه داریم هیچ معانی لغوی ندارد مثل صاد و نون ” اینها صورت بسائط و عقول و مجردات صرفه هستند.
حقایق جبروتی قران هستند
بحث بین تناسب و صورتهاست ، صورت که از معنا گرفته میشود یک نسبتی بین انها است.
ما مقداری می توانیم معانی را صورتگری کنیم مثلا قدرت را در نقاشی یک انسان تنومند میکشیم …‌
اسماء الله با صورتهای مناسب خودشان ظهور می کند.
اعیان موجودات خارجی هستند مثل ما ، هر کدام از ما حقیقتی از ازل در علم الهی داریم ، خداوند قبل از خلقت موجودات، به انها علم داشته، علم خداوند حادث نیست بلکه قدیم است ، پس ان حقیقت من از ازل در علم خدا بوده است.وبه ان حقیقت می گویند اعیان ثابته، از ازل در علم الهی موجود است ودر اینجا بروز کرده و در انجا یک معنا بوده و در اینجا شکل گرفته.
هر انسانی یک خلق و مزاج مخصوص خودش را دارد یک مزاج اولیه داریم و مزاجی داریم که با غذا تغییر میکند
یک سری صورتها در خواب دیده میشود که با معنای ان مناسبت دارد مثل شیر که تعبیر ان علم است. و نان که تعبیرش برکت است
بین صورت و معنا مناسبت خیلی دقیق است.
صور جزایی، ملکات ما در عالم برزخ جزا دارند صورتهایی که انطرف می بینید با اعمال اینطرف نسبت دارد.
مثلا غیبت کردن گوشت برادر مرده خود را خوردن است
در عالم آخرت اعمال صورت می گیرد بصورت مار و عقرب ووووو در می اید و مناسب با ملکات طرف است که در اینجا کسب کرده.
روایت بعضی ها مثل مورچه در قیامت محشور میشوند و اینها متکبرین هستند.
فرعون میگفت انا ربکم الاعلی..منم منم داشت و حقیر شد و خداوند به حضرت موسی فرمود نترس …لا تخف انک انت الاعلی…تو بزرگی ….
حضرت یوسف خواب دید
— إِذْ قالَ یُوسُفُ لِأَبِیهِ یا أَبَتِ إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ لِی ساجِدِینَ
واین خواب بعد از تمام انفاقاتی که برایش افتاد به واقعیت پیوست بعد از ۴۰ سال…
تمام معانی و صورتهای ان و مزاجها و تخیلات در خواب و القای در بیداری و الهامی و حدسی و وحی و نحو انها برای نفس است.
مزاج جسمانی داریم و مزاج روحانی
بین مزاج روحانی و اخذ فیض ارتباط است.
مزاج معتدل دریافت درستی دارد
طرف دروغگویی و هوس بازی برایش ملکه شده از مزاج انسانی خارج شده، لذار ادرکات انسویی ندارد ، هرچه مزاج صافتر ادرکات انسویی بهتر است،
مرانب تجیلات منامی والقایی و الهامی و حدسی و وحی که بالاترین ان وحی است و مخصوص انبیاء است و الهام مال اولیاء است.
تفاوت وحی و الهام( وحی دارای صورت است و الهام دارای صورت نیست.
قوه خیال باید پاکیزه باشد تا دریافت داشته باشد و راه ان ، اول از چشم است که چشم را به روی گناه ببنید و حفظ کنیم
ایه قران ،
لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفسًا إِلّا وُسعَها ۚ لَها ما کَسَبَت وَعَلَیها مَا اکتَسَبَت ۗ رَبَّنا لا تُؤاخِذنا إِن نَسینا أَو أَخطَأنا ۚ رَبَّنا وَلا تَحمِل عَلَینا إِصرًا کَما حَمَلتَهُ عَلَى الَّذینَ مِن قَبلِنا ۚ رَبَّنا وَلا تُحَمِّلنا ما لا طاقَهَ لَنا بِهِ ۖ وَاعفُ وَاغفِر لَنا وَارحَمنا ۚ أَنتَ مَولانا فَانصُرنا عَلَى القَومِ الکافِرینَ
نفس هم وسعت دارد و هم ضیق دارد ضیق ان ربط به بدن دارد و وسعت ان ربط به عقل دارد .
بعضی ها فرشته خو هستند و عقل بر انها حاکم است.
توحد و وحدانیت در مقابل کثرت است و هر چه به طرف عقل بروی توحد پیدا میکنی.
اقاجان فرمودند در کارها یک مقدار تثبت داشته باشید، عجله نکنید یک مقدار صبر داشته باشید .
تناسب بین نفس و غیب الهی پیش بیاید شکار ان سویی دارید و بهجت کبرای، یک لذت و ادراکی است. و با هیچ لذتی قابل قیاس نیست باید از خیلی چیزها گذشت بقول اقاجان این دنیا نیست که به هر بی سر و پایی بدهند.
مگر برای کسانیکه که دلشان به انوار معارف قرانی منور شده و صدرشان منشرح به حقایق اسمای فرقانی شده باشد، ذَٰلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ
قران مقام جمع است و فرقان مقام تفصیل است
اسماء تفصیل خورده است صورتگری میشود و باید به اسماء جزیی و به سر انها برسید تا بفهمید بین صورت و معنا چه ارتباطی است
الحمدلله علی الولایه
به این نوشته امتیاز دهید
مطالب مرتبط
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.