۱۴۰۳-۸-۲۲ فص فاطمیه جلسه ۱۴۴
بسم الله الرحمن الرحیم
سه شنبه۱۴۰۳/۸/۲۲، درس فص فاطمیه، جلسه ۱۴۴
موضوع: فصل ۱۹،
طنین کوبهی درِ بهشت «یــــــــا علـــــــــــی» است.
دو حدیث…
حدیث اول: حضرت رسولالله صلیالله علیه و آله فرمود من مدینه حکمتم، یعنی شهر دانشم، و این مدینه بهشت است، و تو ای علی در این بهشتی.
این حدیث به صورتهای مختلف روایت شده اهلسنت هم به صورتهای مختلف روایت کردهاند.
کسی از رسولالله نمیتواند بهرهمند شود، مگر از طریق امیرالمؤمنین علیهالسلام.
یک وقتی در عالم رؤیا میدیدم که یک نامه یا نوشتهای از طرف امیرالمؤمنین برای رسولالله میبردم، سلمان فارسی دم در خیمه رسولالله بود که بعد از احوالپرسی گفتم من ایرانی هستم، سلمان اصلاً توجهی نکرد (یعنی اینجا عرب و عجم و… فرقی ندارد)
رسولالله اینقدر زحمت کشیدند که این حرفها برود کنار…
سلمان فارسی فرمودند هیچکس نمیتواند وارد خیمه رسولالله شود مگر از طریق امیرالمؤمنین علیهالسلام حتی حسنین هم بخواهند خدمت رسولالله بروند باید به واسطه امیرالمؤمنین باشد. چون باب رسولالله ایشان است.
آن کسانی که دم خانه امیرالمؤمنین نرفتند هیچ بهرهای از رسولالله ندارند.
بهرهمند شدن از علم رسولالله یک چیز است و مناسک اسلام را بجا آوردن چیز دیگر است.
باید دقت شود که رسولالله باب الله است، امامان باب الله هستند، در خانه خدا هستند، باب رسیدن به خدا امام است.
حدیث دوم
جناب وصی حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام به فرزندش ابن حنیفه وصیت میکند و میفرماید: فرزندم قرآن عهد خدا است مبادا شب روز بر تو بگذرد از عهد الله غافل بمانی، قرآن عهدالله است و از این عهد الله غافل مباش و بر هر مسلمان واجب است که در هر روز در عهد او بنگرد و هر روز در ۵۰ آیه که لااقل شب و روزی ۵۰ آیه را با نظر تدبر قرائت کند.
در ذیل حدیث فرمود فرزندم بدان که درجات بهشت بر عدد آیات قرآن است و چون روز قیامت شود به قاری قرآن گفته میشود بخوان و بالا برو و در بهشت بعد از نبیین و صدیقین کسی بهحسب درجه برتر از قاری قرآن نیست.
بین تلاوت و قرائت تفاوت است، نامه قرائت میشود، ولی متنی تلاوت میشود که قابل پیگیری و عملکرد باشد، تلاوت از تالی تلو میآید… یعنی بخوانی و در زندگی پیاده کنی.
(وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا)
تلاوت همراه با عمل است، قرآن را میخو انیم که عمل کنیم، کتب دیگر را تلاوت نمیکنید قرائت میکنید.
اول حدیث میفرماید واجبات قرآن به جا آورده بشود، شریعتی که در قرآن آمده انجام بشود، حلال و حرام که در قرآن آمده به آن عمل شود، نهی و امر آن عمل شود، تا اینجا عمل کردن به قرآن بود اما قسمت دوم حدیث دستورالعملی خاص است…
شب زنده داری کردن است، در شب تلاوت قرآن است، خود تلاوت قرآن خواص دارد چون کلامالله است که بر زبان جاری میشود.
یکی از دستورالعملهای آیت الله قاضی که به شاگردان خود میفرمود: قسمتی از شب قرآن را ایستاده بخوانید. این خود یک آثار و برکات دیگری دارد.
نکته (یک کتاب داریم به نام عهدین همان تورات و انجیل و کتبی است که منسوب به انبیاست که عهد عتیق و عهد جدید است)
تورات به علاوه ۳۸ کتاب دیگر میشود ۳۹ منسوب به انبیا است که عهد عتیق است.
انجیل اربعه انجیل به علاوه یک سری از نامهها که برای حواریون عیسی ع است، عهد جدید است.
آخرین عهدی که خداوند با انسان بسته و دست نخورده مانده قرآن است که عهدالله است.
در قرآن آمده است:
وأوفوا بعهدی أوف بعهدکم.
به عهد من وفا کنید تا به عهد شما وفا کنم.
در شبانه روز تلاوت حداقل ۵۰ آیه واجب است بر هر مسلمان.
و درهای بهشت به عدد آیات قرآن است که شش هزار و اندی است.
روایت: امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند اگر شیعیان ما از دنیا بروند و قرآن بلد نباشند در برزخ به آنها آموزش داده میشود و میفرمایند بخوان و بالا برو و کسی که اینجا خوانده باشد چقدر بالا رفته است.
و از آن طرف داریم که چه بسیار از کسانی که قرآن میخوانند و قرآن آنها را لعنت میکند.
نکته (وقتی در قرائت قرآن مداومت داشته باشید یک بصیرت و بینایی به انسان میدهند که شاید خودش هم متوجه نباشد و یک چیزهایی را میفهمد و میبیند که دیگران متوجه نمیشوند مثلاً متوجه میشود این کار را انجام بدهد یا ندهد عاقبت این کار بخیر هست یا نیست…این بصیرت ربطی به مکاشفه دیدن و… ندارد)
در حدیث اول فرموده شد شهری که در و دیوار آن علم است، علم مجسم هستند، در این شهر حضرت ابراهیم، حضرت عیسی مسیح، حضرت ادریس علیهم السلام و… ساکن اند و زمانیکه قرآن میخوانید با چه کسانی برخورد میکنید؟ با انبیا… و هر کدام از اینها علومی در نزدشان است، این شهر پر از توحید پر از شهود است.
در بهشت، صالحان، صدیقان و شهدا هستند. اینجا هر کسی راه ندارد، در این بهشت دزد راه ندارد یعنی کسی نمیتواند جز از راه در وارد شود.
ولایت درب بهشت است از در ولی الله وارد بهشت میشوید، ولایت لسان قرآن است.
علی علیهالسلام فرمود قرآن دارای حمل معانی زیادی است و حمل میکند معانی را.
و باید کسی باشد که به ما بگوید قرآن چه میگوید، امام لسان قرآن است.
ترازوی انسان سنج چه چیزی است؟ که مشخص کند این انسان چقدر میارزد؟ و معیار انسانیت چیست؟!! ولایت معیار آن است و میزان اعمال امیرالمؤمنین است.
ارزش انسانها متفاوت است، و سنجیده میشوند، وگرنه هر کسی مدعی است که خودش خوب است، حجج الهی را برای سنجش میآورند.
صاحب کتاب علامه حسن زاده املی میفرماید وقتی که به یک جوان زیبا میگویند چرا گناه کردی در جواب میگوید که من زیبا بودم، حضرت یوسف را میآورند و میگویند ایشان هم زیبا بود و یا به پادشاهی گفته میشود در مورد اینکه عدالت را برقرار نکرد ووو…. میگوید چون پادشاه بودم ظالم شدم، حضرت سلیمان ع را میآورند و نشان میدهند که او زنبیل میبافت و از بیت المال نمیخورد.
حکمت آن علم محکم و استوار است…
کسی که دارای حکمت است محکم است علم او ظنی نیست.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در جنگ به ابن حنفیه فرمود
و من کلام له (علیهالسلام) لابنه محمد ابن الحنفیه لما أعطاه الرایه یوم الجمل:
تَزُولُ الْجِبَالُ وَ لَا تَزُلْ، عَضَّ عَلَى نَاجِذِکَ، أَعِرِ اللَّهَ جُمْجُمَتَکَ، تِدْ فِی الْأَرْضِ قَدَمَکَ، ارْمِ بِبَصَرِکَ أَقْصَى الْقَوْمِ وَ غُضَّ بَصَرَکَ، وَ اعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ
سخنی از آن حضرت (ع) به پسرش، محمد بن حنفیّه، هنگامی که در جنگ جمل رایت را به دست او داد:
اگر کوهها متزلزل شوند، تو پایدار بمان. دندانها را به هم بفشر و سرت را به عاریت به خداوند بسپار و پایها، چونان میخ در زمین استوار کن و تا دورترین کرانههای میدان نبرد را زیر نظر گیر و صحنههای وحشت خیز را نادیده بگیر و بدان که پیروزی وعده خداوند سبحان است.
مومنین این گونه هستند.
ما به لقمان حکمت دادیم.
مومن مثل کوه استوار است هیچ بادی او را تکان نمیدهد (باد هوای نفس)
و به کسی که حکمت داده میشود خیر کثیر داده میشود.
یس والقران الحکیم، قران حکیم است.
خود قرآن حکیم است و محکم است.
الَر کِتَابٌ أُحْکِمَتْ آیَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ
ترجمه:
الف لام را،) قرآن (کتابی است که آیات آن استوار گشته، آنگاه از جانب حکیمی آگاه، شرح و تفصیل داده شده است.
انسان قرآنی باید همه چیز او استوار باشد دانش او کردار او ووو… وهیچ چیز نتواند او را از پای درآورد.
کلام الله قائم به حق است کلام خداوند سبحان است که خالق آسمان و زمین است، کلام بشر نیست.
آقا امیرالمؤمنین علیهالسلام در نهج البلاغه فرموده است
مجموعه أفراد مردم سه طائفه هستند: طائفه أوّل: عالم رَبّانی است. گروه دوم: متعلّمی است که در راه نجات و صلاح و سعادت و فوز گام برمیدارد . و دسته سوّم: أفرادی از جامعه هستند که دارای أصالت و شخصیّت نبوده، و مانند مگس و پشّه هائی که در فضا پراکندهاند میباشند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در نهج البلاغه فرموده است در طریق حق از کمی همراه پریشان نشوید. (از قریش ۵ نفر همراه امیرالمؤمنین بودند ۱۴ قبیله همراه معاویه بودند)
امیرالمؤمنین علیهالسلام چنان محکم و استوار است که ستونی برای همه اعصار است، باید چنان علم کسب کنید که استوار باشید، بهشت دانش است و جایی که دانش نباشد جهنم است.
علم الهی باید انسان را آدم کند، حکمت بهشت است، باید از روی حکمت عمل کند و به حفظ الفاظ نیست. به کتاب خواندن نیست، اینگونه کسی ولی خدا نمیشود، باید علم الهی به جانش بنشیند و عمل کند به آنچه قرآن میگوید بعد میشود انسان قرآنی.
وقتی به در خانه ولی خدا میروید یعنی به بهشت وارد میشوید.
من شهر علم و آن بهشت هستم و تو درب آنی
«یا علی»
حلقه در بهشت از یاقوت سرخ است بر صفحهای از طلا، وقتی حلقه را میکوبد طنینی دارد میگوید * یــــــــا علـــــــی*
آن جانی که بهشت میشود درش میگوید
* یــــــا علــــــی*
بدن انسان درش دهان است و زبان یاقوت سرخ و طنین آن اگر * یـــــــا علـــــــی» باشد آن انسان میشود بهشت.
زبانی که حقیقتاً میگوید یاعلی.
یاد علی عبادت و افضل عبادات است.
مجالس را با ذکر علی زینت بدهید.*یـــــــاعلـــــــــی*
دائم دل ما* یـــــــا علــــــــی* میگوید.
در حدیث دوم: چند نفر در این عالم حقیقتاً قرآن میخوانند؟!!
روایت: خدا در قرآن تجلی کرده بخوان تا خدا را ببینی.
پیامبر اکرم روز قیامت شکایت میکند بابت قرآن از امت خود.
وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا
در آن روز رسول (به شکوه از امت در پیشگاه رب العزّه) عرض کند: بارالها (تو آگاهی که) امّت من این قرآن را به کلّی متروک و رها کردند.
اتخذ» قرآن را گرفتند اما «مهجورا» آن را ترک کردند این پارادوکس است قرآن را گرفتند ولی ترک کردند.
دستور عمل است هر روز ۵۰ آیه بخوان و ببین چه برکاتی در پی آن دارد.
// گوهر معرفت آموز که با خود ببری
که نصیب دگرانست نصاب زر و سیم//
فهم بعضی از آیات قرآن آن طرف صد سال راه است که میگوید بخوان و بالا برو.
وقتی بروید آن طرف میفهمید و متوجه میشوید که چقدر سرمایهدار هستید و با چه سرمایه وارد آنجا شدهاید.
الحمدلله علی الولایه