ادبستان معرفت
استاد محمد مهدی معماریان ساوجی

۱۴۰۴-۲-۴ شرح اصول کافی باب اثبات امامت

بسم الله الرحمن الرحیم

((الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا و طبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا العبد المؤید الرسول المسدد المحمود الاحمد ابوالقاسم المصطفی محمد))

پنجشنبه ۱۴۰۴/۲/۴، درس اصول کافی، جلد دوم

موضوع درس: باب «اموری که امامت امام علیه السلام را ثابت می‌کند»

((شام شهادت امام جعفر صادق ع))

مقدمه«امروز مصادف بود با روز شهادت یا وفات آقا امام جعفر صادق علیه السلام و ازآنجایی که رسیدیم به این بابی که مربوط به قضیه‌ی وصیت است که امام بعدی چگونه شناخته می‌شود در شهادت یا وفات امام صادق ع نکته‌ای را عرض کنیم برای عزیزان بعد احادیث را بخوانیم.

زمان امام صادق علیه السلام زمانی بود که حکومت از بنی امیه منتقل شد به بنی العباس، زمان امام صادق ع ابومسلم خراسانی قیام کرد و قیام‌های زیادی صورت گرفت در زمان بنی امیه، بعد از شهادت امام حسین ع خیلی قیام‌هایی صورت گرفت ولی همه سرکوب شدند، مثلاً حجاج بن یوسف ثقفی که خونریز تاریخ است و اسمش معروف است، از بنی امیه بود که چهارده جنگ کرد و در تمام چهارده جنگش پیروز شد و از جمله کسانی هم که قیام کرد زید پسر امام سجاد ع بود که چقدر هم ائمه به او فرمودند که این کار را نکن کشته می‌شوی ولی قیام کرد و کشته شد که در همین اصول کافی هم می‌آید و اخبارش را می‌بینیم؛ یحیی بن زید پسرش هم قیام کرد به او هم گفتند نکن کشته می‌شوی ولی قیام کرد و کشته شد پسران دیگر زید هم همین گونه، در این میان عبدالله بن حسن مثنی نوه‌ی امام حسن مجتبی ع پسری داشت به نام محمد که معروف شده بود به لقب نفس زکیه و عده‌ای ادعا کردند که او مهدی است و با ایشان بیعت کنید که می‌خواهیم قیام کنیم، امام صادق ع فرمود نه اینگونه نیست و اصلاً زمان ظهور مهدی نرسیده است اما یک جمع خصوصی تشکیل دادند و بن العباس فرزندان عموی پیامبر که خیلی وجهه اجتماعی نداشتند آمده بودند با این نفس زکیه بیعت کنند که یاری‌اش کنند، امام صادق ع را هم دعوت کردند، در آن جلسه دو نفر بودند از بنی عباس به اسم ابو العباس و منصور دوانیقی، امام صادق به آندو فرمود شما که آمدید با محمد بیعت کنید بدانید که او خلیفه نمی‌شود و شما خلیفه می‌شوید، این‌ها خیلی تعجب کردند، بعد امام به یک نفر فرمود منصور که لباس زرد دارد محمد را یعنی نفس زکیه را می‌کشد، آن شخص گفت آقا این آمده بیعت کند، چگونه او را می‌کشد؟! تو از سر حسادت داری حرف می‌زنی، چرخ روزگار چرخید و این‌ها به خلافت رسیدند، بن العباس بنی امیه را به وضع فجیعی کشتند جوری که در تاریخ نوشته‌اند هرکس سر یک نفر از بنی امیه را می‌برد جایزه می‌گرفت و چندین هزار نفر کشته شدند و بنی امیه منقرض شد، شما الان کسی را پیدا نمی‌کنید از نسل یزید و معاویه و مروان و اینها باشد، در بعضی از کتب تاریخی آمده هفتاد هزار نفر از بنی امیه را کشتند.

امام صادق ع فرموده بود که اینها خلیفه می‌شوند اما اینها خیلی ظلم کردند به امام صادق ع، حالا که ایشان گفته است شما خلیفه می‌شوید و حتی به کارتان هم کار ندارد پس چرا دشمنی با امام صادق ع می‌کنید؟! منصور دستور داد به والی مدینه گفت امام صادق ع به هر کس وصیت کرد وصی او امام بعدی می‌شود، پس هر که بود گردنش را بزنید، بیچاره‌ها فکر می‌کردند که می‌توانند نور خدا را با دهان خاموش کنند، امام صادق ع از دنیا رفت و والی مدینه گفت خب ایشان به کی وصیت کرده است؟ گفتند به پنج نفر اول خود منصور دوانیقی بعد خود جنابعالی حاکم مدینه بعد به همسرش بعد به عبدالله پسرش و بعد به آقا موسی بن جعفر ع که این والی مدینه ماند گردن چه کسی را بزند! که نامه نوشت به منصور دوانیقی که اینگونه شده و به پنج نفر وصیت کرده، اصلاً من گردن چه کسی را بزنم؟

(ابو حمزه ثمالی که عمر طویلی داشت به شیعیان گفت معلوم است که امام بعدی چه کسی است، آقا موسی بن جعفر ع است ، در وصیت معلوم است، گفتند از کجا معلوم است؟! گفت کسی که مشکل جسمی داشته باشد که امام نمی‌شود پس عبدالله که معلول است امام نمی‌شود، حاکم مدینه و منصور دوانیقی هم که دشمن‌اند و امام نمی‌شوند، همسر امام هم که زن است و امام نمی‌شود پس فقط می‌ماند آقا موسی ابن جعفر ع که امام می‌شود، یعنی کسی که عاقل است متوجه می‌شود)

حالا اینجا الان بحث در این زمینه است، باب اموری که حجت بودن امام را ثابت می‌کنند که چه کسی امام است و چگونه بفهمیم امام بعدی کیست؟ الان این مبتلابه ما نیست ولی ببینید در آن زمان امام صادق ع نمی‌تواند امام بعدی را به راحتی معرفی کند لذا می‌آمدند و می‌پرسیدند آقا چگونه بفهمیم امام بعدی چه کسی است؟ به همین دلیل ما از روی روایاتش زود عبور می‌کنیم چون می گوییم مبتلابه ما نیست ولی آن زمان این موضوع خیلی مهم بوده است‌.

 

بابی که حجت را معلوم می‌کند چه کسی است.

روایت (۱)

ابن ابى نصر گوید: به اما رضا علیه السلام عرض کردم، چون امام بمیرد، امام پس از وى بچه دلیل شناخته مى‏شود؟ فرمود: امام را علاماتیست: از جمله آنها اینستکه بزرگ‌ترین فرزند پدرش مى‏باشد و داراى فضیلت و وصیت است، بطوریکه جماعت مسافرین مى‏آیند و مى‏پرسند: فلان امام (که وفات کرد) بچه شخصى وصیت کرد؟ همه مى‏گویند بفلان کس، و سلاح در میان ما، مانند تابوتست در بنى اسرائیل، امامت همراه سلاحست هر گجا که باشد (باحادیث ۶۲۵ – ۶۲۸ رجوع شود)

روایت (۲)

عبدالاعلى گوید. بامام صادق علیه السلام عرض کردم: کسیکه منصب امام ترا غصب کرده و بنا حق ادعا مى‏کند، چه دلیلى بر ردّ اوست؟ فرمود: راجع بحلال و حرام از او بپرسند (درست پاسخ نگفتنش دلیل بر ادعاى دروغش مى‏باشد) سپس بمن رو کرد و فرمود: سه دلیل هست که جز در صاحب امر امامت فراهم نیاید: ۱- سزاوارترین مردمست نسبت به امام پیش از خود (از لحاظ خویشاوندى، صفات کمالیه، و اخلاق و رفتار) ۲- و سلاح نزد اوست ۳- و وصیت امام سابق درباره او مشهور است بطورى که چون در شهر امام وارد شوى و از عموم مردم و کودکان هم که بپرسى: فلام امام بچه شخصى وصیت کرده مى‏گویند بفلان پسر فلان.

شرح حدیث (این مطلب برای هر کسی نیست زیرا باید کسانی باشند که ریزه کاری شریعت را بدانند بعد سؤال کنند درمورد احکام دین)

نکته (اینکه فرمود سزاوارترین اشخاص به امام، سزاوارترین شخص به یک نفر آیا برادر اوست یا عموی او یا پسر او؟!! پسر اوست چون پسر ارث می‌برد تا وقتی پسر باشد عمو و برادر ارث نمی‌برند و اولی بودن نزدیکی رحمی است)

روایت (۳)

به امام صادق علیه السلام عرض شد: امام بچه دلیل شناخته شود؟ فرمود: بوصیت معروف و فضیلیت، همانا هیچکس نمى‏تواند نسبت به امام درباره دهان و شکم و عورت طعنى زند، باینکه بگویند: او دروغگوست و مال مردم را مى‏خورد و مانند اینها‌

شرح حدیث(امام قبلی باید امام بعدی را معرفی کرده باشد، در روایات هست که رسول خدا در غدیر خم امیرالمؤمنین را معرفی کرد و جای هیچ شکی نیست و رسول خدا فرمود همانا من دو چیز گرانبها را در میان شما باقی می‌گذارم، کتاب خدا و اهل بیتم را، تا زمانی که به این دو چیز گرانبها تمسک کنید گمراه نخواهید شد، این دو از یکدیگر جدا نخواهند شد تا اینکه روز قیامت در کنار حوض کوثر نزد من برگردند و فرمود هر که من مولا و فرمانروای اویم علی مولای او است، خدایا دوست بدار آن کس که او را دوست دارد، و دشمن دار آن کس که او را دشمن دارد و در بین اصحاب و مردم امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام را معرفی کرد و فرمود حسن و حسین دو امامند؛ چه قیام کنند، و چه قیام نکنند.

در بین عده‌ای خاص هم اسامی دوازده امام بعدی را هم فرموده بودند.

یعنی رسول الله به مردم فرمود که بعد از من امام شما کیست.

مردم چطور باید امام بعدی را بشناسند؟!! می‌گوید به وصیت است که امام باید معرفی کند امام بعدی را.

روایت (۴)

معاویه بن وهب گوید: به امام صادق علیه السلام عرضکردم: علامت جانشین امام چیست؟ فرمود: پاکیزگى ولادت (حلال زادگى، ختنه شده، بخون آلوده نبودن) و تربیت خوب (رشد و نموش به کمال و سعادت مقرون باشد) و یاوه‏گرى و بازى نکند.

روایت (۵)

احمدبن عمر گوید: از حضرت رضا علیه السلام درباره دلیل امامت صاحب الامر پرسیدم فرمود، دلیش بزرگى سن و فضیلت و وصیت است، زمانیکه کاروان بشهر در آید و بگوید: فلانى بکه وصیت کرد؟ جواب دهند: بفلان پسر فلان و هر کجا سلاح گردید، شما هم (براى یافتن امام) بگردید، اما جواب گفتن مسائل دلیل نیست (یعنى نسبت بعوام و نوع مردم، بلکه تنها دلیل براى دانشمندان و خواص از مردم است

روایت (۶)

امام صادق علیه السلام فرمود: امر امامت بفرزند بزرگ مى‏رسد، در صورتیکه عیبى نداشته باشد

شرح:

پسر بزرگتر امامست در صورتى که در خلقت و اخلاق او نقصى نباشد که در نظر مردم زشت و منفور آید. مانند عبدالله افطح که بعد از اسمعیل بزرگ‌ترین فرزند امام صادق علیه السلام بود ولى دو عیب داشت: ۱- پاهایش بى‏اندازه پهن و درشت بود. ۲- نادان و فاسد العقیده بود و بقول شیخ مفید نزد پدر خود آبروئى نداشت و با طایفه حشویه رفت و آمد مى‏کرد و بمذهب مرجئه مى‏گرائید.

روایت (۷)

ابو بصیر گوید: به حضرت ابوالحسن علیه السلام عرضکردم: قربانت گردم، امام بچه دلیل شناخته شود؟ فرمود: بچند خصلت: اولش اینکه: چیزى از پدرش که باو اشاره داشته باشد در باره‏اش پیشى گرفته باشد (مانند تصریح بر امامت و وصیت درباره او و سپردن علم و سلاح و سایر نشانه‏هاى امامت باو) تا براى حجت باشد و از هر چه بپرسند فوراً جوابگوید و اگر در محضرش سکوت کنند. او شروع کند و از فردا خبر دهد و بهر لغتى با مردم سخن گوید، سپس بمن فرمود: اى ابا محمد! پیش از آنکه از این مجلس برخیزى نشانه دیگرى بتو مى‏نمایانم.

 

طولى نکشید که مردى از اهل خراسان وارد شد و بلغت عربى با حضرت سخن گفت و امام علیه السلام بفارسى جوابش داد، مرد خراسانى گفت. قربانت گردم، بخدا من از سخن گفتن بلغت خراسانى با شما مانعى نداشتم جز اینکه گمان مى‏کردم شما آن لغت را خوب نمى‏دانید، فرمود: سبحان الله! اگر من نتوانم خوب جوابت گویم چه فظیلتى بر تو دارم؟!! سپس بمن فرمود: اى ابا محمد: همانا سخن هیچیک از مردم بر امام پوشیده نیست و نه سخن پرندگان و نه سخن چارپایان و نه سخن هیچ جاندارى، پس هر که این صفاترا نداشته باشد، امام نیست

شرح حدیث

هر سوالی که از امام کرده می‌شود باید جواب بدهد و نمی‌دانم ندارد.

پایان باب

باب: ثبوت امامت در اعقاب و عدم رجوعش به برادر و عمو و خویشان دیگر.

مقدمه (امامت پدر پسری است)

یعنی امامت در فرزندان است و آن به برادر و عمو و هیچ خویش دیگری نمی‌رسد.

سؤال: مگر امامت پادشاهی است که باید از پدر به فرزند برسد؟

خداوند اینگونه قرارداد که باید پدر فرزندی باشد چرا؟ چون امام باید از نسل پیامبر ص باشد یعنی نسب پاک او مشخص باشد که بعداز چند نسل که بگذرد یک نفر بلند نشود ادعا کند که من از نسل پیغمبرم و امامم.

(شاید باورتان نشود که ملکه انگلیس خانم الیزابت که اخیراً ازدنیا رفت گفته بود که از فرزندان امام حسن مجتبی ع است و شجره نامه هم دارد) و خیلی از سیدهایی که الان هستند معلوم نیست سید باشند ، امام باید از نسل پیامبر ص باشد، امام حسن ع و امام حسین ع معلوم است که از نسل پیامبر ص هستند اما اگر دو نسل که بگذرد از کجا بدانیم این شخص مدعی چه نسبی دارد؟ اگر امام پدر فرزندی نباشد از کجا بدانیم امام از نسل پیامبر ص است؟!

پس باید امامت پدر و فرزندی باشد که هیچ شکی در نسب او نباشد.

امام زمان عج وقتی تشریف می‌آورند ما که

می دانیم فرزند امام حسن عسکری ع است ولی امام حسن عسکری ع را که ندیدیم از کجا باید مطمئن بشویم ایشان خود امام زمان عج است؟

علامت دارد و علامتش صیحه آسمانی است که فریادی زده می‌شود و ایشان را معرفی می‌کند، اینگونه نیست که هرکسی بگوید من سیدم و امام زمان هستم و…!!!

الحمدلله علی الولایه

دانلود فایل صوتی

مطالب مرتبط
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.