ادبستان معرفت
استاد محمد مهدی معماریان ساوجی

۱۴۰۳-۹-۲۹ شرح اصول کافی جلد اول علم پیامبر و امیرالمومنین

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا و طبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا العبد المؤید الرسول المسدد المحمود الاحمد ابوالقاسم المصطفی محمد

پنج شنبه؛ ۱۴۰۳/۹/۲۹-اصول کافی، جلد اول

🧿موضوع: خدای عز و جل هر علمی که به پیغمبرش ص آموخت، امر فرمود به امیرالمؤمنین هم بیاموزد و او در علم رسول الله شریک است.

⬅️روایت (۱)

🖋حمران گوید: امام صادق (ع) فرمود: جبرئیل (ع) دو انار برای پیغمبر صلی الله علیه و آله، آورد، رسولخدا صلی الله علیه و آله یکی را خورد و دیگری را دو نیمه کرد، نیمی را هم خورد و نیمی را بعلی خورانید پس پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: برادرم! می‌دانی این دو انار چه بود؟ گفت: نه، فرمود اما اولی نبوت بود که (مخصوص منست و) ترا از آن بهره‌جوئی نیست و اما دیگری علم و دانش بود که تو در آن با من شریک هستی.

من گفتم: چگونه علی در علم شریک پیغمبر بود؟ فرمود: خدا هیچ علمی را بمحمد صلی الله علیه و آله نیاموخت جز آنکه باو دستور داد که آنرا بعلی (ع) بیاموزد.

🖋نکته:

در این باب فرمود:

خداوند عزوجل تعلیم نکرد نبی‌اش را علمی مگر این که امر کرد او را که آن را تعلیم امیرالمؤمنین ع کند و او یعنی امیرالمؤمنین ع شریک رسول الله ص است در علم.

ما در زیارت وارث می‌خوانیم:

«السلام علیک یا وارث آدم صفت الله وارث ابراهیم خلیل الله»

اینکه امام وارث رسول الله و وارث انبیاست یعنی چه؟

🖋نبوت که با پیامبر اسلام ختم شده است پس امام وارث چیست؟!!

(اهل سنت یک اشکالی که به شیعیان می‌گیرند

اینست که می گویند: نبوت ختم شده است و این بحث ولایتی که شما می گویید بالاتر از نبوت است شرک است)

اما ما میگوییم ائمه ما دارای علم غیب، کرامات و الهامات هستند.

🖋حالا ائمه وارث چه چیزی هستند؟

بله نبوت ختم شده است و آنها نبی نیستند خودشان هم بارها فرمودند که ما پیامبر نیستیم، اما علم که ختم نشده است، مگر علم ختم شده است؟ مگر علم تمام می‌شود؟

آن‌ها وارث علوم پیامبرند نه وارث مقام نبوت ایشان، نبوت یک شأن است و رسالت شأنی دیگر، در قرآن برای پیامبر اکرم چه القابی آمده است، یک جا می‌فرماید:

((یا ایها النبی)) یک جا می‌گوید ((ای رسول))

یک جا فرمود: تو نیستی مگر ((تذکر دهنده))

من نیستم مگر ((انذار کننده))

این شئون مختلف پیامبر ص است.

ختم نبوت یعنی پیامبری بعد از رسول الله نمی‌آید!

وظیفهٔ پیامبر چیست؟ آوردن شریعت و دین.

یعنی چگونه نماز بخوانید، چگونه روزه بگیرید، چگونه حج بروید و…

این‌ها شرع است که این باب دیگر مسدود شده است و هیچ کس نمی‌تواند بگوید این کاری که من می گویم واجب است یا حلال یا حرام است مگر اینکه مطابق شریعت رسول الله باشد.

هیچ فقیهی نمی‌تواند احکام از خودش اختراع کند حتی امام معصوم، حتی امام معصوم نمی‌تواند چیزی که در شریعت نیست را از جانب خودش تشریع کند.

اما علم چطور؟ علم پیامبر هم تمام شده است؟ خیر، از خود رسول الله چقدر روایت داریم که:

رویای صالحه قسمتی از نبوت است.

رویای صالحه یک هفتادم نبوت است.

رویای صالحه یک بیست و سوم نبوت است.

(مراتب رویای صالحه متفاوت است)

پس آن قسمتی از نبوت که مربوط به علم است مسدود نشده و ادامه دارد به همین جهت امامان ما خیلی وقت از خودشان به عالِم نام می‌بردند که عالِم این گونه است، عالِم حقیقی آن گونه است، این جا هم می‌فرماید که هر علمی که به پیامبر داده شد مأمور بود تعلیم کند آن را به امیرالمؤمنین و او در علم شریک رسول الله است.

⬅️ این حدیثی است از رسول الله که شیعه و سنی نقل کردند:

« علی تو می‌بینی آنچه من می‌بینم و می‌شنوی آنچه من می‌شنوم فقط این که تو نبی نیستی»

پس به او وحی و الهام می‌شود و فرشته‌ها را می‌بیند.

🖋 این روایت جالب است که چرا انار؟ و چه ربطی دارد؟ رسول اکرم ص یکی از آن دو انار را خورد و بعد یکی دیگرش را دو نصف کرد فقط نصف آنرا خودش خورد و نصف دیگرش را داد به امیرالمؤمنین ع سپس رسول خدا ص فرمود:

آن دو تا انار، اناری بود که جبرئیل آورده بود، یعنی انار اولی که خود رسول الله ص تنها خورد نبوت بود که علی را در آن نصیبی نبود و انار دومی علم بود که فرمود یاعلی تو در آن با من شریکی.

راوی می‌پرسد چگونه می‌شود شریک رسول الله بشود در علم؟ یعنی شنیدن این مقام برای راوی سنگین بوده است.

پس نبوت یک قسمتی دارد که علم است و امیرالمؤمنین در علم شریک رسول الله است.

اما چرا انار؟ انار وقتی شکافته می‌شود درون آن دانه دانه است که هر کدام از این‌ها علمی خاص است، انار مجموعه‌ای از دانه‌های کنار هم چیده شده است که تمام آنها علوم مختلف الهی است.

 

⬅️ روایت (۲)

امام باقر (ع) فرمود: جبرئیل (ع) دو انار بهشتی آورد و هر دو را به آنحضرت داد، پیغمبر صلی الله علیه و آله یکی را خورد و دیگری را از میان دو نیمه کرد، سپس نیمی را بعلی علیه السلام داد تا بخورد، آنگاه فرمود: ای علی! انار اولی را که من خوردم نبوت بود که ترا در آن بهره‌ئی نیست و دیگری علم و دانش بود که تو با من در آن شریک هستی.

🖋حدیث قبلی هم شبیه به همین حدیث است.

⬅️ روایت: از امیرالمؤمنین ع سؤال شد که آیا از نبوت چیزی در نزد شما هست؟

یعنی شما نبی هستید؟ فرمود نه

مگر این که خداوند فهم جدیدی از کتابش به بنده‌اش عنایت کند- یعنی هر آن‌چه که هست و رسول الله به عنوان نبی از جانب خدا آورده است را میدانم و بقیه‌اش دیگر فهمیدن و علم به آن است، که حالا این علم فقط شامل علم کتابی نمی‌شود.

🖋 بعد از رسول الله ص که غصب خلافت شد از امیرالمؤمنین، حضرت را به حاشیه راندند، حالا در خیلی از مسائلی که پیش می‌آمد هرکی برای خودش اجتهاد می‌کرد، اجتهاد که نبود، یعنی از خودشان نظریات صادر می‌کردند و تنها کسی که اهل سنت روایت کردند در کتاب ((الصحیح من سیره النبی الاعظم)) از سیدجعفر مرتضی عاملی:

که تنها کسی که اجتهاد نمی‌کرد یعنی نظر شخصی از خودش نمی‌داد علی بن ابی طالب بود و ((علی تعبد رسول الله)) یعنی فقط می‌فرمود رسول الله این گونه عمل می‌کرد، رسول الله آنگونه عمل می‌کرد. حرف رسول الله تمام کننده است.

چون شریک علم رسول الله است.

(حدیث بعدی شبیه همان قبلی است با یک سند دیگر، چون محدث یک موقع به چند سند حدیث را می‌آورد، البته این فقط سندش متفاوت نیست، راوی هم متفاوت است)

⬅️روایت (۳)

🖋محمد بن مسلم گوید: شنیدم امام باقر (ع) می‌فرمود: جبرئیل برای محمد صلی الله علیه و آله دو انار بهشتی آورد، علی علیه‌السلام او را ملاقات کرد و گفت: این دو انار که در دست داری چیست؟ گفت اما این یکی نبوت است که تو از آن بهره‌ئی نداری و اما این یکی علمست، سپس رسولخدا صلی الله علیه و آله آن را دو نیمه کرد، نیمی را بعلی داد و نیمی را خود گرفت، سپس فرمود: در این تو با من شریک هستی و من با تو.

پس امام باقر (ع) فرمود: بخدا که پیغمبر صلی الله علیه و آله از آنچه خدایش تعلیم داد حرفی نیاموخت جز آنکه آنرا بعلی تعلیم داد، سپس آن علم بما رسید، آنگاه دست بر سینه خود نهاد.

🖋 اگر انسان در خواب ببیند که دارد انار می‌خورد (البته کسی که اهل راه و اهل طریقت است) تعبیرش اینست که علومی به جانش ریخته می‌شود چون علوم دانه دانه است و یک چیز نیست.

🖋در بعضی از روایات طعام‌های دیگری هم آمده است مثل سیب که نازل شد برای پنج تن آل عبا و ایشان از آن سیب خوردند که تمام نمی‌شد، چون در زمان نبوت رسول الله بود، نبوت خصوصیاتش با ولایت فرق دارد، در زمان نبوت اموری از عالم غیب وارد این عالم می‌شود.

🖋 این سیب در نزد امام حسین ع بود که هرگاه تشنگی به ایشان فشار می‌آورد این سیب رو می‌بوییدند یا گازی از او می‌زدند و تشنگی ایشان برطرف می‌شد، امام سجاد می‌فرماید روز عاشورا وقتی تشنگی خیلی به پدرم غلبه کرد، آن سیب را گاز زد و سیب ناپدید شد؛ بعد می‌فرمود: شیعیان خالص ما سحرگاهان وقتی به حرم امام حسین ع مشرف شوند بوی آن سیب را استشمام می‌کنند.

🖋در روایتی معروف از اهل سنت و شیعه آمده است که بر رسول مرغ بریانی نازل شد و رسول الله فرمود:

خدایا محبوب‌ترین خلقت را بفرست که با من این طعام را بخورد که امیرالمؤمنین ع آمد.

««پایان باب»»

➖➖➖

🧿موضوع، باب: جهات علوم ائمه ع

⬅️روایت (۱)

🖋موسی بن جعفر (ع) فرمود: علم ما بسه جهت رسائی دارد: گذشته و آینده و پدید شونده اما گذشته برای ما تفسیر شده است (یعنی اخبار گذشته را پیغمبر برای ما توضیح داده است) و اما آینده (دو جامعه و مصحفی که نزد ماست) نوشته شده و اما پدید شونده از راه الهام بدل و تأثر در گوش باشد (که هر روز و هر ساعت مخصوصاً شبهای جمعه و قدر برای ما حاصل آید) و آن بهترین دانش ماست، (زیرا مخصوص بما و از اسرار امامت است ولی با وجود همه این علوم که ما داریم پیغمبر نیستیم) و پیغمبری بعد از پیغمبر ما نیست.

🖋علوم گذشته مشخص‌اند مثلاً از احوالات انبیا و داستان‌هایی که در قبل اتفاق افتاده است و… اما علوم آینده: بعضی از کتاب‌هایی را امیرالمؤمنین ع نوشتند مثل کتاب الملوک: کتابی که در آنست اسامی پادشاهان آینده و مدت حکومتشان و…

و کتابی هم نوشته بودند که در آن اسامی شیعیان تا روز قیامت آمده است حتی توضیح داده شده که هرکسی چقدر معرفت دارد و…

🖋 روایت داریم یکی از ائمه ع به یکی از شیعیان خاص فرمود: بعد از من همین گونه که مورد اعتماد من هستی و به من ارادت داری با فرزندم باش گفت چشم فرمود احسنت و من تو را همین گونه یافتم در کتاب علی ع .

 

یعنی امیرالمؤمنین ع اسم تو را نوشته است و حتی نوشته است که این شخص محکم است در ولایت ما.

می‌فرماید:

گاهی افکنده شدن در قلب است و صدایی در گوش است یعنی به قلبمان می افتد، در قلبمان می‌بینیم و با گوشمان می‌شنویم و این افضل علم ماست یعنی علم شهودی،

علوم گذشته ثابت است و علمی هم که مربوط به آینده است نوشته شده است اما آنی که دم به دم دارد اتفاق می افتد افضل است زیرا شهود است.

🖋بعد فرمود بعد از پیامبر هیچ پیامبری نیست یعنی اینها را که گفتم تصور نکنید ادعای نبوت می‌کنم.

ائمه شریک علم رسول الله‌اند.

⬅️روایت (۲)

🖋حارث بن مغیره گوید: بامام صادق (ع) عرض کردم، از علم عالم خود (یعنی امام از شما خانواده) بمن خبر دهید، فرمود: از رسولخدا صلی الله علیه و آله و از علی (ع) بارث رسیده است. عرض کردم: بما گزارش می‌دهند که علم بدل شما الهام می‌شود و در گوش شما وارد می‌گردد، فرمود: گاهی هم چنین است.

⤴️فرمود وراثتی است از رسول خدا و علی علیهما السلام، دقت کنید…

❗ نکته‌ای دارد؛ یعنی میراثی است که از رسول خدا و امیرالمؤمنین به ما می‌رسد.

❗نکته:

وراثت از رسول الله چگونه است؟

امیرالمؤمنین خیلی معجزاتی دارند چون بحث تشیع است و امیرالمؤمنین باید به خلق نشان می‌داد، گاهی وقت در بین عموم کرامت نشان می‌داد و می‌فرمود:

در آینده‌ای نزدیک فلان حادثه اتفاق می افتد مثلاً در جنگ نهروان فرمود ده نفر از شما هم کشته نمی‌شود اما از آنان ده نفر هم نجات پیدا نمی‌کنند، خیلی عجیب بود، زیرا دشمنان چهار هزار نفر بودند.

بعد از جنگ نهروان هشت نفر از یاران حضرت علی ع شهید شدند و از اونها فقط نه نفر توانستند فرار کنند بعد حضرت فرمود نی قطع کنید و بتراشید و آماده کنید که شمارهٔ جنازه‌ها قاطی نشود ، روی هر کشته‌ای یک نی بگذارید، (می‌خواست نشان بدهد مردم ببینید من حقم)

سه هزار و نهصد و نود و نه نی را گذاشتند یکی گفت آقا یک دونه زیاد آمد حضرت فرمود بیشتر بگردید؛ یک مرتبه لابه لای نی‌ها جنازه‌ای را پیدا کردند که حضرت خودش او را گرفت و بیرون کشید که دیدیم رهبر خوارج بود.

🖋 حالا این وراثت از رسول الله چگونه است؟

وراثت از رسول الله یعنی از باطن ایشان ارث می‌برد.

الان ما هم می‌توانیم ارث ببریم از رسول الله، چون «العلما ورثه الانبیا»

نه که کتاب بخوانیم وارث انبیا بشویم!

کسی که بتواند از باطن پیغمبر علم دریافت کند از باطن امیرالمؤمنین علم بگیرد می‌شود وارث رسول الله و وارث امیرالمؤمنین.

لذا این جا ببینید حضرت فرمود:

🖋امام جواد در کودکی به امامت رسیده است، او چگونه از امام رضا علم گرفته است؟

این همان اتصال به باطن امام است.

باطن رسول الله یعنی ولایت.

وهابی‌هایی که روح و نفس را قبول ندارند هیچوقت متوجه این مطالب نمی‌شوند.

⬅️روایت (۳)

🖋مفضل بن عمر گوید بحضرت ابوالحسن علیه السلام عرض کردم: برای ما از امام صادق علیه السلام روایت کرده‌اند که فرموده است: همانا علم ما یا مربوط به گذشته است و یا نوشته شده و یا وارد شدن در دل و تأثیر در گوش. فرمود: اما گذشته مربوط بامور پیشین است که می‌دانیم و اما نوشته شده مربوط به آینده است و اما وارد شدن بدل الهامست و اما تأثیر در گوش امر فرشته است.

⬅️ در روایت دیگری داریم که رسول خدا به امیرالمؤمنین ع فرمود:

من صاحب وحی‌ام و تو صاحب الهامی.

خیلی علما بحث کردند که تفاوت وحی و الهام در چیست؟

یکبار بنده خدمت حضرت علامه آقاجان بودم عرض کردم که آقاجان این وحی و الهام بعضی گفتند وحی از عقل کلی و الهام از نفس کلی است آیا این مطلب درست است؟ ایشان خیلی حرف را تأیید نکردند و فرمودند:

که وحی قوی‌ترین نوع کشف است که فرشته بصورت واضح و آشکار تمثل پیدا می‌کند برای نبی که هیچ شک و شبهه‌ای درش نیست.

🖋الهام آن معنایی است که در قلب افاضه می‌شود

که معنایی یقینی است و چیز مبهمی که به نظرش بیاید نیست، یقینی است.

قوی‌ترین نوع کشف وحی است که مرتبه‌ای که قبل از آن باشد می‌شود الهام و الهام به قوت وحی نیست.

وحی خیلی نزدیک به عالم طبیعت است

اما الهام از عالم طبیعت یک مقدار فاصله دارد

لذا وحی صورت دارد.

وحی مخصوص انبیا و الهام مخصوص اولیاست.

⬅️ روایت: برای هر مؤمن فرشته‌ای از گوش راستش ندا می‌دهد و شیطان از گوش چپش. بخاطر همین است درگیری‌هایی که در نفست صورت می‌گیرد.

مثلاً می‌خواهید صدقه بدهید شیطان وسوسه می‌کند که ندهید ووو….

⬅️روایت: وقتی نیت کار خیر می‌کنید سریع انجام بدهید که اگر سریع انجام ندهید شیطان به سراغ شما می‌آید و دائماً وسوسه می‌کند.

 

🕋 آیه قرآن می‌فرماید: در خیرات سبقت بگیرید.

یکی شخصی می‌گفت:

در مجلس یک ولی نشسته بودیم، و دستار یعنی چیزی شبیه به عمامه به سر بسته بودیم بعد یک شخصی وارد شد و این اظهار احتیاج کرد که من محتاجم اگر می‌شود به من کمک کنید آن شخص می‌گوید من به دلم افتاد که این دستارم را در بیاورم و به فقیر بدهم، انگار خدا به من گفت که دستارت را در بیاور و بده به او، بعد با خودم گفتم ولش کن بابا از کجا معلوم راست بگوید، دوباره من این ندا را شنیدم که دستارت را در بیاور و بده به او، باز هم مردد بودم که آیا ندا درست است یا من اشتباه گرفتم مطلب را و خلاصه ندادم و آن آقا گذاشت رفت، بعد من از آن ولی خدا که آنجا نشسته بود پرسیدم آقا ببخشید یک سؤال دارم آیا می‌شود خدا با انسان حرف بزند؟ گفت بله ولی برای یک دستار آمری بیشتر از دو بار به آدم چیزی نمی‌گوید.

حالا منظور اینست که ارتباط انسان با خدا و یا با فرشته واقعیت دارد و می‌شود با انسان حرف بزنند، بله امکانش هست، خیلی هم هست، منتهی امام بحثش فوق این‌هاست.

««پایان باب»»

🧿موضوع: اگر راز ائمه حفظ شود سود و زیان هر کس را به او خبر دهند.

⬅️روایت (۱)

🖋امام باقر علیه السلام فرمود: اگر زبانهای شما لجام و بندی می‌داشت سود و زیان هر مردی را برایش گزارش می‌دادم.

🖋 یعنی زبان‌های شما بند ندارد ، یک حرفی که می‌زنیم فردا می‌بینیم همه از آن اطلاع دارند.

آگه دهانتان قفل داشت و صاحب سِر بودید به شما می‌گفتیم هر چیزی که به نفع یا به ضرر شماست یعنی علتش که که شما گفته نمی‌شود اینکه دهانتان قفل ندارد.

⬅️روایت (۲)

🖋ابو بصیر گوید: بامام صادق علیه السلام عرض کردم: چرا باصحاب علی علیه السلام مصیبت‌ها رسید با وجود آنکه از مرگ و مصیبت خود آگاه بودند؟ حضرت بمانند شخص خشمگین بمن جوابداد: آن مصیبت‌ها تنها از ناحیه خودشان به آنها رسید، عرض کردم: قربانت گردم مانع شما چیست؟ (که مرگ و مصیبت اصحاب خود را به آنها نمی‌گوئید؟) فرمود: این دریست بسته شده، تنها حسین بن علی صلوات الله علیهما اندکی از آنرا گشود (که در شب عاشورا شهادت و مصیبت اصحابش را به آنها خبر داد) سپس فرمود ای ابا محمد: اصحاب آنحضرت بر دهان خود لجام و بندی داشتند.

شرح:

علامه مجلسی (ره) پس از آنکه (((ما اصابهم))) را ببلا و مصیبت تفسیر کرده چنانکه گفتیم، احتمال دیگری را هم ذکر نموده است و آن احتمال اینست که مقصود از (((ما اصابهم))) قرب و منزلتی است که اصحاب امیرامؤمنین علیه السلام نزد آنحضرت پیدا کردند و علم منایا و بلایا هم داشتند و حضرت در جواب فرمود: این مقام و منزلت را آنها بواسطه قابلیت و استعداد خویش بدست آوردند زیرا راز نگهدار بودند، شما توقع دارید که به آن مقام و علوم برسید اما چون راز نگهدار نیستند قابلیت ندارید.

🖋به امام صادق ع گفتم از کجا به اصحاب علی آنچه رسید رسید در حالی که آنان به مرگ و مصیبت‌هایشان آگاه بودند؟

(بعضی از اصحاب خاص امیرالمؤمنین از زمان مرگ و نحوهٔ کشته شدنشان خبر داشتند مثل جناب میثم تمار که حضرت امیر حتی نخلش را نشانش داده بود و فرموده بود چگونه کشته می‌شود یا به جناب قنبر و جناب کمیل هم فرموده بودند که چگونه کشته می‌شوند)

🖋 گفتم که آقا اینها چگونه علم داشتند به این‌ها یعنی چرا امیرالمؤمنین به آنها فرموده بود؟

حضرت یک مقدار حالت غضب گرفت و فرمود:

جز از خودشان از چه کسی می‌رسد؟

گفتم چه چیز مانع شماست؟ که به ما خبر نمی‌دهی؟ مشکل چیست؟ که به ما نمی‌گویید؟

فرمود این یک بابی بود که بسته شده است.

فقط امام حسین ع قسمتی از این باب را گشود. (ظاهراً اشاره دارد به شب عاشورا که به اصحابش نشان داد که فردا همه کشته می‌شوید و به محض کشته شدن در آغوش حورالعین هستید. حتی بنا به روایتی منازلشان را در بهشت به آنها ها نشان داد)

می‌فرماید این‌ها کسانی بودند که دهانشان چفت و بست داشت همین جوری نبود که هرجا هر چیزی را بگویند، دهانشان قفل داشت که حضرت اسرار به آن‌ها می‌فرمود.

««پایان باب»»

الحمدلله علی الولایه

دانلود فایل صوتی

مطالب مرتبط
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.