۱۴۰۳-۸-۲۵ شهادت صدیقه طاهره
بسم الله الرحمن الرحیم
«الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا و طبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا العبد المؤید الرسول المسدد المحمود الاحمد ابوالقاسم المصطفی محمد»
و علی الجوهره القدسیّه فی تعیّن الانسیّه صوره النّفس الکلیّه جواد العالم العقلیّه بضعه الحقیقه النّبویّه مطلع الانوار العلویّه عین عیون الاسرار الفاطمیّه النّاجیه المنجیه لمحبّیها عن النار ثمره شجره الیقین سیّده نساء العالمین المعروفه بالقدر المجهوله بالقبر قرّه عین الرّسول الزّهراء البتول علیها الصّلاه و السّلام
جمعه۱۴۰۳/۸/۲۵، شام شهادت صدیقه طاهره.
موضوع: حدیث رسول خدا در مورد خانم فاطمه الزهرا (س)
شب گذشته پیرامون مصیبتهایی که بعد از رسول خدا بر اهل بیت وارد شد بحث کردیم، بحث دشمنی بعضی از اصحاب بود که منافق بودند و این همه ایه نفاق در مورد منافقان و…. سوره منافقون در مورد چه کسانی نازل شده!!!! در مورد آنها که دور رسول الله بودند اما اعتقادی به ایشان نداشتند.
اگر در قرآن دقت شود رگههای دشمنی منافقان با رسول الله را پیدا میکنید.
در جریان غدیر خم آیه ابلاغ
یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ ۖ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ۚ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ.
ای پیغمبر، آنچه از خدا بر تو نازل شد (به خلق) برسان که اگر نرسانی تبلیغ رسالت و اداء وظیفه نکردهای، و خدا تو را از (شر) مردمان محفوظ خواهد داشت، (و دل قوی دار که) خدا کافران را (به هیچ راه موفقیتی) راهنمایی نخواهد کرد.
خداوند با لحن تهدید آمیز به رسول الله میفرماید که اگر ابلاغ نکنی…. چرا؟!! چرا رسول الله خوف دارد و دنبال آن میفرماید والله یعصمک من الناس…
خدا تو را از مردم حفظ میکند، ترس از چه کسانی دارد رسول خدا!!! چه جریانی بوده است؟!!
««یوم الخمیس»»
در روز پنج شنبه و چهار روز پیش از درگذشت پیامبر (ص)، نگرانی از اجرای توطئه مخالفان جانشینی خلافت امیرمؤمنان (ع)، پیامبراکرم (ص) را بر آن داشت تا در زمانی که بسیاری از اصحاب در منزل وی جمع بودند، آوردن قلم و کاغذ را دستور دهد تا چیزی بنویسد که بعد از آن، امت گمراه نشوند. مخالفان حاضر در خانه پیامبر، به سرکردگی یک چهره شاخص (خلیفه دوم)، با اجرای این دستور مخالفت کرده، ضمن توهین به پیامبر (ص)، از نگارش این سند جلوگیری کردند. درباره این ماجرا، که به واقعه «یوم الخمیس» شهرت یافت.
ابن عباس میگوید اولین مصیبتی که بر سر امت آمد همین بود که رسول الله فرمود قلم بیاورید و عمر گفت این مرد هذیان میگوید، حتی نگفت پیامبر خدا، و اگر عمر تنها بود جرات نمیکرد این حرف را بزند پس او افرادی دور و بر خود داشت که دور او را گرفته بودند و کودتا میکردند.
یا در مورد حدیث دیشب که عرض شد پیامبر ۱۲ خلیفه بعداز خود تعیین کرده است که آنها داد و فریاد کردند یعنی در همان موقع که داشت وصی خود را تعیین میکرد داد و فریاد کردند مثل همین حدیث که فرمود قلم و دوات بیاورید ….
اینها یک نفر یا دو نفر نبودند همان کسانی بودند که نقشهی قتل پیامبر را کشیدند، از جنگ تبوک بود که مراجعت میکردند در تاریکی شب میخواستند شتر پیامبر را رم بدهند که پیامبر اکرم به وحی الهی متوجه شد و به حذیفه گفت شتر مرا مراقب باش… و حذیفه میگوید رعد و برق زد و من افراد بالای کوه را دیدم که ۵ الی ۶ نفر بودند ابوبکر و عمر و عثمان و …
که گفته شد به پیامبر یا رسول الله اینها را اعدام نمیکنید رسول الله فرمود نمیخواهم که بگویند بعداً رسول الله اصحاب خود را کشت، اینها مهربانی رسول خدا رو میدانستند.
و در مورد رحلت رسول الله هم روایاتی داریم از شیعه و سنی که رسول الله به هوش میآمد و از هوش میرفت و فرمود که مگر نگفتم به من دوا ندهید ولی به او دوا دادند، عایشه خودش میگوید ما دوا ریختیم در دهان ایشان.
یک جریان نفاقی بود که منتظر بودند پیامبر از دنیا برود، باور نمیکنید وقتی که پیامبر از دنیا رفت اینها بدن پیامبر را رها کردند ۴ الی ۵ نفر شبانه بدن پیامبر را دفن کردند و بقیه رفتند دنبال غصب خلافت، بدانید که اگر علی نبود بدن پیامبر زمین مانده بود.
حدیث از کتاب کمال الدین تمام النعمه شیخ صدوق
️ باب روایات در نص بر قائم عج
حدیث صفحه۴۹۴
سلمان فارسی گوید من هنگام بیماری فوت رسول خدا (ص) در مقابل آن حضرت نشسته بودم که فاطمه (س) وارد شد و چون ضعف پدر را دید گریست و اشک بر گونههایش جاری شد رسول خدا (ص) فرمود: ای فاطمه! برای چه گریه میکنی؟ گفت ای رسول خدا (ص) بر خود و فرزندانم نگرانم که پس از شما تباه شویم آنگاه دو چشم رسول خدا غرق اشک شد، سپس فرمود: ای فاطمه! آیا نمیدانی که ما اهل بیتی هستیم که خدای تعالی آخرت را برای ما بر دنیا برگزیده
است و اینکه او نیستی را برای همه خلقش حتم کرده است، و اینکه خدای تعالی بر زمین نظری افکند و مرا از میان خلقش برگزید و مرا پیامبر ساخت، سپس دوباره بر زمین نظری افکند و از میان آنها شوهر تو را برگزید و به من وحی کرد که تو را به تزویج او درآورم و او را ولی و وزیر خود ساخته و خلیفه خود در امتم قرار دهم، پس پدر تو بهترین انبیا خدا و رسولان اوست و همسر تو بهترین اوصیا است و تو از میان اهل من اولین کسی هستی که به من ملحق میشوی، سپس سوم بار بر زمین نظر افکند و تو و دو فرزندت را برگزید و تو سروران زنان بهشتی و دو فرزندت حسن و حسین سرور جوانان بهشتیند و فرزندان شوهر تو تا روز قیامت اوصیای من هستند و همه آنها هادی و مهدی هستند و اولین وصی من پس از من برادرم علی است و بعد از او حسن و سپس حسین، آنگاه نه تن از فرزندان حسین در درجه من هستند و در بهشت درجهای نزدیکتر به خدا از درجه من و جدم ابراهیم نیست.
ای دختر جان! آیا نمیدانی که این از کرامت خدا بر توست که شوهرت بهترین امتم و اهل بیتم و و اقدم مسلمانان و حلیمترین و دانشمندترین ایشان است.
به دنبال این سخنان فاطمه ( س) شاد شد و به واسطه سخنان رسول خدا (ص) خرسند گردید.
سپس فرمود: ای دختر جان برای شوهر تو مناقبی است: ایمان او به خدا و رسولش مقدم بر ایمان دیگران است و هیچکس از امتم در این منقبت بر او پیشی ندارد. و دیگر علم او به کتاب خدای تعالی و سنتم است، و در میان امتم هیچکس غیر او نیست که همه علوم مرا بداند و خدای تعالی علمی به من آموخته که به دیگری تعلیم نداده است و به ملائک و رسولانش علمی آموخته که من آن را نمیدانم و خداوند فرمان داده است که آن را به علی بیاموزم و من چنین کردم و در میان امتم هیچکس نیست که جمیع علم علم و فهم و حکتم را بداند جز علی، و تو ای دختر جان! همسر اویی و دو فرزند او حسن و حسین دو سبط منند و آن دو دو سبط امتم میباشند.
و دیگر امر معروف و نهی از منکر اوست و خدای تعالی به او حکمت و فصل الخطاب ارزانی فرموده است.
ای دختر جان: ما اهل بیت هستیم که خدای تعالی به ما شش خصلت عطا فرموده است که به هیچکس از اولین و آخرین ارزانی نفرموده است: پیامبر ما سرور انبیا و مرسلین است و او پدر توست وصی ما سرور اوصیاست و او شوهر توست و شهید ما سرور شهداست و او حمزه بن ابوالمطلب عموی پدر توست فاطمه علیه السلام گفت: ای رسول خدا آیا او سید شهدایی است که همراه او کشته شدند؟ فرمود خیر،، بلکه او سرور شهیدان اولین و آخرین به غیر از انبیا و اوصیاست، و جعفر بن ابیطالب که دارای دو بال است و در بهشت همراه ملائک پرواز میکند و دو فرزند تو حسن و حسین که دو ثبت امتم و سرور جوانان اهل بهشتند و قسم به خدایی که جانم در دست اوست مهدی این امت از ماست، کسی که زمین را پر از عدل و داد نماید همانگونه که پر از ظلم و جور شده باشد.
فاطمه علیه السلام گفت: از اینان که نام بردی کدامشان افضل است فرمود: علی پس از من افضل امتم میباشد و پس از علی دو و دو فرزند و ثبتم حسن و حسین و اوصیایی از اولاد این فرزندم- و به حسین اشاره کرد و فرمود مهدی از آنهاست- افضل اهل بیتم حمزه و جعفر هستند ما اهل بیتی هستیم که خداوند آخرت را بر دنیا برای ما اختیار کرده است سپس رسول خدا (ص) بر فاطمه و شوهر و فرزندانش نگریستند و فرمودند: ای سلمان! خدا را گواه میگیرم که من با کسی که با اینان در آشتی باشد آشتی و با کسی که با آنان در جنگ باشد در جنگم آنان در بهشت هم درجه منند سپس به علی علیه السلام رو کرده و فرمودند: برادرم! تو بعد از من میمانی و از قریش سختی خواهی دید، آنها علیه تو متحد شده و بر تو ستم روا میدارند، اگر یارانی یافتی با آنها جهاد کن و همراهی موافقان با مخالفان خود کارزار کن و اگر یارانی نیافتی صبر پیش ساز و دست نگه دار و خود را به هلاکت مینداز که نسبت تو به من مانند نسبت هارون به موسی است و برای تو در هارون اسوه نیکویی است، زیرا قومش او را ضعیف شمردند و نزدیک بود که او را بکشند سپس بر ستم قریش و همدستی آنها علیه خود صبر پیش ساز که تو به منزل هارون و پیروان اویی و آنها به منزله گوساله و پیروان آنند.
ای علی! خدای تعالی به فرقت و اختلاف در این امت حکم کرده است و اگر میخواست همه را هدایت میکرد تا به غایتی که حتی دو نفر از این امت مختلف نشود و در هیچ امر او منازعه نکنم و مفضول منکر فضل فاضل نشود و اگر میخواست در فرستادن عذاب تعجیل میفرمود و وضع را تغییر میداد تا ظالم تکذیب شود و معلوم گردد که گردنش حق به کجاست ولیکن خداوند دنیا را سرای اعمال قرار داده است و آخرت را دارالقرار تا آنکه بد کردند کیفر کار خود ببیند و آنان که نیکی کردند پاداش خود بیابند، علی علیه السلام فرمود: الحمد لله شکرا علی نعمائه و صبرا علی بلائه علی آلائه؛
نکته (رسول الله فرمود اولین کسی که از خانواده من به من میپیوندد فاطمه است و این چه رمزی دارد؟!!!)
و حضرت فاطمه به خانمهای اطراف خود که به عیادت او رفته بودند فرمود چقدر کوتاه است ماندن من در میان شما!
چرا رسول الله به ایشان این را فرمود و رمز آن چیست؟!!
نکتهاش اینست:
بعد از غصب خلافت خانم فاطمه زهرا سریع از دنیا رفت، ایشان کوثر است، إِنَّآ أَعۡطَیۡنَٰکَ ٱلۡکَوۡثَرَ…، خیر کثیر به تو دادیم، وبعد از رسول الله خیر کثیر از امت گرفته شد، یعنی لیاقت نداشتند خیرکثیر در میان آنها باشد.
حدیث داریم امام حسن و امام حسین ع ولی شما در امت هستند.
روایت داریم در منابع اهل سنت که رسول الله (ص) اسامی ائمه را فرموده است ولی نه درمیان عموم مثلاً قضیه غدیر خم عموم بود ولی اسامی ائمه را به افراد خاص گفته است.
منصور دوانیقی دومین خلیفه از خلفای عباسی است و گفت بروید پیش امام جعفر صادق ع ببینید به چه کسی وصیت کرده که او وصی ایشان است و آنها دیدند ایشان به پنج نفر وصیت کرده است. و این درمانده شد که چه کند!!!
چرا رسول اکرم در بین عموم اسامی ائمه را صراحتاً نگفت؟ زیرا میدانست جریان پشت پردهای برای دشمنی کردن درحال فعالیت است.
رسول الله: علی علیه السلام از بهترین انسانهاست که اگر کسی او را نپذیرد کافر شده است.
خود اهل سنت روایت کردهاند و متواتر است و سندش صحیح است، حدیث «عمرو بن دینار از انس بن مالک چنین روایت کرده است: با رسول الله در باغی بودیم. مرغ بریانی به ما هدیه کردند. پس پیغمبر فرمود: خدایا کسی را که از همه خلق بیشتر دوست داری نزد من بفرست. پس علی بن ابی طالب بیامد و خواست نزد پیغمبر رود. من گفتم پیغمبر اکنون کاری دارد و مشغول است. پس او برگشت و بعد از ساعتی باز آمد و در زد. خواستم مثل دفعه پیش او را برگردانم اما رسول الله فرمود: ای انس در را به روی علی بگشا او را زیاد معطل کردی. گفتم ای فرستاده خدا طمع داشتم آن مرد یکی از انصار باشد. پس علی بن ابی طالب درآمد و با پیغمبر از آن مرغ بریان تناول کرد.
رسول الله: احدی سبقت نگرفته بر من برای ایمان به جز علی بن ابیطالب علیه السلام.
عمر چهل بار این را تکرار کرد: اگر علی نبود عمر هلاک شده بود.
همه اینها نقل شد که بدانید علی ع افضل از همگان است.
در روایت دیگر رسول خدا در مجلسی به امیرالمومنین علیه السلام فرمود علی جان میخواهم به شما وصیت کنم بعد از من باید صبر کنی خلافت را از تو میگیرند باید صبر کنی و یکی یکی گفت تا جایی که فرمودبه خانه تو حمله میکند و به فاطمه تو جسارت میشود، در این هنگام علی ع از جا بلند شد و به صورت به زمین خورد، وقتی برخاست گفت سمعا و طاعتا یا رسول الله
الحمدلله علی الولایه