۱۴۰۳-۵-۱۷ گریه برای امام حسین (ع)
بسم الله الرحمن الرحیم
《 الحمدالله رب العالمین الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا و طبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا العبد المؤید الرسول المسدد المحمود الاحمد ابوالقاسم المصطفی محمد》
چهارشنبه ۱۴۰۳/۵/۱۷، ۲ صفر، شهادت حضرت رقیه (س)
موضوع: بکائین در تاریخ و گریه برای امام حسین (ع)
اوایل ماه صفر برای حضرت رقیه سلام الله علیها و اسراء آل الله مراسم گرفته میشود
اما بعد از مطالعات تاریخی انجام شده مشخص شد که یک اشتباه پیش آمده:
در تاریخ و اخبار آمده است که رأس مطهر اباعبدالله در اول ماه صفر به شام فرستاده شد از روی همین گفتند اسرا هم همراه رأس مطهر وارد شام شدند در حالی که ابن زیاد ملعون رأس مطهر را جدا از اسراء و زودتر به شام فرستاد.
تاریخ ورود اسراء به شام در نیمه ربیع الاول است.
از نظر ظاهری بین کوفه و شام ۱۴۰۰ الی ۱۵۰۰ کیلومتر راه است و نزدیک به یک و نیم ماه طول میکشد اگر هر روز بخواهند طی مسیر کنند.
در مورد گریه بر اباعبدالله و بکاء روایتی از امام صادق علیه السلام ازشیخ صدوق در کتاب خصال آمده است:
روایت: امام صادق علیه السلام فرمودند پنج نفر جزو بکائین (بسیار گریه کننده) در تاریخ هستند که آنها پنج نفر بودند: «حضرت آدم (ع)، حضرت یعقوب (ع)، حضرت یوسف و حضرت فاطمه (س) و امام سجاد (ع) هستند»
حضرت آدم از فراق بهشت به قدرى گریه کرد که اثر اشک در دو گونه مبارکش نظیر جوى باقى ماند.
داستان حضرت آدم علیه السلام در قرآن آمده است که خداوند به ایشان فرمودند فقط به آن درخت نزدیک نشوید و ….
روایت: حضرت آدم علیه السلام فرمودند من باور نمیکردم کسی به دروغ قسم بخورد.
شیطان حرفش مخالف حرف خدا بود و خیرخواه حضرت آدم علیه السلام نبود ولی خداوند خیرخواه حضرت آدم بود و خیر آنها را میخواست.
دین خدا یعنی خیرخواهی خدا برای انسانها.
اینکه دستور میدهد شراب نخورید، قماربازی نکنید، دزدی نکنید و… یا کلاً اموری که انسان از انجام آن نهی شده است به صلاح انسانهاست همچنین اموری که دستور داده شده انسان باید انجام دهد مثل روزه گرفتن، نماز خواندن، جهاد کردن، صدقه و احسان و انفاق و…
حضرت آدم علیه السلام بر خلاف حرف خداوند عمل کرد پس از جوار قرب الهی رانده شد و ۳۰۰ سال گریه کرد و انقدر زیاد اشک ریخت که جای اشک شیاری بر روی صورتش انداخته بود.
گاهی وقت انسان یک خطا میکند و خداوند همه چیز را از او میگیرد.
حدیث: خداوند عزّوجلّ سه چیز را در سه چیز پنهان کرده است:
خشنودیش را در میان طاعات و خشمش را در میان گناهان و ولى و دوست خود را در میان مخلوقاتش پنهان کرده است.
نباید کسى از شما طاعتى را سبک شمارد؛ زیرا نمیداند خشنودى خداوند متعال در کدام طاعت است؛ و هیچ نافرمانى را کم نشمارد زیرا نمیداند خشم خدا در کدام معصیت است؛ و هیچ یک از خلق خدا را خوار نکند؛ زیرا نمیداند کدام یک از آنها ولى خدا هستند.
جبرائیل نازل شد و به حضرت آدم فرمود خدا را به پنج تن آل عبا قسم بده تا توبه شما پذیرفته بشود:
اِلهی یا حَمیدُ بِحَقِّ مُحَمَد یا عالیُ بِحَقِّ علی یا فاطِرُ بِحَقِّ فاطمه یا مُحْسِنُ بِحَقِّ الحسن یا قدیمَ الاِ حسان بِحَقِّ الحُسَیْن.
۲-حضرت یعقوب به قدرى از فراق یوسف گریه نمود که چشمان خود را از دست داد و به او گفتند: به خداوند سوگند یوسف را از خاطر نخواهى برد تا آنکه افسرده یا نابود گردى.
حضرت سکینه فرمودند وقتی به مقتل و پیکر بی سر پدرم اباعبدالله رسیدم از حلقوم ایشان شنیدم شعری فرمودند:
((شیعیانم! چون آب گوارا نوشیدید مرا یاد کنید و چون از غریبی یا شهیدی شنیدید مرا نوحه کنید))
واین مطلب سند قرآنی دارد: آن زمان که حضرت یوسف (ع) بنیامین را به اسارت گرفت وقتی خبر اسارت بنیامین به حضرت یعقوب ع رسید او برای حضرت یوسف علیه السلام گریه کرد.
سوره یوسف
وَتَوَلَّىٰ عَنۡهُمۡ وَقَالَ یَـٰٓأَسَفَىٰ عَلَىٰ یُوسُفَ وَٱبۡیَضَّتۡ عَیۡنَاهُ مِنَ ٱلۡحُزۡنِ فَهُوَ کَظِیمٞ (۸۴)
و از آنان کناره گرفت و گفت: دریغا بر یوسف! و در حالى که از غصّه لبریز بود دو چشمش از اندوه، سپید شد.
حضرت سکینه علیهاالسلام زنی عارفه بود و همیشه غرق در یاد خداوند بود، فانی فیالله و زنی اهل معرفت و سیر و سلوک بود.
۳-حضرت یوسف هم به علت ترک اولایی (که به هم بندی خود که قرار بود آزاد شود گفت مرا نزد پادشاهت یاد کن) به قدرى گریست که اهل زندان ناراحت شدند و به وى گفتند: یا باید شب گریه کنی و روز ساکت شوى و یا اینکه روز گریه کنی و شب ساکت باشى.
که حضرت یوسف علیه السلام با یکى از پیشنهادهاى ایشان موافقت نمود.
۴-حضرت فاطمه سلام الله علیها در فراق پیغمبر و ظلم به امیرالمؤمنین به قدرى گریه کرد که اهل مدینه خسته و ناراحت شده و به او گفتند: تو به واسطه کثرت گریهات ما را اذیّت میکنی. لذا حضرت زهرا از مدینه خارج شد و در مکانی که امیرالمؤمنین برایشان ساخت ندبه و زاری میکرد.
حضرت فاطمه سلام الله علی میفرمود بعد از پیامبر خدا بین دو مصیبت گرفتار شده بودم بین رفتن رسول الله و ظلمی که به امیرالمؤمنین میشد.
درب خانه خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها به مسجدالنبی باز میشد.
حدیث: وقتی پیامبر مسجد را ساختند خیلیها در خانه خود را به مسجد باز گذاشتند که رسول الله فرمود همه در خانهها را باید در مسجد بسته شود مگر در خانه من و علی علیه السلام و این دستور خداست چون من و آنها مخاطب آیه یطهرکم تطهیرا هستیم و پاکیم و این فضیلتی است که چشم مخالفان اهل بیت را کور کرده است.
و اینکه چون درب خانه خانم فاطمه زهرا در مسجد باز میشد صدای گریه خانم نظر هر رهگذری را به خود جلب میکرد و میگفتند چرا ایشان گریه میکند؟!! خیلیها به فکر فرو میرفتند که چه شده است که دختر رسول الله انقدر گریان است تا جایی که بعضیها از حرف مردم ترسیدند و به امیرالمؤمنین میگفتند از گریههای فاطمه خسته شدهایم و و نمیتوانیم تحمل کنیم و این گریهها مردم را یاد روز غدیر خم میانداخت که با چه کسی بیعت کرده بودند.
به دلایلی امیرالمؤمنین دست به شمشیر نبرد گفت اگر دست به شمشیر ببرم و در برابر مخالفین بایستم اسلام از بین میرود لذا خانم فاطمه زهرا وارد میدان شد که اصطلاحاً به این نوع دشمنی و جنگ، جنگ سرد یا جنگ نرم میگویند که بدون سلاح اعتراض و دشمنی را ابراز میکردند.
و آنها آن بیت الاحزانی که امیرالمؤمنین خارج شهر ساخته بود را هم خراب کردند و نتوانستند تحمل کنند و خانم فاطمه زهرا فرمود چقدر کوتاه است ماندن من در میان شما.
به روایاتی ۶ ماه، ۴۰ روز، ۷۵ روز و ۹۵ روز فاصله بود از شهادت رسول الله تا شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها.
خانم فاطمه زهرا بعد از رسول الله از دنیا رفت و قبر ایشان مخفی است.
حالا چرا قبر ایشان مخفی است!!!؟ چون گفت راضی نیستم هر کسی که به من و علی ظلم کرده در تشییع جنازه من شرکت کند.
نکته (این مخفی بودن قبر حضرت زهرا سلام الله علیها یک علم افراشته است برای مظلومیت امیرالمؤمنین)
۵- امام سجاد ع: حضرت على بن الحسین علیهما السّلام مدت بیست یا چهل سال بر حضرت اباعبدالله گریست. هیچ غذا و ابی در مقابل آن حضرت نمیگذاشتند مگر اینکه گریان میشد.
کار آن حضرت به جایى رسید که یکى از غلامانش به وى گفت: اى پسر رسول خدا! فداى تو شوم، من میترسم تو خود را (به واسطه کثرت گریه) هلاک نمایى!
فرمود: چارهای نیست جز اینکه از غم و اندوه خود به خداوند شکایت کنم. من چیزهایى را مى دانم که شما نمیدانید. من یادآور قتلگاه فرزندان فاطمه علیها السّلام نمیشوم مگر اینکه گریه راه گلویم را مسدود میکند.
در اینجا بحث حجت خداست بحث انسانهای خوب و الهی نیست بلکه بحث امام و حجت خداست که واسطه بین خالق و مخلوق است.
امام و حجت خدا عرب و عجم ندارد، یک موقع این حرفها را شیاطین زمان بر شما دیکته نکنند.
امام سجاد علیه السلام ۳۰ سال گریه کرد البته امامان دیگر ما هم گریه میکردند.
روایت: وقتی ماه محرم طلوع میکرد خنده از لب ائمه محو میشد.
امام واسطه فیض بین خالق و مخلوق است
إِنَّ ٱللَّهَ وَمَلَـٰٓئِکَتَهُۥ یُصَلُّونَ عَلَى ٱلنَّبِیِّۚ یَـٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ صَلُّواْ عَلَیۡهِ وَسَلِّمُواْ تَسۡلِیمًا
خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند; اى کسانى که ایمان آوردهاید، بر او درود فرستید و (در برابر اوامر او) کاملاً تسلیم باشید.
صلوات چیست؟
خداوند و فرشتگان چطور بر پیامبر صلوات میفرستند؟
اینکه ما صلوات میفرستیم دعا است:
خدایا صلوات فرست بر پیامبر و خاندان او
خداوند چطور صلوات میفرستد؟!!!
یصلون از صلاه است، و صلوات جمع صلاه است یعنی نماز.
صلاه یعنی چه؟!! یعنی صله، یعنی وصل و اتصال.
إِنَّ اللّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ…
یعنی خدا و فرشتگان خدا وصل هستند به رسول الله.
حالا اگر شما میخواهید به خدا وصل شوید شما هم به رسول الله صلوات بفرستید (اللهم صل علی محمد و آل محمد)
واسطه فیض یعنی این.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود من از خدا هستم و خلق از من هستند.
امیرالمؤمنین ع فرمود«نحن صنائع ربّنا و الخلق بعد صنائعنا،
ما مصنوع خدا هستم و خلق بعد مصنوع ما هستند.
یعنی واسطه فیض ما هستیم.
حلقه اتصال بین عبد و خدا امام است، رفتن به در خانه امام، رفتن به در خانه خداست.
وَلاَیَتُنَا وَلاَیَهُ اَللَّهِ اَلَّتِی لَمْ یَبْعَثْ نَبِیّاً قَطُّ إِلاَّ بِهَا.
امام صادق علیه السلام فرمود: ولایت ما همان ولایت خداست که خدا هیچ پیغمبری را جز بآن مبعوث نساخت.
نماز و روزه شاخ و برگ دین هستند.
دین یعنی وصل شدن به امام دین یعنی پذیرش ولایت امام معصوم.
در داستان حضرت آدم و شیطان که شیطان سجده نکرد حضرت آدم را و گفت
قَالَ مَا مَنَعَکَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ ۖ قَالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ
خدای متعال بدو فرمود: چه چیز تو را مانع از سجده (آدم) شد که چون تو را امر کردم نافرمانی کردی؟ پاسخ داد که من از او بهترم، که مرا از آتش و او را از خاک آفریدهای.
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند شیطان ۶۰۰۰ سال خدا را عبادت کرد ولی خداوند در مورد او فرمود در آیه ۳۴ سوره بقره میفرماید: «کان من الکافرین.
شیطان خدا را قبول داشت و با خدا حرف میزد ولی ولایت حضرت آدم علیه السلام را نپذیرفت.
شیطان گفت من از آتشم و آدم از خاک پس قبول داشت خالق او خداست.
و گفت مرا تا روز قیامت مهلت بده پس معاد را هم قبول داشت چرا خداوند فرمود او کافر است؟ چون ولایت حضرت آدم را نپذیرفت.
دین یعنی حجت خدا
با کشتن امام حسین (ع) اسلام را کشتند.
امام از جانب خداست و واسطه فیض است. اسلام یعنی امام.
کسی که ولایت ندارد اهل آتش است.
حدیث سلسله الذهب
امام رضا (ع) روایت سلسله الذهب را فرمودند.
وی ادامه داد: امام فرمودند: «سَمِعتُ أبی موسَی بنَ جَعفَرٍ یقولُ: سَمِعتُ أبی جَعفَرَ ابنَ مُحَمَّدٍ یقولُ: سَمِعتُ أبی مُحَمَّدَ بنَ عَلِی یقولُ: سَمِعتُ أبی عَلِی بنَ الحُسَینِ یقولُ: سَمِعتُ أبِی الحُسَینَ بنَ عَلِی بنِ أبی طالِبٍ یقولُ: سَمِعتُ أبی أمیرَ المُؤمِنینَ عَلِی بنَ أبی طالِبٍ یقولُ: سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ (ص) یقولُ: سَمِعتُ جَبرَئیلَ یقولُ: سَمِعتُ اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ یقولُ: لا إلهَ إلَّا اللّهُ حِصنی، فَمَن دَخَلَ حِصنی أمِنَ مِن عَذابی»
سپس زمانی که در حال گذر بودند ندا کردند: «بِشُروطِها، و أنَا مِن شُروطِها»
ترجمه این روایت چنین است: «از پدرم، موسی بن جعفر شنیدم که میفرماید: از پدرم، جعفر بن محمّد شنیدم که میفرماید: از پدرم، محمّد بن علی شنیدم که میفرماید: از پدرم، علی بن الحسین شنیدم که میفرماید: از پدرم، حسین بن علی بن ابی طالب شنیدم که میفرماید: از پدرم، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب شنیدم که میفرماید: از رسول خدا (ص) شنیدم که میفرماید: از جبرئیل شنیدم که میفرماید: از خداوند جلّ جلاله شنیدم که میفرماید: (کلمه) لا اله الا اللّه حصار من است و هرکس وارد حصار من شود از عذابم در امان است…، اما این شرطهایی دارد و من از شرطهای آن هستم.
حدیث ثقلین
پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمودند:﴿إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی ما إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بهما لَنْ تَضلُّوا أبَداً و إنّهما لَنْ یَفْتَرِقا حَتى یَرِدا عَلَیَّ الحَوْضَ﴾ ۱
همانا من دو چیز گرانبها را در میان شما باقی میگذارم، کتاب خدا و اهل بیتم را، تا زمانی که به این دو چیز گرانبها تمسک کنید گمراه نخواهید شد، این دو از یکدیگر جدا نخواهند شد تا اینکه روز قیامت در کنار حوض کوثر نزد من برگردند.
الحمدلله علی الولایه