ادبستان معرفت
استاد محمد مهدی معماریان ساوجی

رجعت

بسم الله الرحمن الرحیم

خلاصه بحث رجعت از استاد محمد مهدی معماریان

مسئله رجعت تقریباً از اصول مسلمه در نزد علمای شیعه است یعنی تمام، یا اکثر علمای شیعه قائل به رجعت هستند.

منتها بحثی که اینجاست اینست که رجعت به چه معناست، و کیفیت رجعت چگونه است، یعنی اختلاف نظر اینجاست

روایات زیادی در این باب وارد شده، یکی از کتابهای مهمی که در باب اثبات رجعت نوشته شده، کتاب الایقاظ من الهجعه بالبرهان علی الرجعه شیخ حر عاملی است.

ایشان برای روایات رجعت ادعای تواتر می‌کند. در حالیکه احادیث رجعت تواتر ندارد. شاید بگویم روایات آن مستفیض است همچنانکه علامه طباطبایی می‌فرماید، اما تواتر یک خصوصیتهایی دارد که در مورد روایات رجعت قابل صدق نیست.

شیخ حر در کتاب الهعجه در اثبات رجعت می‌گوید ما ۵۰۰ حدیث در این باب در این کتاب گرد آورده‌ایم.

منتها نکاتی باید عرض شود، اول اینکه کتاب الهجعه ۵۰۰ حدیث نیست، بسیاری از عبارات مال زیارت نامه‌ها و ادعیه است که اسم رجعت در آن آمده،

و ایشان نقل کرده با انها می‌شود ۵۰۰ حدیث

اما نکته‌ی مهم‌تر این است، که بسیاری از روایاتی که در آن ۵۰۰ روایت آمده اصلاً در باب رجعت نیست، اما ایشان بر مبنایی که خودش داشته اینها را حمل بر رجعت کرده، مثلاً آیه قران می‌فرماید

الحج

أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ

رخصت داده شد (یا اعلام شد) بدانان که پیکار می‌شوند که ستم شدند و همانا خدا است بر یارى آنان توانا (۳۹)

روایت می‌گوید اینها سه امام هستند امیرالمؤمنین ع و امام حسن و امام حسین ع،

خب می دانیم این سه امام دست به شمشیر شدند، ولی بقیه امامان هیچ کدام دست به شمشیر نشدند، حالا این چه ربطی به رجعت دارد؟ از این گونه روایات در آن کتاب زیاد است که هیچ ربطی به رجعت ندارد مگر روی مبنایی که خود ایشان درست کرده، اما باهمه این‌ها روایات در باب رجعت کم نیست، از اینها که بگذریم، چیزی که هست اکثر احادیث فقط بحث رجعت را می‌کند و نمی‌گوید رجعت چیست، و معنای آن چیست، قبل از اینکه وارد روایات آن بشویم، معنای رجعت را بگویم که چیست؟ بعد ببینیم چقدر از احادیث دلالت بر این مطلب می‌کند!

رجعت در لغت از رجع، رجوع بمعنی برگشت است

برگشت یا رجوع وقتی است که در جایی باشید و از انجا بروید و دوباره برگردید به جای اول خود، این را می گویند رجوع، یعنی قبلاً بوده‌اید و رفته‌اید و برگردید سر جای اول خود، یا هر چیزی که برگردد به جای اول می‌شود رجوع، که رجعت هم از همین است، خیلی از روایات صحبت از رجوع و رجعت می‌کند،

اما رجعت در اصطلاح حدیث یعنی چه؟ روایتی از امام رضا ع هست که در جواب مأمون عباسی که از امام رضا ع در باب رجعت سؤال می‌کند آن حدیث خیلی قابل توجه است.

چون امام رضاع در انجا معنای از رجعت را می‌گوید که اصلاً با این داستانها که خیلی از علما قائل هستند متفاوت است، امام هشتم در معنای رجعت استناد می‌کند به حدیث نبوی، که پیامبر خدا فرمود که إِنَّ اَلْإِسْلاَمَ بَدَأَ غَرِیباً وَ سَیَعُودُ غَرِیباً کَمَا بَدَأَ

اسلام با غربت آغاز شد و دوباره هم به غربت مبتلا خواهد شد. یعنی اول چند نفر مسلمان بودند و اسلام فردی بود و زمان حضور پیامبراکرم در مدینه اجتماعی شد حکومت اسلامی شد، بعد پیامبر اکرم فرمود بزودی اسلام دوباره فردی می‌شود. غریب می‌شود بعد گفتند یا رسول الله بعد از آن چه خواهد شد.؟ فرمود برمی گردد به اهل حق حکومت رجوع می‌کند به اهلش،

امام هشتم در باب رجعت این معنا را گفتند، یعنی رجوع می‌کند حکومت دو باره به دست اهل بیت،…

خب این داستان در چه زمانی اتفاق می افتد؟ امام عصر عج.

پس روایات که می‌گوید رجعت، یعنی حکومت که ازدست اهل بیت گرفته شده دوباره بر می‌گردد دست اهل بیت،

پس ربط این مطلب به آن داستانها که گفته شده است چیست؟

بعد امام هشتم یک معنای دیگر هم می‌فرماید در رجعت می‌فرماید رجوع حضرت عیسی مسیح در زمان ظهور حضرت بقیه الله، که رجوع می‌کنند به زمین،

این دو معنا را امام هشتم در مورد رجعت فرمودند، وهر دو معنا درست است، پس رجعت به این معناست نه آن که بگویند امامان اهل بیت بر می‌گردند در دنیا و حکومت می‌کنند ووو

شبیه به این حدیث و این معنارا در کتاب المبین، محمدخان کرمانی، روایتی از امام صادق ع نقل می‌کند که حضرت می‌فرماید عده‌ای از شیعیان در باب رجعت می گویند قدرت و حکومتی که از ما گرفته شده به ما بر می گرد

چه وقت قدرت و حکومت از ما گرفته شد که بخواهد به ما برگردد، امام حاکم مطلق است، اصلاً قدرت و حکومت دست ما است، یعنی این حدیث هم اشاره می‌کند یکی از معانی رجعت به معنی بر گشت حکومت به دست اهل بیت است،

پس روایاتی که در مورد رجعت صحبت می‌شود و زیارت نامه‌ها که بحث رجعت را می‌گوید اگر معنای رجعت این است که هیچ اشکالی ندارد.

اما یک معنای که در ذهن عوام ناس است وبعضی روایات احاد در مورد آن آمده،

چند حدیث داریم که این معنا را گفته است که باید آن هم سندهای حدیث بررسی بشود چرا؟ چون این اعتقاد جزو عقاید سبائیه است پیروان عبدالله بن سبا، عده‌ای بودند عقاید کفر آمیز و غلو امیزی داشتند، مثلاً می‌گفتند علی بن ابی طالب نمرده است چون از دست مردم ناراحت شده پنهان و غایب شده، و یک روزی برمی گردد و در دنیا حکومت می‌کند و امامان اهل بیت بر می‌گردند و در دنیا حکومت می‌کنند و قائل بودند که خداوند در ائمه حلول کرده، این‌ها از عقاید غلو آمیز سبائیه بوده که شیخ مفید آنرا ذکر کرده است

اما اگر بگوییم رجعت، یعنی رجوع ائمه در دنیا برای حکومت،

اولاً، روایات در این معنا متواتر که نیست، بلکه مستفیض هم نیست،

و متن روایاتش هم قابل خدشه است،

از علامه طباطبابی با روایتی که در ذیل آیه ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ) می‌فرماید ایام الله سه روز است، روز ظهور امام عصرعج، روز رجعت و روز قیامت، علامه طباطبایی می‌فرماید ایام الله، ایام، یوم، یعنی روز، روز هم وقت بروز و اشکاری است،

می‌فرماید اینها سه روز هستند، یعنی سه وقتی که حقیقت اشکار می‌شود، یکی روز، ظهور امام عصر است که حقیقت اشکار می‌شود، حقیقت اسلام چیست؟ چه کسی درست می‌گوید این همه فرقه، فرقه‌های اسلامی کدام درست می گویند و کدام غلط می گویند انجا حقیقت اسلام بروز می‌کند، در کتابهای کلامی چقدر اختلاف وجود دارد، در باب نبوت یکی قائل به عصمت پیامبرست و دیگری نیست و… در بحث امامت چقدر اختلاف وجود دارد، عده‌ای قائل به ولایت امیرالمومنین هستند و عده‌ای نیستند…

در باب معاد که معاد جسمانی است و یا روحانی است، تمام اختلافات در زمان امام عصر عج برداشته می‌شود و حقیقت اشکار می‌شود.

در یک موطن بالاتر علامه طباطبایی می‌فرماید رجعت اصلاً مربوط به دنیا نیست بلکه مربوط به عالم بعد از دنیاست، حکومت ائمه که گفته شده در عالم بعد از دنیاست، که انجا هم موطن ظهور حقایق است وبعد بالاتر از آن قیامتست که نهایت درجه ظهور حقیقت است، پس اصلاً رجعت مربوط به دنیا نیست البته با این تفسیر

و خود جناب شیخ حر که روایاتی را آورده و قرار داده در باب رجعت! مسئله آن در مورد بحث معاد است، یعنی ایشان تصور کرده قیامت در روی همین کره زمین بوقوع می‌پیوندد، بعد می‌گوید حالا این روایات که ائمه قبل از قیامت حکومت می‌کند پس باید همین جا باشد، پس باید برگردند در دنیا،

در جواب گوییم

مگر پیامبر خدا نفرده است: من مات فقد قامت قیامته، چرا فقط فکر می‌کنید عوالم خداوند همین کره زمین است، یعنی عمده مطلبی که ایشان خیلی روایات را قرار داده در بحث رجعت اشکال آن در بحث معاد است، فکر کرده الان امام زمان میاد بعد از او قیامت می‌شود و بعد بهشت و جهنم برپا می‌شود، اگر اینطور باشد که شما می‌فرماید پس بهشت و جهنم الان نباید وجود داشته باشد، قیامت باید بوجود بیاید، در حالیکه ایات قران دال براین است که بهشت و جهنم وجود دارد، و روایات هم در این زمینه داریم، (واعتقادنا فى الجنه والنار انّهما مخلوقتان) بهشت و جهنم آفریده شده هستند، این بحث مفصلی دارد که درجای خود باید مطرح شود

یک سری روایاتی که دال بر حکومت ائمه است، گفتیم که اگر بحث حکومت امام زمان است که مشکلی نیست ولی اگر ائمه حکومت می‌کنند اصلاً روایات نشان می‌دهد ظرف آن مطالبی که گفته شده دنیا نیست، مثلاً گفته شده خانم فاطمه زهرا قائمه عرش را می‌چسبد، و بخداوند شکایت می‌کند اگر این قضیه در دنیاست پس قائمه عرش کجاست ووو، اصلاً ظرف آن حرفها اینجا نیست،

رجعت یک قیامت کوچک است که در عالمی بین دنیا و عالم قیامت اتفاق می افتد البته بنا به یک تفسیر

و بعضی از روایات رجعت هم شبیه افسانه پردازی است، یا بگوئیم ظرف آن در دنیا نیست،

در طول تاریخ دروغگو کم نبود انقدر روایات را جا زده‌اند و…

در کتاب فصل الخطاب هزار تا حدیث جمع کرده محدث نوری، مبنی بر اینکه قران تحریف شده است.

تمام روایات بی سند و ضعیف است، چقدر علمای شیعه بر رد کتابش کتاب نوشتن.

قرانی که می‌فرماید— إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ…. ما قران را نازل کردیم و خود محافظ قران هستیم، و امیرالمؤمنین و اهل بیت بوده‌اند کنار قران که نگذارند قران تحریف بشود، حالا روایت بیاورند که قران تحریف شده، مگر انسان باید هر روایت را قبول کند باید روایات عرضه شود به قران،

مثلاً در کتب اهل سنت ذکرشده صلحایی بودند حدیث جعل می‌کردند مثلاً در ثواب سوره‌ها، کسی مثلاً این سوره را بخواندگویا ۴۰۰ بار در راه خدا شهید شده، وووو، جعل انها چه خاصیت داشت می‌گفتند مردم تشویق بشوند قران بخوانند،

روایات جعل شده، در هرزمینه ای زیاد است

عرض شد امام رضا ع در آن حدیث دو معنا در باب رجعت می‌فرماید، اول اینکه قدرت و حکومت دو باره می افتد دست اهل بیت، این هیچ اشکال ندارد در زمان امام عصرعج وما منتظرامدن این دولت کریمه هستیم، اما نه اینکه همه اهل بیت جمع بشوند و بیابند، کسی که از اهل بیت هست حکومت می‌کند،

دوم اینکه عیسی مسیح برمی گردد به دنیا و این بخاطر شباهتی است که بین عیسی مسیح و امام عصر عج است،

پس رجعت به این معنا که فکر کنیم امامان اهل بیت برگردند در دنیا و حکومت بدست بگیرند، این‌ها داستان سرایی است،

اما در مورد رجوع حضرت عیسی ع شباهت عجیبی بین حضرت عیسی و امام عصر عج وجود دارد این شباهت را باید برگردیم به نسب انها تا کجا؟ تا حضرت ابراهیم ع،

حضرت ابراهیم ع دو فرزند داشتند که خداوند در پیری به ایشان عنایت کرده بود، حضرت اسماعیل و حضرت اسحاق ع که مادرهای اینها جدا بودند از هم

مادر حضرت اسماعیل، هاجر بود و مادر حضرت اسحاق، ساره بود، اولاً حضرت ابراهیم برای ذریه خود خیلی دعا می‌کرد و دعای ایشان هم مستجاب است، خدا نبوت را در بنی اسراییل قرار داد، اسراییل لقب حضرت یعقوب است که فرزند اسحاق است، که اسحاق فرزند حضرت حضرت ابراهیم ع است، به فرزندان حضرت یعقوب می‌گفتند بنی اسراییل، اسراییل یعنی عبدالله، یعتی بنده خدا، برده خدا، همان عبدالله که در عربی می گوییم،

نبوت را در بنی اسراییل خدا قرار داد انبیاء بنی اسراییل امدنند تا آخرین قدوس بنی اسراییل که حضرت عیسی ع بود که خاتم بود و خاتم در بنی اسراییل بود یعنی ختم شد نبوت در بنی اسراییل به حضرت عیسی ع

سرنوشت ایشان چه شد؟! یهود در پی قتلش برآمدند وخداوند ایشانرا از میان انان غایب کرد و به اسمان بالا برد منتها انها یکی را جای ایشان، اشتباهی گرفتند جای حضرت عیسی ع و خودشان شک داشتند ایا حضرت عیسی هست یا نیست؟ چون آیه قران می‌فرماید — «ولکن شبه لهم» یعنى کاربه آن‌ها مشتبه گردید، امر برای انها مشتبه شده بود که این کسی که گرفته‌ایم حضرت عیسی هست؟ او را به صلیب کشیدند درحالیکه شک داشتند که حضرت عیسی هست یانه؟

خلاصه آیه قران صراحتاً می‌فرماید وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ عیسی به قتل نرسید و به صلیب کشیده نشد، چون اصلاً نمی‌توانستند عیسی را بکشندچرا؟ چون خودش محیی است زنده می‌کند، کسی که دیگران را زنده می‌کند مگر می‌شود او را کشت، او حیات در دستش است، او میدم گِل تبدیل به پرنده می‌شود، و ما قتلوه و ما صلبوه،

از میان اینها غایب شد،

اما بگویم از بنی اسماعیل، خاتم انبیاء از نسل اسماعیل است پیامبر ما از نسل حضرت اسماعیل و امامت از فرزندان او شد یعنی از بنی اسماعیل بودند،، آخرین قدوس بنی اسراییل حضرت عیسی ع و آخرین قدوس بنی اسماعیل، آخرین امام حضرت بقیه الله غایب شدند از میان امت،

همانطور که حضرت عیسی غایب شد حضرت بقیه الله هم غایب شد، و یک روز برمی گردد آن یار غایب شده در کجا؟ در کنار خانه‌ای که ابراهیم ع بنا کرده، یعنی کنار خانه کعبه، و همچنین آخرین قدوس بنی اسراییل هم که غایب شد او نیز برمی گردد و این بنی اسراییل و بنی اسماعیل انجا باهم آشتی می‌کنند، چون یک عمر بین اینها تفرقه بود،

تا وقتی امام عصرعج تشریف میاورند حضرت عیسی ع

هم از اسمان نزول می‌کنند و رجوع می‌کند به دنیا و با هم بیعت می‌کنند و در روایت می‌گوید در پشت امام عصر عج به نماز می‌ایستد، عیسی ع پیامبر خداست، اما پشت سر امام عصر عج به نماز می‌ایستد و اقتدا می‌کند به ایشان،

مگر می‌شود کسی جلوی پیامبر خدا بایستد وپیامبر خدا به او اقتدا کند؟ بله، ایشان امام است و امامت از نبوت و رسالت بالاتر است، چون خداوند وقتی به حضرت ابراهیم ع گفت، قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً، من تو را امام قرار دادم، که حضرت ابراهیم ع هم نبی بود و هم رسول بود و هم خلیل الله بود که خداوند انجا گفت من تو را امام قرار دادم پس امامت بالاتر از نبوت و رسالت است به همین دلیل امام عصرعج امامت می‌کند بر حضرت مسیح ع

در بعضی از زیارت نامه‌ها حضرت را با این لقب صدا می‌زنیم یا امام المسیح، ای کسیکه بر مسیح امامت می‌کنی، ایشان اقتدا می‌کند به شما، و جالب این است در بعضی روایات می‌گوید، مسیحیان زودتر از مسلمانان با مهدی بیعت می‌کنند، سؤال می‌شود چطور؟ می‌گوید چون می‌بینند که حضرت عیسی ع با ایشان بیعت کرده زودتر از مسلمانان به مهدی ایمان می اوردندو چقدر از علما در مقابل حضرت مهدی می‌ایستند، روایت داریم، قران را بر علیه ایشان تفسیر و تأویل می‌کنند چون به نفع انها نیست، در بعضی روایات هست اگر از ترس شمشیر مهدی نبود انکارش می‌کردند، منتها خداوند با سپاه رعب مهدی را حمایت می کندو…

رجعت یعنی برگشت حکومت بدست اهلش و رجوع حضرت عیسی ع به زمین بر برپایی حکومت حقیه الهیه، که حکومت الله را در زمین پیاده کنند.

اما بحث فلسفی در مورد رجعت گوییم سیر معکوس در نظام عالم راه ندارد یعنی در عالم سیر قهقرایی نداریم چیزی به عقب بر نمی‌گردد بقول ملای رومی

هیچ انگوری دگر غوره نشد

هیچ میوه پخته باکوره نشد

انسان وقتی متولد شد دیگر به رحم مادر برنمیگردد انسان وقتی از دنیا رفت دیگر رجوعی به دنیا ندارد و اعتقاد برگشت ارواح به دنیا همان تناسخ است که هم حکما آنرا ابطال کرده‌اند وهم در روایات مردود شمرده شده است

البته در معانی الاخبار صدوق حدیثی از امیرمومنان علی ع آمده که صراحتاً برگشت ایشان به دنیا را نفی می‌کند

ان شاالله بزودی زود فرج امام زمان ما برسد

الحمدلله علی الولایه

دانلود فایل تصویری

دانلود فایل صوتی

سایت ادبستان معرفت-استاد محمد مهدی معماریان ساوجی.

۵/۵ - (۲ امتیاز)
مطالب مرتبط
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.