غربت و غریب الغربا

بسم الله الرحمن الرحیم

قال رسول الله (ص): «لَیْسَ لِلْمُؤْمِنِ رَاحَهٌ دُونَ لِقَاءِ اللَّه» ، یعنی مؤمن تا به لقاء الله نرسد آسوده نشود.
از اولین منازل سلوک تا انتهای راه که لقاء حضرت حق است در پیش سالک منازل و مراحلی است که باید همه آنها را در نوردد. انسان ها به علت خو کردن به عالم دنیا اکثراً در اول منازل سلوک متوقف می شوند و راه به جائی نمی برند. ولی سالکی صادق و مریدی عاشق که محبوب را می جوید و بی صبرانه راه را می پوید در هیچ منزلی متوقف نمی شود و به هیچ عذری از راه به در نمی رود. پس از هر منزلی که می گذرد غربتی سخت در جان خود می یابد چرا که از مردم بواسطه همت عالیه ومشاهدات وجدانیه خود دورتر می شود و این جاست که خواجه کائنات گوید:«طوبى للغرباء» یا فرماید: «موت الغریب شهاده».
تا آن که سالک بر اثر طی منازل به جائی می رسد که می شود «غریب الغربا» و هیچکس قدر او نشناسد جز خدای سبحان و «اولیائی تَحْتُ قَبایی لا یَعرِفُهم غَیری» بدین معناست یعنی هیچ کسی حالات و مقامات اولیای خدا را نشناسد نه آنکه شخص جسمانی او را نداند
و «غریب الغربا» از القاب سلطان سریر ارتضی حضرت علی بن موسی الرضا است چرا که حضرتش غربت ظاهر و باطن را جمع نموده بود که به حسب ظاهر از مدینه الرسول دور افتاده بودودربین اقربای خویش غریب بود چراکه امامتش راانکار میکردند والا به وجهی همه ائمه ما غریب الغربایند.

وَالسَّلامُ عَلَیْکَم وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ

متن: استاد معماریان

سایت ادبستان معرفت-استاد محمد مهدی معماریان ساوجی.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.