خاطره ای الهی

بسم الله الرحمن الرحیم

خاطره ای الهی

وقتی به علت احتیاج یکی از دوستان شبانه به درب منزلشان رفتم تا راهنمایی و کمکشان کنم
پس از آن در عالم نوم درب آسمان را گشوده دیده و عظمت الهی را مشاهده نمودم آنگاه دیدم ستارگان بهم بر آمده و آن باب مسدود گردید
سپس حضرت یوسف ع را میدیدم که در سنین کودکی بود و وصف کننده ای میگفت اینکه یوسف ع گفت انی رایت احد عشر کوکبا …بخاطر سرقدم بود
منظور این بود که قدم برداشتن برای خدا موجب اینگونه مکاشفات میشود
آنگاه میدیدم حضرت یوسف ع به اینطرف و آنطرف میدوند و بنده هم پشت سر آن جناب میدویدم گویا ایشان میدوید و قدم برمیداشت برای خداوند تا کار خیری انجام دهد
در این حال عده ای را میدیدم که صنم و بتی را بروی چرخکی حمل میکردند و به حضرت یوسف میگفتند بیا تا از این بت اخباری را بدست بیاوریم و ایشان فرمود مرا به آن احتیاج نیست
و منظورشان این بود که با این قدم برداشتن برای خدا به اخباری بالاتر از آن دست پیدا میکنم

غرض از نقل این رویا اینست که سعی کن در زندگی برای خدا قدمی برداری یعنی به دنبال کار خیر بگرد که خود قدم برداشتن و حرکت کردن در راه خدا را برکاتی است مخصوص که مکاشفات وعلوم خاصی را هم در پی دارد
و از همین باب است که رسول خدا ص فرمودند از کفارات است نقل الاقدام الی الصلات فی الجماعات…
و همچنین پهن کردن فرشتگان بالهای خود را در زیر پای طالب علم
یعنی قدمی که برای خداوند برداشته شود اثراتی مخصوص بخود دارد
سعی به معنی دویدن است و همین دویدن ظاهری اگر برای خدا باشد اثراتی عجیب دارد
و البته یکی از بالاترین مراتب سعی و دویدن سعی و دویدن درکنار اولیای الهی است که آیت فلما بلغ معه
السعی مشیر بدان است

متن حضرت استاد معماریان

سایت ادبستان معرفت-استاد محمد مهدی معماریان ساوجی.

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.