هفته نامه ۹۴٫۰۶٫۲۶

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین

الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا و طبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا العبد الموید الرسول المسدد المحمود الاحمد ابی القاسم المصطفی محمّد

اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذ الساعه و فی کل ساعه ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتی تسکنه ارضک طوعاً و تمتعه فیها طویلاً

برحمتک یا ارحم الراحمین

 

 

(ابن ابی العوجاء) :من با دانشمندان و متکلمان بسیاری ملاقات کرده و مناظره نموده ام ولی هیچگاه مانند هیبتی که در محضر شما به من دست داد برای من دست نداده بود

حضرت فرمود: بله اما من خودم در بحث را باز می کنم!

حضرت فرمود: تو مخلوقی یا مخلوق نیستی؟

گفت: ساخته نشده ام و مخلوق نیستم.

امام فرمود: برایم بیان کن که اگر مخلوق بودی چگونه بودی؟

او درمانده بود و پاسخ نمی داد و با چوبی که در دست داشت بازی می کرد و می گفت: درازی پهنایی گودی کوتاهی حرکت سکون تمام این ها اوصاف آفریده هاست.

اگر برای ساخته شده ای صفتی جز این ها ندانی باید خودت را هم ساخته شده بدانی زیرا در خود از این امور حادث شده می یابی.

گفت از من پرسشی کردی که پیش از تو کسی نپرسیده و بعد از تو هم کسی نخواهد پرسید.

امام فرمود: بر فرض بدانی در گذشته از تو نپرسیده اند از کجا می دانی در آینده از تو نمی پرسند؟!

(این سوال علت دارد امام می خواهد دائما او را محکوم کند برای این که تسلیم شود، از آن کفر و لجاجتش دست بردارد)

ای عبدالکریم افزون بر آن سخن، گفتار خود را نقض کردی زیرا تو ادعا داری همه چیز از روز اول برابر است پس چگونه چیزی را مقدم و چیزی را مؤخر میدانی؟ سپس فرمود ای عبدالکریم برای توضیح بیش تر مثالی بزنم؟

بگو بدانم اگر کیسه جواهری داشته باشی کسی به تو بگوید آیا در این کیسه سکه طلا هست تو بگویی نیست سپس بگوید سکه طلا را برای من وصف کن و تو اوصاف آن را ندانی آیا می توانی ندانسته بگویی سکه طلا در کیسه نیست؟

گفت نه.

امام فرمود جهان هستی که طول و عرض آن از کیسه جواهر بزرگ تر است شاید در این جهان ساخته شده ای (مصنوعی) باشد چرا که تو صفت ساخته شده را از ساخته نشده تشخیص نمی دهی. عبدالکریم از پاسخ عاجز شد و سکوت کرد ولی برخی از یارانش اسلام آوردند و عده ای هم با او بر کفر باقی ماندند.

ابن ابی العوجا روز سوم آمد و گفت باز هم سوال دارم امام فرمود هرچه خواهی بپرس. گفت دلیل بر پدید آمدن اجسام چیست؟( شما از کجا می گویید این عالم حادث است من می گویم این عالم قدیم است! چه دلیلی داری بر نوپدید بودن عالم؟)

حضرت فرمود من هیچ چیز کوچک و بزرگ این عالم را نمی بینم جز این که چون چیزی مانندش به آن پیوست شود بزرگ تر می شود. و همین نابود شدن و انتقال از حالت اول به حالت دوم ؛ اگر اجسام قدیم بودند، نابود و از حالی به حالی منتقل نمی گشتند. زیرا چیزی که زوال آن جایز است وجود و عدم او جایز خواهد بود.(وقتی می شود از آن کم کرد پس می شود نابودش کرد) پس با بودشدنش بعد از نابودی در حدوث وارد شود و با بودنش در ازل در عدم داخل گردد و هرگز صفت ازل و عدم و حدوث و قدم در یک چیز جمع نگردد.(این امور نقیض هم اند نقیضین اجتماع و ارتفاعشان محال است. ضدین اجتماعشان محال است ولی ارتفاعشان ممکن است مثل سفیدی و سیاهی متابینین هم قابل اجتماع اند هم قابل ارتفاع مثل سفیدی و شیرینی. ازلیت گذشته ای است که فوق زمان است. موجود ازلی را هرچه به عقب برگردی او هست و نمی شود به عدم او در گذشته رسید. موجود ابدی را هر چه در طول زمان پیش بروی به نبودن او نمی رسی. اشیاء تغییر می کنند و این خود دلیل حدوث آن هاست و چیزی که قدیم و ازلی باشد عدم درش راه ندارد.)

عبدالکریم گفت بر فرض جریان حالت کوچکی و بزرگی زمان پیشین و پسین مطلب چنان باشد که فرمودید و بر پدید آمدن اجسام استدلال کردید ولی اگر چیزها به کوچکی خود باقی بمانند از چه راه بر حدوث آن ها استدلال می کنید؟!!

حضرت فرمود: ما درباره همین جهان موجود بحث می کنیم اگر این جهان موجود را برداریم و جهان دیگری به جای آن بگذاریم دلیل روشن تر برای پدید آمدن (حدوث) جز همین برداشتن این جهان و گذاشتن جهان دیگر به جای آن نیست. ولی باز از همین راه که فرض کردی تا بر ما احتجاج کنی جوابت را می گویم. ما می گوییم(فرض می کنیم) همه چیز پیوسته به حال کوچکی باقی بماند؛ در عالم ذهن جایز است که وقتی به هر چیز کوچکی چیزی مانندش پیوست شود بزرگ تر گردد و جایز بودن این تغییر آن را از قدم بیرون آورد و در حدوث وارد کند. عبدالکریم دیگر پاسخی نداد. حضرت فرمود دیگر سخنی نداری؟ عبدالکریم درماند و خوار شد. وقتی سال آینده فرارسید امام (ع) در حرم مکه او را دید. یکی از شیعیان به حضرت عرض کرد: راستی ابن ابی العوجاء اسلام اختیار کرد؟ امام فرمود او نسبت به اسلام کوردل است مسلمان نشود!(بعضی ها معجزه هم که ببینند ایمان نمی آورند مگر زمان پیامبر(ص) نبود که شق القمر فرمود. «اقتربت الساعه و انشق القمر و ان یروا آیه یعرضوا و یقولوا سحر مستمر» آقا امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه می فرماید عده ای آمدند و از رسول الله (ص) خواستند درخت را دو نیم کند و… باز ایمان نیاوردند. استدلال که جای خود دارد.)

هنگامی که ابن ابی العوجاء چشمش به امام افتاد گفت: ای سرور و مولای من! امام فرمود چرا این جا آمدی؟ گفت برای عادت تن و روش مردم شهر و این که دیوانگی و سرتراشی و سنگ پرانی مردم را ببینم! امام فرمود ای عبدالکریم تو هنوز بر سرکشی و گمراهیت پابرجایی؟ خواست سخنی بگوید که امام فرمود در حج مجادله روا نیست. آنگاه عبای خود را از دستش کشید و فرمود: اگر حقیقت چنان باشد که تو گویی در صورتی که چنان نیست ما و تو رستگاریم و اگر حقیقت چنان باشد که ما گوییم که همین طور هم هست ما رستگاریم و تو بیچاره و هلاک.

عبدالکریم رو به همراهان خود کرد و گفت: در دلم دردی احساس می کنم مرا برگردانید او را برگردانیدند و سپس جان سپرد و خدایش نیامرزاد.

انسان یا نباید دنبال حرف برود و یا باید حرف حق را بپذیرد.

کتابی هست به نام الاحتجاج شیخ طبرسی که بحث هایی که ائمه در توحید و ولایت نبوت و قرآن با دیگران داشته اند جمع کرده است کتابی حدیثی، شیرین و خواندنی است. و چند بار هم عرض کردیم کتاب توحید مفضل را که امام صادق (ع) فرموده اند خیلی دلنشین است در اثبات وجود خداوند.

توحید بی ولایت پذیرفته نیست لا اله الا الله حصنی… بشرطها و شروطها و انا من شروطها به شرطی توحیدت پذیرفته می شود که ولایت ما را بپذیری و الا هرکس دم از خدا زد خدایی نیست. چون شیطان هم دم از خدا می زد ولی وقتی بر آدم سجده نکرد از بهشت رانده شد.

بی عنایات حق و خاصان حق       گر ملک باشد سیاه استش ورق

 

 

مطالب مرتبط
2 نظرات
  1. علی می گوید

    با عرض سلام و سپاس
    برای باز شدن فایل های صوتی چه نرم افزاری لازم است؟

    1. مدیر سایت2 می گوید

      سلام علیکم
      اگر فایلها به صورت فشرده می باشد از برنامه winrar برای باز کردن استفاده کنید. فایلهای صوتی نیز mp3 میباشند و براحتی با همه برنامه ها مدیاپلیر چه برای گوشی چه کامپیوتر یا mp3player باز میشوند.
      موفق باشید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.